ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

Lust for Light

Lust for Light

الذهاب إلى القناة على Telegram

عجیب بودن تنها شکل واقعی بودن است؛ در جست‌وجوی محبوبِ حقیقی(نور) «🇮🇷» https://t.me/ChatNashenas74Bot?start=3558eed1fe2f4e20aa3acbcb5d8ec7 خصوصی:https://t.me/+GRmA9uKuFrE1ZmJk

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
212
المشتركون
+224 ساعات
+57 أيام
+530 أيام
أرشيف المشاركات
کجاست صاحب روز پیروزی و گسترنده پرچم هدایت؟

کجاست عزّت‌بخش دوستان و خوارکننده دشمنان؟

وعده حق تخلف‌ناپذیر و تاریخ،گورستان بعل‌ها و بعل‌پرستان و تا بوده و هست،به اذن پروردگار جهانیان طومار ابلیس‌‌زادگان را،حلال‌ز
وعده حق تخلف‌ناپذیر و تاریخ،گورستان بعل‌ها و بعل‌پرستان و تا بوده و هست،به اذن پروردگار جهانیان طومار ابلیس‌‌زادگان را،حلال‌زادگان خواهند پیچید. اما اندیشه نمی‌کنی در سخن حق که فرمود: «أَتَدْعُونَ بَعْلًا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخَالِقِینَ»
صافات آیه ۱۲۵

Repost from Lost.
"ایران" وطنِ من.
"ایران" وطنِ من.

آرمان الله‌اکبر یعنی سپردن سرنوشت‌مان به دستِ «بزرگ‌ترین»؛تا هیچ کوچکی،خود را بزرگ نپندارد و هیچ مستضعفی،در برابرِ فرعون‌های زمان سر خم نکند.

وقتی کسی را در مقام بت می‌پرستی و هرگونه اشتباه و کوتاهی را از او سلب می‌کنی،دیگر هیچ‌یک از باورها و عقاید خودت اهمیتی ندارد. تمام افکارت و ارزش‌هایت فدای تعصب و طرفداری از او می‌شود.مهره‌ای هستی در بازی رسیدن او به اهدافش و هر انتخابت،هر باور و هر عقیده‌ات، ابزاری شده برای تحقق خواسته‌های او.

؛
؛

روزهای اول از خودم بیرون زده بودم و میان مهی که آرام بالا می‌آمد،تقلا می‌کردم چیزی را به جماعتی بفهمانم که انگار میلی به فهمیدن نداشتند.در دل جمعی بودم که خیال می‌کرد دارد بدیهیات را توضیح می‌دهد و ناخودآگاهِ جمعی مردمش را از جهل،ظلم و چیزهای شبیه به آن نجات می‌دهد. اما جایی ایستادم و دیدم موضع‌ها آرام‌آرام از حد اختیار و اثر ما عبور کرده‌ و شکل دیگری به خود گرفته بودند؛شکلی که دیگر تلاشی برای فهمیدن و ساختن نبود،گریزی بود برای نفهمیدن و بازی کردن در زمینی که ما بازیگر و کارگردان آن نبودیم.همان‌جا بود که فهمیدم مسئله اصلی،این است که چقدر ما مردم تمایل داریم و اجازه می‌دهیم تا واقعیت در جهان درونی‌مان نفوذ کند.

زمان در گذر و ما محکوم به بقا،با حسرتِ جان‌های عزیزی که دیگر بازنمی‌گردند.

«ما سوار نور شدیم و به تاخت رفتیم و دور شدیم تا آنجا که فریادها به نجوا تبدیل گردید و زمزمه کنان پرسیدیم که کی نوبت ما می‌شود و کی ارباب شهادت در خانه ما را می‌زند و ندا آمد که پاک شده‌ای؟!»

عددسازی و بازی با اسم و جان آدم‌ها از غیراخلاقی‌ترین شکل‌های روایت‌سازی است و این جماعت خوب می‌دانند که دارند چه می‌کنند.عددهای بزرگشان ناگهان فضا را ملتهب می‌کند، ترس و خشم می‌سازند و حس فروپاشی یا ناتوانی را به جامعه تزریق می‌کنند.حتی اگر ساعتی یا روزی بعد همان خبر تکذیب یا اصلاح شود، اثر اولیه‌ش از بین نمی‌رود. ابتدا صحبت از ۳۰-۴۰-۵۰ هزارنفربود(ادعایی بسیار مضحک)اما اکنون ناگهان به حدود ۲۰۰ نفر!تقلیل پیدا کرده.اُفتی آن‌قدر فاحش که خودش ماهیت ماجرا را لو می‌دهد.

