Cabin 13
الذهاب إلى القناة على Telegram
Born in southside Chicago, spent some time in Kansas, got a little lost in New Orleans, I've a pack in Beacon Hills and find me in Camp Half-Blood now (or maybe back on the southside... who knows?) https://t.me/HarfChatBot?start=707c707225f7
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
234
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-47 أيام
-130 أيام
أرشيف المشاركات
234
Hearing that was weird because people used to say my games aren't that fun when I was a kiddo
234
دیروز شاگردم گفت احساس میکنم وقتی کوچیک بودی از این بچههایی بودی که همش بازیای متنوع و جدید از خودشون درست میکنن و بازی باهاشون خوش میگذره
234
من قبلا خیلی فکر میکردم چرا روابطم هیچکدوم جواب نمیدن و لاو لایفم انقدر افتضاحه، ولی الان خیلی خوشحالم که تمام اون روابط خراب شدن تا من الان این آدمو تو زندگیم داشته باشم.
234
اگر خیلی علاقه داری و عاشقشی پس فقط انجامش بده کسی نمیتونه مجبورت کنه از چیزی بیخیال شی. فوقش میری و میبینی مال تو نیست میری سراغ چیز دیگه.
234
از لحاظ علم و آگاهی هم این حرف درسته که شما برای تدریس یک چیزی باید تا حد بالایی سوادش رو داشته باشی، اما چیز دیگهای که در مورد تدریس زبان وجود داره این حقیقته که اینجا بیشتر بحث تکنیک و اعتماد به نفس مطرحه. عجیبه ولی حتی لازم نیست C2 باشید که بتونید تدریس کنید. خیلیها هنوز خودشون دارن تو آموزشگاهها درس میخونن و همزمان TTC میگیرن.
مسئله اینه که زبان تمومی نداره و شما باید تو این مسیر سعی کنی علمتو افزایش بدی که همیشه چند قدم از بچهها جلوتر باشی.
234
بودن کنارشون و اینکه میبینی یهو انقدر بهت عشق میدن خیلی دوستداشتنیه. وقتی میبینی کسی که هیچی بلد نیست و یهو شروع میکنه به یه زبان دیگه صحبت کردن و تو اینو یادش دادی واقعا احساس عجیبی داره.
234
من تدریس زبان رو به عنوان شغل لایف تایم نمیخواستم و نمیخوام. رشتهی دانشگاهیم هم چیز دیگهایه اصلا! اما خب اوایل که رفتم سمتش واقعا علاقه داشتم. اخیرا فکر میکردم علاقهام رو از دست دادم، اما به نظرم اون علاقه هنوز همون جاست. من اضطراب اجتماعی شدید داشتم و حضور توی کلاسها به عنوان یه معلم باعث شد این تا حد خیلی زیادی از بین بره و در نتیجه روی کرکترم و حتی شخصیتم در اجتماع هم تاثیر مثبتی داشت. با انواع و اقسام آدمها مواجه شدم و این باعث شد شناخت بهتری نسبت به جامعه داشته باشم.
234
چیزهایی که میگم برای ناامید کردنت نیستن، اما من وقتی وارد شدم تصوری از این مسائل نداشتم. همین باعث شد ماهها حالم بد باشه و روحیهام بپاشه. یه تایمی بود (بچهها یادشونه) که من هر شب میومدم خونه و چند ساعت فقط گریه میکردم.
234
درست فهمیدی.
واقعیت شغلی هم نیست که چندان سن براش مطرح باشه من خودم ۱۷ سالگی TTC گذروندم. کسایی رو هم میشناسم بین همکارام که ۱۶ ۱۷ سالگی و در حالی که هنوز مدرسهای بودن خودشون کار رو شروع کردن.
راستش رو بخوای بزرگترین حقیقتی که باهاش باید روبهرو شی و مسئلهای که توش مطرحه اینه که در آغاز تو درآمد فوقالعاده پایینی خواهی داشت و به طور کلی شغل پردرآمدی نیست. سوای اینها قراره هر نوع بچهای با هر نوع اخلاق، تربیت، ویژگی و خانواده ببینی و این میتونه خیلی برات چالش برانگیز، اذیتکننده یا حتی ترسناک باشه. به همین علت از همین ابتدا میگم که حضور توی این نقش توی این شرایط روحیهی قوی و مهمتر از اون علاقهی خیلی خیلی قویتر میطلبه.
234
من نمیدونم درست فهمیدم یا نه ولی فک کنم که تیچر زبان انگلیسی هستیی:)
راستش من خیلی دنبال کسی بودم که ازش راهنمایی بگیرم،من خیلی علاقه دارم به این کار
سنم زیاد نیست البته ۱۷ سالمه
دوست دارم این کارو شروع کنم ولی خیلی استرس دارم که نکنه علم و اگاهی خودم کم باشه یا شاید هنوز اونقدر قوی نشدم برای اینکار،همه این افکار دارن یکاری میکنن بیخیال شم
