چاي آتیشی.
الذهاب إلى القناة على Telegram
396
المشتركون
-224 ساعات
-27 أيام
-230 أيام
أرشيف المشاركات
396
خواستم بگم که هنر روح داره و وقتی شروعش کنی مثل اینه میمونه و از ویژگی هات میبره و میزاره توی خودش از اخلاق ظاهر و حتا احساسات و یعنی تو اگر ناراحت باشی و یه هنری بسازی روی اون اثر میزاره اگر خوشحال باشی هم همینطور و همینطور هنر کم کم چهره ی خودت رو به روی خودش میاره و احساساتت رو احساساتمون به هنرمون منتقل میشه مثل این میمونه که یه انسان بوجود بیاری بعد از ظاهر به اون بدی احساساتت و همه چی به اون منتقل میشه و زمان که بگذره میبینی که اون شده خود تو فقد یک انسان دیگس اینطور میشه که هنرمون شبیه خودمون میشه.
396
حقیقتش از اینکه بخوام ژورنال هامو به کسی نشون بدم میترسم بیشتر ها اینطورن که چه مسخره چرا باید زباله جمع کنی و بچسبونی تو دفترت؟ ولی نمیدونن همین چیزایی که بهش میگن زباله یه تیکه از خاطرات زندگیمه مثلا شکلاتی که دوستم بهم داد و یا رسید وسیله ای که خیلی دوست دارم برچسب دفتر جدیدم دستمالی که پر از رنگه و.... کسی نمیدونه که همه ی اینا یه تیکه ای از یک روز و یک خاطره بودن و بودنشون توی ژورنال و دفتر هام باعث میشه به یاد اون خاطره ها بیوفتم و فراموششون نکنم.
هیچوقت فکر نکردن که شاید دلیلی داشته باشه؟ فقد عادت کردن که اگه یه تیکه کاغذه پس زبالس، عزیزان همه ی اینا یک تیکه از خاطره های شما هستن! پس نزارید خاطره هاتون فقد خاطره باشن و بگذرن که ممکنه شما اون هارو فراموش کنید بزارید خاطره هاتون بازم جلوی چشم هاتون باقی بمونن و یادتون نرن.
