ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

راٰن

راٰن

الذهاب إلى القناة على Telegram

هرچه‌ لطیف‌تر، پنهان‌تر اما قوت و نفوذش بیشتر - @reyhanehinjastbot

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
473
المشتركون
+224 ساعات
+387 أيام
+4330 أيام
أرشيف المشاركات
امام‌زمان'عج' توی ناحیه مقدسه می‌فرمایند: «اَلسَّلامُ عَلَی الْمَنْحُورِ فِی الْوَرَی» - ​سلام بر آن که در ملأ عام سرش بریده شد -

Repost from N/a
photo content

می‌گفتن ما می‌شنویم چه گذشت بر ابی‌عبدالله ولی امام‌زمان'عج' می‌بینن...

|آجَرَکَ الله یَا مَولایَ یَا صَاحِبَ الزَّمانِ عجل الله تعالی فرجه الشریف.| ​یا بن‌ الحسن! بمُصابِ اِستِشهادِ جَدِّکَ المَظلومِ الشَّهیدِ، سَاعَدَ اللهُ قَلبَکَ الشَّریفَ فِی هذِهِ المُصیبَةِ العَظیمَةِ. لَعَنَ اللهُ اَعدَائَکُم وَ ظَالِمِیکُم مِنَ الاَوَّلینَ وَ الآخِرینَ، وَ جَعَلَنَا اللهُ مِنَ الطّالِبینَ بِثَارِکُم وَ المُستَشهَدینَ بَینَ یَدَیکَ. ​أعظَمَ اللهُ اُجُورَنا وَ اُجُورَکُم بِمُصابِنا بِالحُسَینِ عَلَیهِ السَّلام.

Repost from راٰن
عموجان! ای عموی عزیزتر از جان! عموی دست شسته از جان! عموی دست داده به جانان! ای ملتقای زمین و آسمان! ای محصول بی‌بدیل پیوند، میان حبل المتین و ام‌البنین! ای ماه‌جبین سدره‌نشین!

قلب امام‌زمان'عـج' این دو شب بسیار تحت فشاره. براشون صدقه بذاریم.

رگِ پیشانی تو تا که تَوَرم می‌کرد لشگر انگار که با مرگ تکلم می‌کرد

گفت ای سرو قد دلجویت ليلة القدر پدر گیسویت ای رخت ماه و هلال ابرویت صبر کن سیر ببینم رویت در خم زلف تو دلها بسته اشک من راه تماشا بسته من نگویم مرو ای ماه برو لیک قدری بر من راه برو ای جگر گوشه من ای پسرم هیچ دانی که چه آری به سرم؟ - علی انسانی

enc_16597236504088962845201.mp34.31 MB

sticker.webp0.00 KB

به گمانم به سرت هست مهیا بشوی پیش بابای خودت گرم تمنا بشوی ​لحظه‌ای صبر کن و پیش نگاه پدرت دو قدم راه برو تا که تماشا بشوی ​تا بدانی دل بابات چرا می‌لرزد کاش آنقدر زمان بود که بابا بشوی ​با قد و قامت طوبات کجا می‌دیدم که تو در بین عبای پدرت جا بشوی ​این چه پاشیده شدن بود، گمان می‌کردی که تو را جمع کنم باز تو منها بشوی - ​محسن ناصحی

یه شعر دیگه هم هست در وصف حضرت علی‌اکبر خیلی دوستش دارم. اونم می‌ذارم اینجا که بمونه:)

چشم زخم از کافران خوردی رسول الله من کاش که پوشانده بودم روی زیبای تو را

Repost from N/a
زبانم لال چشم شوری به علی‌اکبر تان خیره شده صحبت از مرگ جوان است بیا برگردیم..:)

این قرآنی که ورق‌ورق شده بود و شیرازه‌اش از هم دریده بود، به هم برآمدنی نبود. چه تلاش عبثی می‌کردند این جوانان که می‌خواستند دوش به دوش هم راه بروند تا جنازه‌ای یک‌پارچه و به هم پیوسته را به نمایش بگذارند. اکنون دیگر دلیلی برای ایستادن نداشتم. دلیل من، قطعه قطعه و چاک‌چاک بر روی دست‌های هاشمیین پیش می‌رفت و به خیمه‌ها نزدیک می‌شد. سنگینی خبر اکنون نه بر دوش من که بر دوش جوانان هاشمی بود. - پدر، عشق و پسر ' سید‌مهدی‌شجاعی

پدر به علی‌اکبر گفت: «پیش رویم، مقابل چشمانم راه برو!» و او راه رفت. چه می‌گویم؟ راه نرفت. ماه را دیده‌ای که در آسمان چگونه راه می‌رود؟ چطور بگویم؟ طاووس خیلی کم دارد. اصلاً گمان کن که سرو، پای راه رفتن داشته باشد! نه، پای راه رفتن نه، قصد خرامیدن داشته باشد... و حسین سر به آسمان بلند کرد و گفت: «شاهد باش خدای من! جوانی را به میدان می‌فرستم که شبیه‌ترین خلق به پیامبر توست در صورت، در سیرت، در کردار، در گفتار و حتی در گام‌های رفتار. تو شاهدی خدای من که ما هر بار برای پیامبر دلتنگ می‌شدیم، هر بار دل‌مان سرشار از مهم پیامبر می‌شد، هر بار جای خالی پیامبر جان‌مان را به لب می‌رساند، هر بار آتش عشق پیامبر، خرمن دل‌مان را به آتش می‌کشید، به او نگاه می‌کردیم. به این جوان که اکنون پیش روی تو راه می‌رود و در بستر نگاه تو راهی میدان می‌شود.» - پدر، عشق و پسر ' سید‌مهدی‌شجاعی

به رسم هرسال، تا فردا شب «پدر، عشق و پسر» می‌خونم.
به رسم هرسال، تا فردا شب «پدر، عشق و پسر» می‌خونم.

حلق علی‌اصغر و چشمت سه شعبه خورد آری به شعله سوخته خشک و تر اینچنین

شما فکر می‌کنید مصیبت، خوردن تیر به حلقوم حضرت علی اصغر است؟ اصل مصیبت طفل به میدان آوردن است. - علامه شوشتری

أَسْتَغْفِرُ اللهَ مِنْ كُلِّ ذَنْبٍ يَحْرِمُنِي مِنْ بُكَائِي عَلَى الْحُسَيْنِ.