tım's
الذهاب إلى القناة على Telegram
89
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-1 4727 أيام
-1 48230 أيام
أرشيف المشاركات
89
من نمیتونم احساسات درونمو با چیدن کلمات کنار هم بیان کنم.
مدتهاست یه حسی درونم ریشه زده و شاخو برگ داده
رشد کرده و بزرگ شده
همهی وجودمو درگیر خودش کرده
ولی من توان بیانشو ندارم
نمیتونم افکارمو
میزان احترام و علاقهمو نسبت بهش بروز بدم
برای همینه که میگم چشمامو نگاه کن..
اونا همه چیزو لو میدن...
89
هوا بوی هلو و عسل میده. بستنی قیفی روی سنگفرشها، پنجرهها تا ته باز، باغی از درختان زردآلو با نسیمی که آویز بادزنگها رو میلرزونه، شاخهها در مه گرمای تابستان میدرخشن.
یه جور زیبایی کهنهی بیزمان توی این رویاست؛ مثل نقاشی روغنی قدیمی یا عکس پلارویدی که لبههاش فرسوده شده.
و تو. تو، با پوستت که لکههای رنگ روشه، مثل فلاش دوربینی که لحظهای رو ثبت کرده. تو، و تو، و تو.
میخوام اینطوری زندگی کنم، برای همیشه.
همیشه در تلاش برای رسیدن به هم، اما هیچوقت کاملاً لمس نمیشیم.
نوری که روی پوست مرمرین پشتت میتابه، عضلاتت مثل موجهای رودخونه زیر اون نور میرقصن، نرم، لطیف، پر از اشتیاق.
هرچی دلت بخواد اسمش رو بذار.
در این زندگی، بارون میباره درست همون لحظهای که اسم هم رو صدا میزنیم.
در زندگی بعدی، دنیا نفسشو نگه میداره، درست قبل از اینکه برای اولینبار همدیگه رو ببوسیم.
در یکی دیگه، با هم به رودخونه میپریم سحرگاه، و دیگه هیچوقت برای نفس کشیدن بالا نمیایم.
89
Repost from N/a
ایدا کوچولوم پیشی نازم چهار سالگی دوستیمون مبارک
همونطور که بزرگ شدنتو دیدم یسری درس ها که باید میگرفتی رو هم دیدم و چقدر دلنشین و قشنگه که ببینی ایدای نازت روز به روز خوشگل تر، بانمک تر و باهوش تر میشه
قول دادیم قانون دنیا رو به هم بزنیم که هر چیزی پایانی داره
پس بمون تا پیشرفتتو ببینم.
چه توی زیبایی، چه تو زندگی و چه تو حال خوبت.
89
گفتند: آدم مگر خانه ی خود را ترک میکند؟
گفتم: وقتی خانه دیگر خانه نباشد چرا که نه..
وقتی خانه دیوار هایش غریبه شوند و آسمانش ناشناس چرا که نه؟
وقتی شهر کوچک مرهم قلبت نباشد و آرزوهایت را بکشد چرا که نه؟
وقتی دیوارها به جای آغوش، زندان شوند و هر گوشهاش به آدم زهر غربت بچشاند، ماندن چه معنایی دارد؟
وقتی صدای در و پنجرهها غریبه شود، وقتی سایهها مثل دشمن کمین کرده باشند، وقتی نفس کشیدن میان آن سقف به خفگی شبیه شود، آدم مگر میتواند دوام بیاورد؟
خانهای که باید پناه باشد، اگر خودش به چاهی تاریک بدل شود، دیگر چیزی جز مرگ نمیماند.
آنجا که بوی خاکستر به جای بوی زندگی میآید، آنجا که هیچ نوری پشت پنجرهها روشن نمیشود، آنجا که حتی خاطرات هم به کابوس تبدیل شدهاند، مگر جز رفتن چه راهی میماند؟
میگویند آدم همیشه دلش برای خانهاش تنگ میشود،
اما وقتی خانه به هیولایی بدل شود که خونت را میمکد، دلتنگی هم میمیرد.
