ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك 👈

‌‌ ‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌vamp's all mine‌ ‌ ‌

‌‌ ‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌vamp's all mine‌ ‌ ‌

الذهاب إلى القناة على Telegram

u only think of me when it's quite. come , @quitelinebot

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
594
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-77 أيام
+5230 أيام
أرشيف المشاركات
تایم فرستادن به من نیومده یعنی این

این پیام رو فور کنید میدم چت جی بی تی بینتون رندوم قرعه کنه به پست آخر 20 چنل استارز میدم
هروقت اینجا 220 شد قرعه میکنم
جوین باشید حتما.

این پیامو فور کنید تا بگم وایب چه شخصیت کارتونی / سریالی ای میدید .

با صدای چند تقه به در از فکر بیرون اومد. "بیا تو" سونگ به سمت سوکجین رفت و تعظیم کوتاهی کرد. "قربان پسر جناب لی رو آوردیم" "ب
+4
با صدای چند تقه به در از فکر بیرون اومد. "بیا تو" سونگ به سمت سوکجین رفت و تعظیم کوتاهی کرد. "قربان پسر جناب لی رو آوردیم" "بیار پیشم" "چشم قربان" تعظیمی کرد و از در خارج شد. بعد از چند دقیقه سونگ برای بار دوم به در ضربه زد. "بیا تو" در باز شد و جین پسر مظلومی که داخل خودش جمع شده بود رو دید. "ما رو تنها بزار" سونگ با تعظیمی آن دو پسر رو تنها گذاشت. "سرتو بالا بگیر" جین با ندیدن واکنشی از جانب پسر عصبی شد. "خوشم نمیاد دو بار حرفمو بزنم" هیسونگ از تن صدای بلندی چشماشو بست و آروم سرشو بالا گرفت. "منو میشناسی" "خ..یر ق..ربان" "من دوست پدرت بودم،کسی که پدرت تمام پول و اموالشو برای خودش کرد و با اموال من بهترین زندگی رو داره" بلافاصله بعد صحبتش پوزخندی زد. "میدونی چرا اینجایی" "ن..نه" "برای انتقام از پدرت" "خواهش میکنم قربان،من بی گناهم،لطفا باهام کاری نداشته باشین" جین با احساس دلسوزی، بادیگارد مو قهوه ای رو صدا کرد. با ورود بادیگارد دستور بردن پسر رو داد. " قربان خواهش میکنم منو نبرید" با رفتن پسر هوفی کشید و به فکر فرو رفت. "سوکجین نباید بهش رحم کنی،تو این همه سال نقشه نکشیدی که عقب بکشی"
𝑆𝑒𝑜𝑘ℎ𝑒𝑒𓍯

میام سر تایم بزارم نتم میرینه یهو

من هنوز میگم تایم گذاشتن به من نیومده

چه عجب میخوای سر یه تایمی بذاری

ساعت پنج هستید پست بزارم؟