Doug Rattmann
الذهاب إلى القناة على Telegram
321
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+47 أيام
-930 أيام
أرشيف المشاركات
و موازی همین خبر، ملت درباره این بحث میکنند که سیگار نباید جلدش خوشگل باشه.
اگه روان سالمی داشتم، همین برای دیوانه شدنم کافی میبود.
این فقط یک مورده که به اینترنت دسترسی داشته، و گفته که تو بیمارستان روانی بهش تعرض شده. شما بشین حساب کن چقدر جا هست که اصلا گوشی نمیزارن ببری، یا جاهایی مرتبط با بهزیستی و کمتوانهای ذهنی وجود داره که افراد بلد نیستن با اینترنت کار کنن.
مثل نقل و نبات داره به هرکسی که دستش به جایی نمیرسه تجاوز میشه. بدون نظارت و بازخواست و اصلا درز کردن خبری.
تازه همونم وقتی استثنا یکی خبرش درمیاد، یارو کامنت میزاره «کرم از خود درخته». یعنی در نظرش این وسط کسی که بستری شده حتما کرمی ریخته که ویزیتور غریبه یا سرپرستش بهش تعرض کرده.
بله، این ملت امام حسینه.
• the Hat - John Escott
• Newspaper Chase - John Escott
تو سطح شروع ساده حتی قبل لول ۱ نگارش شده. داستان خاصی نداشت و کمی حوصلهسر بر و کوتاه بود. برای کسانی که دیگه تو قدم اول هستند، شاید به کار بیاد. در غیر این صورت جفتش پیشنهاد نمیشه.
بین این کانالای تلگرام باید با ذرهبین بگردی شاید یکی شیر پاک خورده پیدا کنی. فقطم بحث پوشش دادن تیم هوادار آدمکشی نیست.
مرز اخلاقی وجود نداره کلا. برای تبلیغ صرافی کلاهبرداری و سایت بت و رمز ارز اسکم باز شاید توجیه پیدا بشه، برای محتوای پدوفیلی که مثل آب خوردن میزارن واسه ویو، توجیهی وجود نداره.
مدعی قطب شیعه دنیا و مدعی قطب سنی دنیا به افتخار همجنسگرایان بازی میکنند. بعد میگم دنیا خودش کمدیه میگید نه.
مجازی هم عجیبه، فکر کن فاصله یکی مثل من تا پایان عمرش، فقط یک اسکرینشات گرفتن یک اکانت فیک تو کاناله.
انسان همینجوریشم خیلی عمرش کوتاهه. چشم به هم میزنه میگذره. انقدر همه چی غرق در بیمعناییه، و ما انقدر ناچیزیم، که وقتی به دغدغههامون فکر میکنیم، میبینیم رسما خودمونو مسخره کردیم. عمر من و تو، تو اینجا، حتی کوتاهتر و بی آیندهتر از بقیه مردم دنیاست. زیادی سخت گرفتیم. همه چیز رو سخت گرفتیم.
تو اون مرحله رفتیم که راهی برای فرار از نابودی نیست، و باز هم به هم سخت میگیریم. کاش اینطور نبود، کاش با هم مهربونتر بودیم و بیشتر با هم وقت میگذروندیم.
هیچ تعجبی نمیکنم تو مقطع کنونی، آدما از خیر همه چیز بگذرن و همه چیز رو با هم شریک بشن. از سرپناهشون، تا غذاشون، تا پولشون، هدفهاشون و حتی بدنی که دارن. با مهربانی، بدون فکر به فردا. و تا جای ممکن همه به هم کمک کنند. حتی اگه این کمک، بخواد یه آغوش رندوم به یک غریبه ناراحت باشه.
به این مرحله رسیدیم، ولی این اتفاق رخ نمیده. چون اینترنت و روند زندگی که ادامه داره، گولمون زده همه چیز عادیه. البته ما فقط نبودیم در تاریخ. وقتی وحشتناکترین عصرهای تاریخ رو میخونی هم همینه. یه عده عاشق میشدن، یه عده ازدواج میکردن، جدا میشدن، یه عده بدنیا میومدن. زندگی ادامه داشت. همچنان برنج رو گاز دم میکشید، از در و دیوار چرک نمیریخت بیرون، آفتاب زیبا بود، و نسیم خنک هم میوزید. ما هم فکر میکنیم چون هنوز زندگی ادامه داره و مثل فیلمها جهان متوقف و تاریک نشده، پس هنوز امید هست.
خب...
نیست.
تو همون نقطهای هستم که هرچی دارم از خودم رو حاضرم برای حال خوب دیگران بدم. آدم خَیّری نیستم، فقط حالم با حال خوب دیگران، بهتر میشه. مهربان نیستم، فقط حتی نمیدونم تا همین فردا هم همینارو دارم یا نه. وقتی به آدما اینو میگم، غصه میخورند و ناراحت میشن.
میگن آدم ناراحت کنندهای هستم.
کاش نباشم.
کشورهایی که مارکوپولو ادعا کرده که دیده، و کشورهایی که ابنبطوطه رفته ته توشو درآورده. ولی خب معروفتر نیست.
تازه بحثش راه افتاده، ولی ما قبلا بهش پرداخته بودیم.
با چنل ما، از دنیا جلوتر باشید.
