ar
Feedback
مُطاٰب؛

مُطاٰب؛

الذهاب إلى القناة على Telegram

از‌طُ‌چه‌پنهان...🪑 . ناشناس:https://t.me/HarfChatBot?start=b69839a40c1e

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
174
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-37 أيام
-2830 أيام
أرشيف المشاركات
برای شرح دقیق وضعیت روحیه‌ام باید مثل فروغ فرخزاد بگم: در ظاهر روی پاهایم ایستاده‌ام، گاهی می‌خندم و گاهی گریه می‌کنم اما حقیقت این است که خسته هستم، می‌خواهم فرار کنم، می‌خواهم بروم و ناپدید شوم.

تو آنجایی؛ و «آنجا» نمی‌داند که چه‌قدر خوشبخت است🌱✨

اشتیاق من به تو مرا به تو نزدیک تر می کند تا جایی که استخوان ها تقریبا در سینه ام ناله می کنند؛...

با حال امروزم، میان خاطرات تو... باران نمی بارید،اگر یک ذره وجدان داشت!

هی لبت را با لب فنجان خود بازی نده عاشق بوسیدن فنجان چایی میشوم؛

دل رفت به سوی تو ، همان سوی که شد، ماند؛...

من آخرین غزلِ ذهنِ شاعری مُرده برای شعر شدن فرصت کمی دارم؛ فقط دو لحظه بیا با سه دوستت دارم مرا بخوان که خودم پاسخ سوال تو ام؛

تو رود بودی و از من به هر بهانه گذشتی که من به قول تو سنگم که من به قول تو مَردم؛

.پنجره‌ای بودم پنجره‌ای بیهوده بر دیوار خرابه‌ای که هرگز کسی نفهمید به کدام طرفش نگاه می‌کند؛...

در خود فرو بِبَرَم. مرا شبیه خود کن؛ چنان که پس از تو هیچکس نداند، رازِ این‌همه اشتیاق را؛...

...🤌🏻
...🤌🏻

خود را اگر نسوزم،شمعی دگر ندارم؛.

اشتیاقی به گشوده شدن این گره نیست ور نه تنهایی من که گره اش محکم نیست؛

وان گه که به تیرم زنی اول خبرم ده تا پیشترت بوسه دهم دست و کمان را؛

با من بحث نکن من از جنگ های که گذرانده ام جنازه ای به همراه دارم...

گر چه در چشم خلایق خسته و کم طاقتیم خلوتی داریم و حالی خوش که با آن راحتیم...

ای‌ساربان!آهسته رو باناتوانان صبر کن تو بارِ جانان می‌بری،من بارِ هجران می‌برم؛

ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تو را با اسیر غم خود رحم چرا نیست تو را؟

خانه‌ام ابری‌ست اما ابر بارانش گرفته‌ست در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم من به روی آفتابم می‌برم در ساحت دریا نظاره و همه دنیا خراب و خرد از باد است...

دچار سردی خیال شدن بد دردی ست؛...