vamp's all mine
الذهاب إلى القناة على Telegram
u only think of me when it's quite. come , @quitelinebot
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
591
المشتركون
-224 ساعات
+57 أيام
+7430 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from duckie dancer پك نیکي
emo-boi : weblog setting
$WAG⎯ ✒️リッキー
Repost from 🔒ALL LIPS GO BLUE
℘ ᪵His favourite barber . pt.6
" برای باور کردنش اول باید قبول میکردم که واقعیه.. اما به خودم قول داده بودم که همین یه امشب، واقعیتها رو کنار بذارم.. چشمهام رو ببندم و بگم زیادی فکر کردی که باز اینجوری شده.. اما ناخودآگاه با دوباره دیدنت داغ میشن.. ترجیح میدم باز نگهشون دارم.. چون این ساعت هوا خنکه.. و تو هستی"summary? click on clock "⏱" #His_favourite_barber
Repost from 𝓛iminal kιn | rest
"احـساسـی ڪـہ از بیـن بـࢪه هیـچجـوࢪه بـࢪنمـیگـࢪده.. امـا مـن تـونسـتم دوبـاࢪه یـک خـانـواده بـودن ࢪو احـساس ڪنم"
- 𝒀𝒐𝒖𝒏𝒈 𝑫𝒂𝒅𝒅𝒚
Repost from 𝘊𝘭𝘰𝘷𝘦𝘳 ✤
༒𝓗𝓮𝓮𝓗𝓸𝓸𝓷 𝓞𝓷𝓮𝓼𝓱𝓸𝓽༒
Two vampires. Two rival bloodlines. One forbidden love They were never meant to fall for each other—but some loves are worth defying the whole world for
Genre: Bromance, Historical, Vampire
Unknown: @HhloveEn7Bot
Repost from N/a
+4
we got close enough to hurt when it ended
kitesune ( part II )
Repost from 𝖠𝗅𝗐𝖺𝗒𝗌➢(پست جدید)
+4
با ضربه پسر،صورتش به طرف دیگه چرخید. "کل زورت همین بود جناب جه یون؟" جیک نفسی کشید و با تمام قدرتش بلند شد،مشت محکمی به شکم جی زد. "فعلا که زور تو همینقدره جی" جی در حالی که شکم دردمندشو گرفته بود،مشت محکمی حوالی صورت پسر کرد که باعث خونی شدن صورت پسر شد و بلافاصله مشتای محکم تری به پسر میزد تا جایی که جیک از حال رفت. با سوت داور،بازی به اتمام رسید و صدای تشویق بالا رفت،بعد از حدود ده دقیقه کل سالن خالی شد. جی به سرعت به سمت پسر رفت. "جیک چشماتو باز کن،وای من به پسرم آسیب زدم" با ندیدن حرکتی از سمت پسر محکم تر تکونش داد و شدت گریه هاش بالا رفت. "جیک بیدار شو لطفا جیک" آخر جملشو با صدای بلندی گفت که باعث بیدار شدن پسر شد. "جیا" جی با شنیدن صدای آشنایی چشماشو باز کرد و پسر رو به آغوش گرفت. "جیک لطفا پسرتو ببخش،نباید بهت آسیب میزدم" جیک لبخندی خواست بزنه که ناگهان از درد صورتش جمع شد. جی با دیدن صورت جمع شده پسر خودشو لعنت کرد که همچین بلایی سر پسرش آورده،بدون گفتن حرفی پسر رو بلند کرد به سمت بیرون از سالن برد. به خودش قول داده بود که هیچوقت نزاره نه خودش نه جیک پا به اینجا بزارن.𝐉𝐚𝐲𝐊𝐞➤
Repost from 𝓛𝓸𝓿𝓮 𝔀𝓲𝓷𝓼 𝓪𝓵𝓵 𝓞𝓽7
🩸 𝕳𝖎𝖘 𝕸𝖆𝖗𝖎𝖔𝖓𝖊𝖙𝖙𝖊(𝖕𝖆𝖗𝖙11)
𝐆𝐞𝐧𝐞𝐫: 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐝𝐨𝐦𝐞𝐬𝐭𝐢𝐜 𝐯𝐢𝐨𝐥𝐞𝐧𝐜𝐞, 𝐡𝐮𝐫𝐭/𝐜𝐨𝐦𝐟𝐨𝐫𝐭𝐬 𝐬𝐥𝐢𝐜𝐞 𝐨𝐟 𝐥𝐢𝐟𝐞, 𝐥𝐨𝐯𝐞/𝐡𝐚𝐭𝐞 𝐫𝐞𝐥𝐚𝐭𝐢𝐨𝐧𝐬𝐡𝐢𝐩
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞𝐬: 𝐇𝐞𝐞𝐣𝐚𝐤𝐞, 𝐒𝐮𝐧𝐬𝐮𝐧, 𝐉𝐚𝐲𝐰𝐨𝐧
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:𝐬𝐨𝐠𝐨𝐥 𝐄𝐝𝐢𝐭𝐨𝐫:𝐬𝐨𝐡𝐞𝐞
"قلبش هنوز تند تند میزد اما هر قدمی که به سمت کافه برمیداشت، از اضطرابش کم و به اشتیاقش به آزادی و نجات دادن خودش اضافه میشد.𝓑𝓸𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝔂𝓸𝓾𝓻 𝓫𝓮𝓪𝓾𝓽𝓲𝓯𝓾𝓵 𝓬𝓸𝓶𝓶𝓮𝓷𝓽𝓼
Repost from 𝑺𝒍𝒆𝒆𝒑 𝑻𝒊𝒈𝒉𝒕
𝑵𝒐 𝑭𝒂𝒄𝒆:
𝑪𝑯𝑨𝑷𝑻𝑬𝑹 𝟒, 𝟓
𝑪𝒍𝒊𝒄𝒌 𝒉𝒆𝒓𝒆 𝒕𝒐 𝒓𝒆𝒂𝒅 𝑪𝒉𝟒
𝑪𝒍𝒊𝒄𝒌 𝒉𝒆𝒓𝒆 𝒕𝒐 𝒓𝒆𝒂𝒅 𝑪𝒉𝟓
«اون دوستپسرمه»
❖ ─────────────── ❖
𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 • 𝑪𝒐𝒎𝒆𝒅𝒚 • 𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑳𝒐𝒗𝒆 • 𝑫𝒓𝒂𝒎𝒂 • 𝑭𝒂𝒏𝒕𝒂𝒔𝒚 • 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕 • 𝑺𝒎𝒖𝒕
𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : 𝑯𝒆𝒆𝑯𝒐𝒐𝒏 • 𝑱𝒂𝒚𝑾𝒐𝒏 • 𝑺𝒖𝒏𝑲𝒊
❖ ─────────────── ❖
𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒏 𝒃𝒚 : #𝑲𝑰𝑻𝑨
𝑩𝒐𝒕 : @TelltoKavin_Bot
𝑷𝒂𝒓𝒕 : 𝟒, 𝟓
#𝑭𝒊𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏 #𝑵𝒐𝑭𝒂𝒄𝒆 #𝑯𝒆𝒆𝑯𝒐𝒐𝒏 #𝑱𝒂𝒚𝑾𝒐𝒏 #𝑺𝒖𝒏𝑲𝒊 #𝑲𝑰𝑻𝑨
❖ ─────────────── ❖