آنوقت فقط یک حس میماند..
حسِ خوابی آرام، طولانی، شبیه جان دادن زیر سقفی که روزی دوستش داشتی.
89
اون خوشگله مثل جواهری که نمیخوام کسی بهش دست بزنه
چشماش حتی تو عکس هم آدمو میسوزونه و نمیذاره نگاهمو بردارم
چشمای نازش یه دام شیرینه که قلب هر کسیو میدزده
هر جزئیاتش از فرم صورت تا فرم موهاش انگار برای مجذوب کردن آدم ساخته شده
دیدنش تو عکس مثل یه طلسمه که همه فکر و ذهنو میگیره
اون ماه منه
و گراز هایی که دستشون به ماهم نمیرسه فقط میتونن سرشونو بکنن زیر خاک.
89
ولی قطعا تنها کسی که تو عالم عصبانیتم واسش میمیرم تویی.
قطعاً تنها کسی که توی همه ی بی حوصلگیام وقتی حتی حوصله ی خودمم ندارم، منتظر پیامشم تویی.
قطعاً تنها کسی که وقتی از همه دور شدم و میخوام تنها باشمم هنوز نیاز دارم کنارش باشم تویی.
قطعاً تنها کسی که هرچقدرم سرم شلوغ باشه همه چیو فراموش می کنم و کل تایممو اختصاص می دم بهش تویی.
قطعاً تنها کسی که تو اوج ناراحتیا میتونه آرومم کنه تویی.
قطعاً تنها کسی که فکر بهش شده راه فرار من تویی.
قطعا تنها کسی که وقتی از همه حالم بهم میخوره میخوام ببوسمش تویی.
قطعاً تنها کسی که واسم با بقیه فرق داره و استثناء و خط قرمز منه تویی.
89
یه جوری میشه که خودت رو توی سایهها پیدا میکنی وقتی دنیا از صدا خالی میشه و سکوت حرف میزنه.
همه چیز محو میشه و فقط یه خلأ نرم باقی میمونه
مثل دریایی تاریک که آرام تو رو میبلعه
تو این تاریکی، یه آرامش سرد هست،
جایی که ذهنت مثل موجی بیصدا میاد و میره
و شاید اینجا بتونی اون حقیقت پنهون خودت رو پیدا کنی
اون قسمتی که فقط خودت میدونی و سایههات همراهیت میکنن.
89
Taehyung,my darling, my love, my sweetness, my world, my baby, my solace, my rainbow, my daily spirit, my night moon, my stars in the sky, my fire of enthusiasm, the flowers in my garden, my cooling water, my soul's life, the owner of my longing, the cure for my wounds, the soother of my heart, the light of my path, my soul mate, the guardian of my heart, the reason for my smile, the owner of my beating heart, the tune in my song, my beautiful dream, my night guard, the soother of my soul, the lamp in my darkness, the crashing of my waves, my morning sun, my gentle breeze, the refreshing rain, the calming dusk, the dew on the leaves, the sun of life, the poetry in my heart, the eternal story, the harmony of my soul, the endless longing, my complement, my final destination, my life's inspiration, the melody of my tune, my warmest hug, the smile I long for, my little heaven, the guardian of my dreams, the light of my stars, my breath, the sigh of my longing, the beat of my heart, my most beautiful night, the hope in my life, the dawn of my salvation, my bright afternoon, my calm waves, my shield of my heart, my love ark, my night blanket, my morning embrace, my universe harmony, my heart's idol, the flower sower on my path, my love lantern, the morning star in my darkness, the oxygen in my breath, my ocean of love, my living soul, the aurora of my love, the inspiration of my longing, the solace of my fatigue, my limitless happiness, and the eternal time in my life.
