📍 𝟰𝟬𝟰 𝗡𝗼𝘁 𝗙𝗼𝘂𝗻𝗱
الذهاب إلى القناة على Telegram
اگر کسی تمدن می خواهد باید وحشیگری و بی شرفی ها را فراموش کند.
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
149
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-97 أيام
-14930 أيام
أرشيف المشاركات
"I kinda want my chaotic, messy style of studying and playing piano to actually feel beautiful, you know?
Like, some people are total messes, but that mess is just part of them—and they still move forward, still grow, still become something.
But me? I'm just fucking moody.
One moment I want to be all organized and put-together, the next I'm like, nah, let me just stay this way and see how far I can go with it.
The problem is, this approach of mine—jumping into things from the middle, moving forward like a damn hurricane, then dropping everything halfway—it fucks with my head, and honestly? It annoys the shit out of everyone around me too." ( I think )
نمیدانم
نمیتوانم خوب بنویسم
همه چیز به طرز شگفت انگیزی مزخرف است
انگار که کسی خرده خرده روز هایم را می دزدد
فکر میکنم وقتی قلم به دست میگیرم کلمات از ابتدا و انتها و ناکجاآباد وجودم را روی کاغذ متصور میشوند
گاهی از لا به لای انگشتان کاغذ سر میخورم و زمین می افتم .
آن موقع ها کلمات روحم را ارضا نمیکنند؛
گمان میکنم
باید بگویم
واژه هایی که من را وصف میکنند را پیدا نمیکنم...
واژه هایم را گم میکنم
خودم را نمی فهمم
سردرگم میشوم
انگار که بی انگیزه تر از همیشه
میخواهم سر به تنم نباشد
خب
شاید اینگونه باشم
همانقدر مبهم که " شاید "را تصور کنید
همانقدر مسخره که حتی نمیدانم را هم نمیدانم
خیال میکنم،نافرمانی من از خودم باشد
خیال میکنم،متصدی خودِ بیخیالم ، من را اینگونه میخواهد
میخواهم بگویم از همه چیز متنفرم
ولی خب کلیشه ای به نظر می آید
پس
ناتمام ، تمامش میکنم
_ME
