𝘴𝘰 𝘸𝘩𝘢𝘵?🐈⬛ྀིྀི
الذهاب إلى القناة على Telegram
207
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+17 أيام
-1330 أيام
أرشيف المشاركات
دیدی وقتی شمع روشن میکنی، دستهات رو دورش میگیری که باد خاموشش نکنه؟ یه ذره امید ته دلم مونده، با دستهای لرزون نگهاش داشتم، چون اگه اون خاموش بشه، منم دیگه خاموش میشم.
بو میاد ! بوی گل و اهن. همه خوابن٫ پنجره ها بازن خونه ها کوچیکن همه تو اتاقن این واسه گرگا یه شکار سادس دور چراغا میچرخن پروانه ها جیرجیرکا میخونن اواز بیچاره ها گوشت نرم نوزاد به قبلی مزه کرده گرگا میرن یه راست به سمت گهواره ها
Repost from N/a
این کاربر با کوچیک ترین چیزا خوشحال میشه اما متاسفانه میتونه با همین کوچیک ترین چیزا ناراحتم بشه.
