ar
Feedback
آنه با موهای قرمز 🍒

آنه با موهای قرمز 🍒

الذهاب إلى القناة على Telegram

In the dream of traveling around the world in eighty days 🪭 https://t.me/safeCht_bot?start=AnneShirley

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
347
المشتركون
+4724 ساعات
+547 أيام
+6730 أيام
أرشيف المشاركات
sticker.webp0.10 KB

Diet Mountain Dew Lana Del Rey.mp33.44 MB

⋆˚꩜。

sticker.webp0.08 KB

Back Home Yeat Joji.m4a2.99 MB

Default Project1.mp35.34 MB

https://telegram.me/anne_Shirle خانه‌ی تو روی تپه‌ای سبز، میان علف‌های بلند و گل‌های وحشی قرار دارد؛ جایی که صبح‌ها مه آرام د
https://telegram.me/anne_Shirle خانه‌ی تو روی تپه‌ای سبز، میان علف‌های بلند و گل‌های وحشی قرار دارد؛ جایی که صبح‌ها مه آرام دور ایوان می‌پیچد و عصرها آسمان به رنگ کهربا درمی‌آید. دیوارهای کلبه از سنگ‌های قدیمی ساخته شده‌اند، پنجره‌های سفیدش همیشه نیمه‌بازند و رزهای وحشی دور چارچوبشان پیچیده‌اند. داخل خانه، کتاب‌ها روی هم تلنبار شده‌اند، یک صندلی کنار پنجره منتظر کسی است که ساعت‌ها به باران خیره شود، و فنجانی چای همیشه کمی گرم مانده است. ✨ جادوی خانه‌ات این است: وقتی دلت خسته می‌شود، درخت افرا کنار خانه برگ‌هایش را برایت به نامه تبدیل می‌کند؛ روی هر برگ، جمله‌ای نوشته شده که انگار از آینده آمده تا یادت بیندازد این خستگی هم همیشگی نیست.

زنده باش و آسیب ببین. رنج بکش و بیزار شو.‌ اما زنده باش! با دست‌هایت به روی رنج تنت دست بکش و در زیر آفتاب بسوز. زنده باش و آسیب ببین. خواهش می‌کنم زنده باش. و آسیب ببین. اگر آسیب نمی‌بینی به‌خاطر آن است که زنده نیستی! خواهش می‌کنم زنده باش! زنده باش!

sticker.webp0.07 KB

04. Lana Del Rey - Cherry.mp37.00 MB

𓇼
𓇼

من بالاخره تو کشور مورد علاقه‌امم! از آنجا رفتم؛ از همه‌ی آن روزها، از تمام آن چیزی که پشت سر گذاشتم. حالا شغل مورد علاقه‌ام را دارم. شب‌ها خسته، اما پر از حس زندگی، از سر کار به خانه برمی‌گردم و دوباره همان چیزی را می‌بینم که همیشه آرزویش را داشتم؛ هوای مورد علاقه ام! آسمانی ابری، بارانی آرام و صدای رعد و برقی که انگار مستقیم به روحم آرامش می‌دهد. چراغ‌های خانه خاموش است. چند شمع کوچک برای روشنایی کافی‌اند. پنجره‌ی اتاق باز مانده و صدای برخورد قطره‌های باران با شیشه، دقیقا همان چیزی‌ست که مدت‌ها به آن نیاز داشتم. دفتر و خودکارم را می‌آورم. کنار پنجره می‌نشینم. فنجان قهوه کنار دستم است و بی‌حواس خاکستر سیگار را درون جاسیگاری تکان می دهم. گربه‌ی نارنجی‌رنگم آرام وارد اتاق می‌شود. دستم را روی موهای نرمش می‌کشم. چند دقیقه کنارم می‌ماند و بعد، بی‌صدا از اتاق بیرون می‌رود. حالا فقط منم و من. دفترم را باز می‌کنم و از کشورم مینویسم. از دردهایش. از زخم‌هایش. از جنگ‌هایی که هر روز در آن تکرار می‌شوند. از جوانانی که رفتند. از امیدهایی که هر بار، ناامید می‌شوند. از حسرت ها. می‌نویسم از حجاب اجباری. از دین های افراطی که زندگی را سخت کردند. از محدودیت‌هایی که سال‌ها با خودم حمل کردم. از خانواده ای که حمایتم نمی کردند. از دوستانی که در سخت‌ترین روزها، زندگی را قابل تحمل‌تر کردند. از عشقی که تجربه کردم؛ عشقی که با تمام زیبایی‌اش، پایان غمگینی داشت. می‌نویسم از خودم. از شب‌هایی که بی‌صدا گریه کردم.ازحمله‌های عصبی. از لرزش دست‌هایم. از حسرت‌هایی که گوشه‌ای از قلبم جا گذاشتم. از خدایی که زمانی به او پشت کردم، اما او هیچ‌وقت به من پشت نکرد. می‌نویسم؛ می نویسم چون شاید روزی تمام این زخم‌های قدیمی، تبدیل به دلیلی برای لبخندهای آینده شوند. می‌بینی؟ آدم به امید زنده است. وگرنه؛ ما هر روز، آرام‌آرام، از درون متلاشی می‌شویم. 4/22

Repost from N/a
گاهی فکر میکنم خدا یه تیکه از نگاه گربه ها رو برداشت و گذاشت تو چشم‌های تو🫠 https://t.me/anne_Shirle
گاهی فکر میکنم خدا یه تیکه از نگاه گربه ها رو برداشت و گذاشت تو چشم‌های تو🫠 https://t.me/anne_Shirle

photo content
+1

honeybee.mp38.59 MB

1.90 KB

Inta Eyh Nancy Ajram.m4a4.98 MB