معاویه‌ها و عمروعاص‌ها همچنان امیدشان به جهل جماعت است!

عزیزِ مصر وجود! مقابل چشمانم نیستید اما هرچه می‌بینم،شمایید.💘

تو آن ماهی که در پایت تلاطم میکند دریا و من دریای سرگردان دور افتاده از ماهم..

امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه قاصعه عامل سرنوشت تلخ فرزندان اسماعیل و فرزندان اسحاق و اسرائیل را «تشتت و تفرقه‌شان» می‌داند.گویا از منظر امام،عبرت‌آموزترین خصوصیتشان که موجب بردگی آنان در برابر کسراها و قیصرها شد،همین تشتت و عدم انسجام بوده است!

فاعتبروا بحال وَلَدِ إِسمَاعِیلَ وَبَنِی إِسحَاقَ وَبَنِی إِسرَائِیلَ عَلَیهِمُ السَّلاَمُ. فَمَا اءَشَدَّ اعتِدَالَ الاْحْوَالِ، وَاءَقْرَبَ اشْتِبَاهَ الاَمْثَالِ! تاءَمَّلُوا اءَمرَهم فی حالَ تشتُّتِهِم وَتَفَرُّقِهِم، لَیَالِیَ کَانَتِ الاَکَاسِرَةُ وَالْقَیَاصِرَةُ اءَرْبابا لَهم، یَحْتَازُونَهُمْ عَنْ رِیفِ الآَفَاقِ، وَبَحْرِ الْعِرَاقِ، وَخُضْرَةِ الدُّنْیَا، إِلَی مَنَابِتِ الشَّیحِ، وَمَهَافِی الرِّیحِ، وَنَکَدِ المَعَاشِ
از سرگذشت فرزندان اسماعيل و اسحاق و بنى‌اسرائيل عبرت بگيريد.چه شگفت است تشابه احوال ملت‌ها با‌هم و همانندی ويژگی‌ها و كارهايشان با يكديگر!در حالت تشتت و تفرق آنها دقت كنيد همان زمانى كه كسراها و قيصرها مالک آنان بودند! و سرانجام ايشان را از سرزمين‌های آباد از كرانه‌‌‌‏هاى دجله و فرات و از محيط‌هاى سر سبز و خرم راندند و به جاهاى كم گياه و بى‌آب و علف، محل وزش بادها و جاهايى كه زندگى در آن سخت و دشوار است تبعيد كردند. 

خوش‌باوری، دروازه اسارت است. ترامپ در سال ١٣۵٨ در ٣۴ سالگی خود در مصاحبه ای می گوید: «نقطه ضعف آمریکا این است که به ایران حمله نکرد؛اگر من بودم به آنجا حمله می‌کردم و الان یک کشور ثروتمند نفتی می‌شدیم!باید نیرو می‌فرستادیم و حمله می‌کردیم.اگر این کار را می‌کردیم اکنون صاحب نفت‌شان بودیم.این فرصت را ازدست دادیم!»

با جماعتی که گمان می‌کنند نیروی خارجی برای کشور و مردم آزادی می‌آورد،با جماعتی که نداشتن قدرت هسته‌ای و موشکی در این جنگل_به اصطلاح جهان مترقی_را افتخار دانسته و بمباران شدن توسط دشمن را راه‌حلی کم‌هزینه می‌دانند،با جماعتی که به خودشان زحمت نمی‌دهند تاریخ بخوانند و چشم‌شان را روی تجربه‌های تکراری و سخنان و اهداف علنی دشمن می‌بندند و تمامیت ارضی وطن برایشان پشیزی ارزش ندارد،با جماعتی که روی خون هم‌وطن می‌رقصند و به دروغ و هر خبر فیکی متوسل شده و مغزشان شده اجاره‌ی‌ اینترنشنال و ریلزهای اینستاگرام،با کسانی که منطق سرشان نمی‌شود و تربیت فکری ندارند و فقط در صفحات مجازی‌شان عزادار ملتند و در زندگی عادی در پی خوش‌گذرانی،هیچ صحبت مشترکی ندارم! اگر فهم حداقلی از منافع،تاریخ و کرامت یک ملت داشته باشید،متوجه هستید که چه می‌گویم.

در زمانه‌ای که رسانه بزرگ‌ترین قدرت و سلاح دنیاست، ما داریم بوسیله همین سلاح خودکشی می‌کنیم.

وطن را به لبخند دشمن دهند و نامش«نجات»و«تدبیر»نهند