Heartleap
الذهاب إلى القناة على Telegram
"I am overwhelmed with things I ought to have written about and never found the proper words." @postcaardsbot
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
244
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
-130 أيام
أرشيف المشاركات
244
خلاصه جمعه گریه کردم... آنوقت بود که یک دفعه به یاد تو افتادم. نه، بهتر بگویم، من همیشه به یادت هستم. یکهو احساس کردم که همین الان باید تو را ببینم و چون میدانستم امکان ندارد، آنقدر گریستم که خواهرم و مادرم که اخیرا به تهران آمدهاند به گریه افتادند و متوحش شدند. اما من به آنها چه بگویم؟ بگویم من فاتحی را میخواهم که مرده است و نجفی را میخواهم که دریاها و شهرها از من دور است؟ بعد نشستم بیست صفحه کاغذ برایت نوشتم و دست آخر هم رفتم بیرون، همینطور خالی یا پر و همینطور تنها. حالا شاید بفهمی که چرا بد میکنی و بد کردهای که برای من کاغذ ننوشتهای. اما دلم هوات را کرده است، هیچکس نمیتواند جای تو را در قلب من بگیرد. اگر باور کنی، و هیچکس نیست که من او را به کیفیت و اندازهی تو دوست داشته باشم. دیگر هیچ. آیا در انتظار نامهات بمانم؟ نمیدانم.
از نامههای بهرام صادقی به ابوالحسن نجفی
