سایه روشن
الذهاب إلى القناة على Telegram
«اینجا چراغی روشنه»
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
257
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+87 أيام
+3630 أيام
أرشيف المشاركات
257
جالبه بدونید «فروید» معتقده که تمام فعالیتها و هنرهای انسان ناشی از نیروی جنسی هست؛ یعنی میگه هنرمندان و بازیگران و ورزشکاران و خلاصه هر کسی که تو یه زمینهای حرفی برای گفتن داره، این تواناییش ناشی از نیروی جنسی هست.
یه مفهوم تو روانشناسی فروید داریم به اسم تصعید:
تلطیف و تعالییابیِ خواستهای وازده و سابقههای جنسی به سوی اهداف متعالی، و به کار افتادن نیرویشان در فعالیتهای فکری، علمی، هنری، فرهنگی، اجتماعی، بشردوستانه، ادبی و هنری.
حالا این فرآیند تصعید که به زبون ساده میشه: تبدیل نیروی جنسی به قوه محرک برای فعالیتها، چجوری به وجود میاد؟
لازمه فرآیند تصعید، فرآیند «بازدارش» هست؛ تعریف ساده بازدارش میشه: ممانعت و جلوگیری از خواست و کششِ جنسی و هوس انگیز، و فروکش کردنِ جنب و جوش جنسی و کنترلِ آن
به طور خلاصه فروید میگه: نیروی جنسی و شهوت رو کنترل کن تا تواناییهای دیگهات ظهور کنه.
257
میفکن بر صف رندان نظری بهتر از این
بر در میکده میکن گذری بهتر از این
در حق من لبت این لطف که میفرماید؟
سخت خوب است، ولیکن قَدَری بهتر از این
آن که فکرش گره از کار جهان بگشاید
گو در این کار بفرما نظری بهتر از این
ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق؟
برو ای خواجه عاقل هنری بهتر از این؟
دل بدان رود گرامی چه کنم گر ندهم؟
مادر دهر ندارد پسری بهتر از این
من چو گویم که قدح نوش و لب ساقی بوس؟
بشنو از من که نگوید دگری بهتر از این
کلک حافظ شکرین میوه نباتیست به چین
که در این باغ نبینی ثمری بهتر از این
حافظ
257
امشب فوتبال ندیدم؛ داشتم فیلم meet joe black رو میدیدم. فیلم قشنگی بود. یک داستان نو و بدیع رو کار کرده بودن و انصافا هم خوب کار کرده بودن. موسیقی متن این فیلم خیلی من رو جذب خودش کرد و صحنههای عاشقانه زیبایی داشت(معمولا فیلم عاشقانه نمیبینم).
نکته منفی این فیلم، اتفاقات کم و در عین حال طولانی بودنش بود(سه ساعته)
بخوام یه خلاصه ازش بگم:
داستان در مورد یک شخصیتی شبیه به عزرائیله که هم نیمه تاریک و هم نیمه روشن وجودی داره و وارد زندگی یه پیرمردِ موفق میشه تا بهش بگه که مرگش نزدیکه و در این بین رابطهای بینِ عزرائیلٍ داستان و دخترِ پیرمرد شکل میگیره که به زیبایی نشون داده شده.
