𝘙𝘦𝘺𝘩𝘢𝘯″🦢
قناة بسيطة
215
المشتركون
-124 ساعات
-17 أيام
-130 أيام
أرشيف المشاركات
215
Repost from 𝖲︎𝖾𝗍Â𝗋𝖾`💞
دیشب از ساعت 10:30 به بعد خیلی غمگین شدم که نمیتونستم توی جمع گریه نکنم.
گریه کردم و دیدم یکی هست که بعد اون به نفر داره اشکامو پاک میکنه و تلاششو میکنه تا دیگه گریه نکنم.
اولش سخت بود که جلوش گریه نکنم،زدم زیر گریه <بغلم کرد> دیدم این رفتار رو من اخرین بار اسفند ماهِ1404دیدم.
فهمیدم شاید صورتش شبیهش نباشه ولی اخلاق رفتارش میتونه شبیهش باشه.
بعضی وقتا امن بودن قرار نیست حتما خانوادت باشه یا دوستت میتونه یه غریبه آشنا باشه.
215
امشب هم با وجود تموم اون استرس و ترس وجود یه نفر مثل آب رو آتیش بود و کاری کرد امشب در اوج ترس و غم بخندم و این همه چیزیِ که یه آدم میتونه امن و پناه بودن خودشو ثابت کنه.
215
یچیزی که دارم بهش پی میبرم اینه که زندگی واقعا به خاطر تضادهایی که وجود داره قشنگه.
مثلا قشنگه چون وسط گریه میشه خندید یا وسط دلشوره میشه قوت قلب گرفت ...
215
داشتن آدمی که به جای اینکه بگه وای بس کن گریه رو،جمع کن خودتو،تموم کن اون آبغوره گرفتن و بیاد بگه
چشم خوش رنگت چرا خیس دوباره خوشکلم هم قشنگه ها.
215
ولی این واقعا منصفانه نیست که آدمی یادآور آدم دیگری برایت باشد.
و درکنار او به جای وقت گذراندن دلتنگی را تجربه کنی و این چه تلخ است که حرکات،الفاظ،رفتار و نگاه های آن برای لحظه ای شبیه به آن کسی میشود که آرزو میکردی که ای کاش بود؛
