نیلوفرانه | زهرا حاجی پور
الذهاب إلى القناة على Telegram
یال اسبم زمان رم کردن خنده ی ماهی ام سر قلاب دار فرشی که چله اش پاره است گل نیلوفرم در این مرداب... #زهرا_حاجی_پور تراوشاتِ شاعرانه یِ ذهنِ یک کلافِ کلافه ..... شناس ⬅️ @hajipour_teacher ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=bb28672a52bc
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
283
المشتركون
-224 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+5230 أيام
أرشيف المشاركات
عاشقی سردی سر صبحه
عاشقی مزه ی گس خرماست
باب میل همه که نیس مثل
تلخی قهوه های روبوستاست
#زهرا_حاجی_پورالبته سردی صبح تو جنگل نه شهر دود گرفته😐
ولا تجعل في قلبي إنتظاراً لشيء لن يأتي يا الله.
«خدایا در قلبم انتظارِ چیزی که اتفاق نمیافتد را قرار نده.»
تزوّجوا من المعلمات...
تزوّجن من المعلمین...
فالشخص الذي يمكنه تحمّل 35 طالبًا... يمكنه تحملك بالتأكيد.
«با معلما ازدواج کنید...
چون کسی که 35 شاگرد رو تحمل میکنه...
بیشک تو رو هم میتونه تحمل کنه.»🙂🙃
جماعتی که نظر را حرام میگویند
نظر حرام بکردند و خون خلق حلال
غزال اگر به کمند اوفتد عجب نبود
عجب فتادن مرد است در کمند غزال
تو بر کنار فراتی ندانی این معنی
به راه بادیه دانند قدر آب زلال
اگر مراد نصیحت کنان ما این است
که ترک دوست بگویم تصوریست محال
«سعدی»
Repost from N/a
تو جایزی به خطا "اشتباه کن اما...
بایست پای بزرگی اشتباه خودت
سپس ببخش خودت را و مهربان تر باش
خدای کوچک من،بگذر از گناه خودت
#آذر_حسینی
@ghazal_vareha
+عمْ تِبكي؟
-لا؛الغنية دخلت بعيني!
داري گریه ميكني؟
نه، آهنگ رفته توي چشمم.
دل سراپردهٔ محبتِ اوست
دیده آیینه دارِ طلعت اوست
گر من آلوده دامنم چه عجب
همه عالم گواهِ عصمتِ اوست
دورِ مجنون گذشت و نوبتِ ماست
هر کسی پنج روز، نوبتِ اوست
من و دل گر فدا شدیم چه باک؟
غرض اندر میان سلامتِ اوست
«حافظ»
فکر کنم سرم رو باید به سبد غذایی خانوار ما اضافه کنن😂
دکتر میگه فشارت اینقدر پایینه که دستگاه نشون نمیده 😂
✂️
و به قلبِ سادهاَت
بیاموز؛
که برای قیچیزادگان،
"نخِ امید"
نباید بود.
#إحسين_صاين
حیف این باوری که خرجت شد
حیف دستای دست نخورده ام شد
حیف و میل کردی حسمو بعدش
دل سر به هوام آدم شد
تو شب پرستاره بودی و من
یه ستاره که دنباله اش گم شد
یه ستاره که سوخت و با مرگش
بازم انگشت نمای مردم شد
قلب من حرفاتو نمیفهمه
عشق محکمتر از صدای توعه
با یه فوت در میری نمیمونی
پر قوی تر از ادعای توعه
ابر چشمام سیاه شد و بارید
دل من روسپید احساسه
حالا هرچند که بعد رفتن تو
خنده روی لبام میماسه
بت نگفتن که مرده و حرفش؟
که فقط حرف و حرف زدی بی حساب
منو بازیچه ی خودت کردی
بگو اصلا چه شکلی ای بی نقاب؟
فکر میکردم که فرق داری با همه
آره فرق داری بدتر از همه ای
ختم این روزگار مرده پسند
تو مث یه فسیل جمجمه ای
من که یکبار بریده بودم ازت
مثل ماهیّ لغزیده از تور
گریه هات طعمه بود سر قلاب
صید شدم من دوباره ،چشمم کور!
از چی ناراحتی؟ چرا؟واسه چی ؟
من که تا آخرش باهات بودم
نزدی دل به دریا وایسادی
من به مرداب نمیریزم رودم
پشت سر رو نگا نکن هیشکی
منتظر نیست تا که برگردی
باید اینقد بچرخی تو دستا
تا بفهمن همه چه نامردی!
#زهرا_حاجی_پور