257
ساقی اندر قدحم باز می گلگون کرد
در مَی کهنه دیرینهء ما افیون کرد
دیگران را َمی دیرینه برابر می داد
چون به این دلشده خسته رسید افزون کرد
این قدح هوش مراجمله به یکبار ببُرد
این مَی این بار مرا پاک زخود بیرون کرد
تو مپندار که در ساغر وپیمانه ما
بت سنگین دل من خون جگر اکنون کرد
انچه در سینه مجروح من َاش دل خوانی
خاک عشق است که با خون جگر معجون کرد
روز اول که به استاد سپردند مرا
دیگران راخِرد آموخت مرا مجنون کرد
دل حافظ که ز افسون لبت بی خود بود
چشم جادوی تو اش بار دگر افسون کرد
منسوب به حافظ
257
سایه جان رفتنی استیم بمانیم که چه
زنده باشیم و همه روضه بخوانیم که چه
درس این زندگی از بهر ندانستن ماست
این همه درس بخوانیم و ندانیم که چه
خود رسیدیم به جان نعش عزیزی هر روز
دوش گیریم و به خاکش برسانیم که چه
آری این زهر هلاهل به تشخص هر روز
بچشیم و به عزیزان بچشانیم که چه
دور سر هلهله و هاله شاهین اجل
ما به سرگیجه کبوتر بپرانیم که چه
کشتی ای را که پی غرق شدن ساخته اند
هی به جان کندن از این ورطه برانیم که چه
بدتر از خواستن این لطمه نتوانستن
هی بخواهیم و رسیدن نتوانیم که چه
ما طلسمی که قضا بسته ندانیم شکست
کاسه و کوزه سر هم بشکانیم که چه
گر رهایی است برای همه خواهید از غرق
ورنه تنها خودی از لجه رهانیم که چه
ما که در خانه ایمان خدا ننشستیم
کفر ابلیس به کرسی بنشانیم که چه
مرگ یک بار مثل دیدم و شیون یک بار
این قدر پای تعلل بکشانیم که چه
شهریارا دگران فاتحه از ما خوانند
ما همه از دگران فاتحه خوانیم که چه
شهریار
257
آقا این آدمای ساده و بدون زرق و برق و بیشیلهپیله، چقدر زیبان
من واقعا ذهنیتم اینه که ساده بودن اوج زیباییه حالا دختر و پسر فرقی نداره ولی باید ساده باشی؛ ساده نه به معنای اینکه به خودت نرسی (( حالا این رسیدنِ آدم به خودش هم از نظر جسمی معنا داره هم ذهنی) وقتی دندونارو کامپوزیت کردی اما بلد نیستی دو کلمه حرف حساب بزنی فایدهاش چیه؟ وقتی تا ساعد النگو داری و ۵ تا دندون پوسیده تو دهنت، دیگه پُز چی رو میدی؟ وقتی ماشین میلیاردی سواری و راهنما نمیزنی پس برای چی زندهای؟ وقتی هر بار لباسای برند میپوشی و اخلاقت همه رو ازت دور نگه میداره پس معنای زندگی رو تو چی دیدی؟)
اولین چیزی که همیشه منو به خودش جذب میکنه اخلاق خوبه، واقعا خوشاخلاقها تو یه سطح دیگهای از جذابیت هستن. اینم بگم که من خودمم همیشه خوشاخلاق نیستم مخصوصا وقتی دیرم شده باشه یا حالم خوش نباشه ولی همیشه احترام خاصی برای خوشاخلاقا قائلم و سعی میکنم خوشاخلاق باشم.
با اونایی که ورزش میکنن و نظم روزانهِ خوبی دارن هم خیلی حال میکنم✋
تو این شبای امتحان آدم هر کاری میکنه بجز درس خوندن، الانم اومدم یکم نوشتم تا خالی بشم
257
شعر نوشتن همیشه دو حالت دارد:
خیلی وقتها شعرهایی مینویسیم و در خلوت خودمان نگه میداریمشان؛ چون یا ارزش منتشر کردن ندارند یا از انتقادات دیگران میترسیم و اینکه با خواندن این شعر چه فکری در مورد ما میکنند. در نتیجه: این آرامشِ ذهن را به شلوغی ترجیح میدهیم.
اما به ندرت پیش میآید که شعری بنویسیم و از دیگران بخواهیم بخوانندش.
از این دست شعرهای مورد اولی کم و بیش دارم اما جرات در معرض نقد گذاشتنش را نه، اما امروز تصمیم گرفتم شعری که دیشب یکهو جوشید و وزن گرفت را در اینجا به اشتراک بگذارم.
257
درود رفقا
حواسم هست که فعالیتم کمتر شده و باید نقد و بررسی غزل حافظ، نکات مهم و گزارش کتابایی که میخونم و آهنگها و شعرای خوب بذارم براتون؛ ولی حقیقتا دوران امتحانات شروع شده و وقت کمتری برای خوندن کتاب آزاد و مطالب غیردرسی دارم
به زودی جبران میکنم🌱
چو غنچه گرچه فروبستگیست کار جهان
تو همچو باد بهاری گرهگشا میباش
257
هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی
الا بر آن که دارد با دلبری وصالی
دانی کدام دولت در وصف مینیاید
چشمی که باز باشد هر لحظه بر جمالی
سعدی
257
کس به چشمم در نمیآید که گویم مثل اوست
خود به چشم عاشقان صورت نبندد مثل دوست
عنبرین چوگانِ زلفش را گر استقصا کنی
زیر هر مویی دلی بینی که سرگردان چو گوست
سعدیا، چندان که خواهی گفت، وصف روی یار
حسنِ گل بیش از قیاسِ بلبلِ بسیارگوست
سعدی
