ارغوانِ بی ابتهاج
الذهاب إلى القناة على Telegram
" ارغوانم را دیدی سر راه؟ مثل من پیر شده بود؟:) 🥀 『 مرا ببخشید اگر نوشتههایم شمارا یاد کسی میاندازد』 ناشناس: @Arghavan_ebtehajbot •چنل متعلق به شخص خاصی نیست و پیامها به فرد خاصی اشاره ندارد
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
367
المشتركون
-624 ساعات
-397 أيام
+930 أيام
أرشيف المشاركات
آدمها خیلی دیر میرسن، دیر میفهمنت، دیر پشیمون میشن، دیر معذرت خواهی میکنن، دقیقا وقتی که از چشمت افتادن و دیگه هیچوقت بهشون حسی پیدا نمیکنی.
Repost from N/a
من در فاجعه ای زنده ماندم
که گلوله ای به تنم نخورده؛
اما زخم تماشای این ویرانی
حیاتم را روزی صدبار مصادره میکند.
با لبی که کاربرد اصلیاش بوسیدن است . .
چای مینوشید و قلب استکان میایستاد :))!🤌🏻
Repost from ارغوانِ بی ابتهاج
ولی خودمونیما
عجب دردی داره این انتظار کشیدن :))
رفتنت خزونم کرد و نبودنت پیرم ..
منِ نابلد هم عاشقت شدم هم وابسته ات !
شاعر نمیگه عاشق موی فرتم صافش نکن، میگه :
" بر گیسویت ای جان، کمتر زن شانه
چون در چین و شکنش دارد، دل من کاشانه."
آخرین مرحله دوستی از چشم افتادنه
انگار چیزی درونت اون فرد رو رها میکنه، گاهی این برداشت میشه که داری ادا در میاری ولی اون احساس چند ثانیهای که بهت میگه دیگه چیزی مثل قبل نمیشه رو فقط خودت حس میکنی.
اگر به کتاب های اجتماعی علاقه دارید پیشنهاد میکنم بخونید. ادامه این کتاب در رمان «داستان یک شهر» نوشته شده.
این کتاب به وضوح نشون میده که چطور شرایط جامعه میتونه یک جوان ساده رو به یک فعال سیاسی تبدیل کنه..
Repost from ‽ در جستجوی معنا ¿
حرف ما اینه که چرا گشنه ها باید گشنهتر بشن و پولدار ها پولدارتر...
📚همسایه ها ✍🏼احمد محمود
