𝘓ᨵׁׅׅ𝘴𝘵𝓒𝘢𝘴𝘵𝘭ꫀׁׅܻ݊ ᰔᩚ
الذهاب إلى القناة على Telegram
-ᴬ ʷᵃʸ ᵗᵒ ᵉˢᶜᵃᵖᵉ𓏲 𝘟𝘪𝘢𝘠𝘢𝘯 𝘍𝘢𝘯𝘤𝘭𝘶𝘣 "ᴀ ʟᴏsᴛ ᴘʟᴀᴄᴇ ғᴏʀ ᴡᴇᴀʀʏ 𝗌ᴏᴜʟ𝗌" 𝖠𝗇𝗈𝗇: @Lostca3ttlebot
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
337
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
حتی وقتی تو این وضعیت بلاتکلیفی بود بازم تصمیم گرفت نزاره موث وابسته بشه، ولی خیلی وقت پیش باید میفهمید که موث دیگه قرار نیست از پیشش بره، اون این همه راه و فقط برای دلداری دادن به یه شخص رندوم که تو بار باهاش آشنا شده نمیومده بود.
پس دور کردنش نه تنها هیچ فایده ای نداشت بلکه اونو بیشتر شکست.
دین واقعا تو شرایط سختی بود. اما بازم به این فکر میکرد که موث نباید بخاطرش آسیب ببینه.
حقیقتا اکثر آدم ها بعد از اون اتفاقی که ممکنه تجربه کنن به بقیه بی اعتماد میشن ولی مساله دین هیچوقت بی اعتمادی به بقیه نبود. اون به خودش اعتماد نداشت.
حس میکرد اون عشقی که باهاش بزرگ شده و گرمای محبت خانواده ای که همیشه توی قلبش بوده یه دروغ بزرگه پس چطور میتونه چیزی که نداره رو به یه نفر دیگه بده؟!
