ar
Feedback
آیـدا آن سـوی مـاه🌛

آیـدا آن سـوی مـاه🌛

الذهاب إلى القناة على Telegram

Liberté, amour, poésie... آزادی، عشق، شعر..‌‌. میشنوم؟🌝 @talktomellbot

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
1 040
المشتركون
-1124 ساعات
-247 أيام
+84830 أيام
أرشيف المشاركات
جدی جدی نمی‌دونم دیگه چجوری باید زندگی کنم

ازش پرسیدم می‌دونی هر روز مُردن چطوریه؟ من هر روز درون خودم میمیرم و هنوز زنده ام. آه که چه تناقض عجیبی‌ست درون من! #الف_جیم

جای من کجاست؟ کجای این آبادی پا بگذارم که کسی مرا له نکند؟ #الف_جیم

خسته ام. خستگی ای که با خواب برطرف نمیشه.

Repost from Nor30
اگه روز آزادی من نبودم ، تو بجای من قشنگ برقص و خوشحالی کن .

من بچه‌ی این خاکم.
+1
من بچه‌ی این خاکم.

واقعا به حدی دیگه از آینده خودمون تو ایران خبر نداریم که حتی واسه تصمیم های کوتاه مدتی مثل دست‌به‌آب هم باید بگم: خواهیم دید چه خواهد شد...

چهل روزه یه فریادی از جنس صدای ملتمسانه بابای سپهر تو گلوم حبسه انگار میخوام ناباورانه داد بزنم بچه‌ها کجایید؟ بچه‌ها؟

گفت: "نمردیم و چه روزها که دیدیم" گفتم: "کاش می‌مردیم و نمی‌دیدیم" "کاش می‌مردیم و نمی‌دیدیم" "کاش می‌مردیم و نمی‌دیدیم" ...

ما جا مانده ایم در تاریخ، در آن دو شب تاریک.

میگید ۴۰ روز گذشته ولی انگار دیروز بود...🖤

قلب ما:
قلب ما:

4_5970058546358785554.mp39.58 MB

میگفت درد و غم بزرگت میکنه.. ما نخوایم بزرگ شیم کیو باید ببینیم؟!

خدایا خودت نجاتمون بده.

هر روز سردرد، سردرد، سردرد؛ هر شب کابوس،کابوس،کابوس.

نه تنها روحم، دیگه جسمم نمی‌کشه از این همه غم، از این همه تروما !

انگار که کسی جلوی دهانم را گرفته و مانع فریادم است، همینقدر ساکت،همینقدر خفه کننده، همینقدر آزار دهنده. انگار درونم طوفانی از ناگفته هاست که بشدت در تلاشند تا آزاد شوند، اما این فشار،این سکوت،همچون زنجیری سنگین بر دلم نشسته است. شاید برای همه‌ی ما روزی برسد که بتوانیم این زنجیر ها را بشکنیم و آزادانه فریاد بزنیم، بی هیچ ترس و واهمه ای. و شاید همان روز، صداهایمان نه برای درد، که برای زندگی، روشن‌تر از همیشه در جهان طنین بیندازد. #الف_جیم

یک روز می‌نویسم از هر آنچه که به ما گذشت...

Alireza Ghorbani – Sheyda (320).mp38.98 MB