⨷Covey girl's lullaby⎊
الذهاب إلى القناة على Telegram
ॐ زن زندگی آزادی. Welcome to Tony Stark fanclub. Carpediem. Professional yapper. She/her talk:https://t.me/SendHarfBot?start=36b42d516e59 talk2:http://t.me/safeCht_bot?start=jZRCAS Me: @Bomblalala Private:https://t.me/+10oE7ZBkD0BiMTVk
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
501
المشتركون
-124 ساعات
-57 أيام
-230 أيام
أرشيف المشاركات
و راجع به ماجراجویی امروز.
امروز رفتیم تو دل جنگلی که رودخونه داشت. یک قسمتم بود که عمق آب بیشتر بود و آب داخلش جمع شده بود، بخاطر همین میشد توش شنا کرد و اینا. ماهم با بدبختی و محنت رفتیم اونجا چون سراشیبیش گلی بود و آب هم بیش از اندازه سرد بود.(احساس میکردم دارم تو آبهای اطراف یخچالهای قطب شمال شنا میکنم)
بعد دوتا تونل نسبتا گنده بود که آب از داخل اون میریخت پایین(که این تونل به اون سر رودخونه وصل بود)
ماهم برای اینکه حوصلهمون سر رفته بود تظاهر کردیم که اون سر تونل قراره دریچه ورود ما به یک دنیای دیگه باشه(البته لازم به ذکره که بگم تنها خیال پرداز اونجا من بودم) و دسته جمعی میخواستیم بریم توش. یکی از همراهان شجاعمون به دستور کاپیتان(من) رفت که چراغ قوه بیاره و ما رفتیم داخل تونل ولی تا به وسطاش رسیدیم با انواع و اقسام عنکبوتها و حشرات گوناگون مواجه شدیم(یک خرچنگ بدبختم اون گوشه بهمون سلام کرد). و همون همراه شجاعی که جلو حرکت میکرد و چراغ قوه دستش بود داد زد که هیولا(یک آقای عنکبوت گنده) داره حمله میکنه و ما همگی با سرعت زیاد از تونل خارج شدیم و پریدیم تو آب.
