𝘍𝘢𝘭𝘴𝘦 𝘌𝘲𝘶𝘪𝘭𝘪𝘣𝘳𝘪𝘶𝘮
الذهاب إلى القناة على Telegram
إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
248
المشتركون
-124 ساعات
+27 أيام
+630 أيام
أرشيف المشاركات
از طرف دیگه، هر دو بعد از موفقیتهای اولیه، کمکم بیش از حد قلمروشون رو گسترش دادن و وارد جنگهایی شدن که کنترلشون سختتر بود. جالبترین شباهتشون هم حمله به روسیه بود؛ جایی که وسعت سرزمین، مشکلات تدارکاتی و مقاومت شدید،محاسبات هر دو رو به چالش کشید.
از نظر استراتژی، ناپلئون و هیتلر یه شباهت مهم داشتن: هر دو به جنگ تهاجمی، سرعت عمل و غافلگیر کردن دشمن خیلی تکیه میکردن. یعنی ترجیح میدادن قبل از اینکه دشمن فرصت آمادهشدن پیدا کنه، خودشون ابتکار عمل رو به دست بگیرن.
یکم سپتامبر بود و شب ها به آرامی طول مییافت و درخشش ستارهها بیشتر میشد، اما او چه؟ او به آرامی خاموش میشد، ستارهاش روبه مرگ میرفت و روزهایش او را به سوی جنون وا میداشت. به راستی، مگر مجنونی همانند او، تفاوتی در روز و شب میدید؟
کودک هرکجا که میرفت، ماه هم به دنبال او میآمد؛ شاید بخاطر همین بود که او تصور میکرد آن تیله کیهانی دوست اوست. او با ماه صحبت میکرد، میخندید و میگریست. اما در یکی از روزها که خورشید طلوع کرد، ماه هبچگاه پدید نیامد، شاید او هم خودش را پنهان کرده بود، تا انزوای کودک بیش از این به او سرایت نکند.
میخواستم بهترینِ خود باشم، اگرچه حتی بدترین هم نبودم. تنها یک تاریکی که در تاریکی دیگر پا به دنیا گذاشته است، هستم که نمیتوانم به هویت خود پی ببرم.
اگر یک دیوانه در ساعتی از روز به خود بیاید و واقعیت تلخ زندگیاش چشمش را بگیرد، مسلما آن لبخند و صحبت های پرشور هم رنگ میبازد
اگرچه گمان میکنم زندگیام را به بهترین نحوهی ممکن گذراندهام، اما در حقیقت همه هیجانات زندگیام، چیزی جز یک توهم احمقانه نیست.
فئودور صرفا «ویلن یا شرور» نیست.
اون آدمیه که یک باور مشخص دربارهی دنیا پیدا کرده و بعد تقریبا همهچیز رو با همون باور تفسیر میکنه. برای خودش احتمالا یه شخصیت منفی نیست. اون فکر میکنه داره کاری رو انجام میده که بقیه توانایی انجام دادنش رو ندارن.
و شاید همین موضوع، شخصیتش رو پیچیدهتر میکنه.
«خدا» برای فئودور فقط یک موجود مقدس نیست؛ بلکه نمایندهی یک معیار مطلق برای خوب و بده.
فئودور نمیخواد صرفا بر اساس سلیقهی خودش بگه چه چیزی درسته. اون به چیزی بالاتر از انسان نیاز داره تا باورش رو توجیه کنه.
به همین دلیل مفهوم خدا برای شخصیتش خیلی مهمه.
فئودور خودش رو کسی میبینه که وظیفه داره با این گناه مبارزه کنه.
یعنی ممکنه از دید خودش، کارهایی که انجام میده صرفا «جنایت» نباشن؛ بلکه بخشی از هدف بزرگتری باشن که برای خودش تعریف کرده.
و این دقیقاً همون جاییه که مرز بین ایمان و توجیه برای فئودور خیلی باریک میشه.
یکی از چیزایی که دربارهی فئودور خیلی مورد توجهه اینه که با وجود اینکه خودش مرتکب جنایتهای زیادی شده، مرتب به مفاهیمی مثل خدا، گناه، گناهکار بودن و رستگاری اشاره میکنه.ولی احتمالاً مسئله برای فئودور این نیست که خودش رو یک آدم بیگناه میدونه.شخصا اینطور به نظر میاد خودش رو هم بخشی از همین دنیای گناهآلود میبینه.
یکی از ویژگیهای خیلی مهم فئودور اینه که تقریبا هیچوقت واکنش احساسی شدیدی ازش نمیبینیم.
این الزاماً به معنی «بیاحساس بودن» نیست. اتفاقا ممکنه برعکس باشه. فئودور احساساتش رو خیلی خوب کنترل میکنه و اجازه نمیده احساسات، تصمیمهاش رو تحت تأثیر قرار بدن.
