ㅤㅤׅ𝑨 𝖻𝗌𝖾𝗇𝗍 ㅤׅ良 ㅤ ׅ𝑬 𝖼𝗁𝗈
الذهاب إلى القناة على Telegram
ㅤ ‧ 桜 𝗍𝗁𝗂𝗌 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 𝖻𝖾𝗅𝗈𝗇𝗀𝗌 𝗍𝗈 ׅ𝑺𝖼𝖺𝗋𝗅𝖾𝗍 ‧ ㅤ ╼ ׅ𝑺𝗁𝖾 . 𝗁𝖾𝗋 𝗂𝗇𝗍𝗃 𝟓𝗐𝟔 𝐆𝖾𝗆𝗂𝗇𝗂 ╾ ㅤ ׅ𝗌𝖾𝖾 𝗉𝗂𝗇𝗇𝖾𝖽 𝖼𝗈𝗇𝗍𝖾𝗇𝗍 𝖿𝗈𝗋 𝗆𝗈𝗋𝖾 𝗂𝗇𝖿𝗈 𝄒𝄒 ㅤㅤㅤㅤㅤ𓏴 ׅ𝐔𝗇𝗁𝖾𝖺𝗋𝖽 𝐄𝖼𝗁𝗈𝗌‿᷼ 𝄈 @blueasibot
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
316
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-167 أيام
+7530 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from N/a
دستی که زندگی رو نگه میداره
از اون آدمایی بودی که تو سکوتشون هزار تا فکر میگذره. از دیدن، از فهمیدن، از لمس کردنِ اون پیچیدگیِ عجیبی که تو بدنِ آدمهاست لذت میبردی. رشتهت تجربی بود. و هدفی داشتی که بعضیها شاید نمیفهمیدن. قاچاق بدن. شوخی میکردی، ولی ته اون شوخی، یه کنجکاویِ عمیق بود. یه عطش برای فهمیدن. از گوش دادن لذت میبردی. به محیط. به طبیعت. به سکوت. برخلاف خیلیها، بیشتر تو آینده سفر میکردی. تو ذهنت. و همین، برات استرس میآورد. یه مدت ترکش کرده بودی. متأسفانه کمالگرا بودی. همیشه. و همیشه در تلاش بودی که کمش کنی. از دراما دور میموندی. از اخبار. از حواشی. بخاطر آرامشِ روحت. معتقد بودی تو بعضی مسائل، ندونستن بهتر از دونستن است. ارتباط اجتماعی خوبی داشتی. از رهبری لذت میبردی. از اجرای پروژهها. از کنفرانس دادن. ولی بعضی وقتا از این کار بدم میومد. مخصوصاً وقتی اطلاعات کافی نداشتی. اون وقت سکوت میکردی. پیجها و چنلهای زیادی داشتی. آدمِ معروف و محبوبی بودی. ولی از جامعه و آدمها گریخته بودی. حالا، کم کم، سعی میکردی این موضوع رو نادیده بگیری. به آدمها نزدیک بشی. یه شب، تو اتاقت نشسته بودی. یه کتاب آناتومی جلوت بود. یه لپتاپ روشن. یه نوشیدنی خنک و کمی شیرین کنارت. به تصویرهای بدن نگاه کردی. به اون همه رگ و پی و استخوان. فکر کردی اینا فقط گوشت و پوست نیستن. اینا زندگیان. و تو میخواستی نگهشون داری. فکر کردی شاید من هیچوقت آدمِ جمع نشم. شاید هیچوقت از دراما خوشم نیاد. ولی میتونم تو یه اتاقِ زایمان بایستم. دستِ یه مادر رو بگیرم. اولین نفسِ یه بچه رو ببینم. و اون لحظه، شاید بهترین لحظهی عمرم باشه. شب بود. آسمون از پنجره پیدا بود. پر از ستاره. لبخند زدی. هنوز کمالگرا بودی. هنوز از سفر میترسیدی. ولی یه چیز رو میدونستی. تو قراره زندگی رو نگه داری. با دستات. با دانشت. با اون دلِ عمیقی که زیر اون سکوتِ پنهون بود. و اون بچههایی که هنوز به دنیا نیومده بودن، بیصدا، منتظرت بودن!!!https://t.me/Yellowasi
Repost from N/a
⛩️ 日光東照宮 — Nikkō Tōshō-gū
https://t.me/Yellowasi
این زیارتگاه پس از مرگ توکوگاوا ایهیاسو در سال ۱۶۱۶ ساخته شد تا او در آنجا مورد پرستش قرار بگیرد. حدود ۲۰ سال بعد، نوهاش توکوگاوا ایمیتسو مجموعه را به شکل بسیار باشکوهی گسترش داد؛ همان مجموعهی پرزرقوبرقی که امروز میبینیم. یکی از معروفترین بخشهایش دروازهی Yōmeimon است که با طلاکاری و صدها کندهکاری از حیوانات افسانهای و شخصیتهای مختلف تزئین شده.
