broken mind
الذهاب إلى القناة على Telegram
من از دیار عروسکها میآیم از زیر سایههای درختان کاغذی در باغِ یک کتاب مصور.... 🐳mamoooo
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
208
المشتركون
-224 ساعات
+17 أيام
+930 أيام
أرشيف المشاركات
208
همین که بمانی برام کافیست. اینجا که باشی، قلم ذوق میکند و برایت خط به خط مینویسد و اَبر هوس میکند ببارد تا دونفـری در حیاط والِـس برقصیم.
208
زیاد در خاطرات دیگران کنجکاوی نکنید زیرا در خاطرات هر شخص چیزهایی هست که حتی میترسد آنها را برای خودش آشکار کند.
داستایفسکی
208
Repost from شرقیِغمگین
تو برایم مانند آسمان ابری پاییز بودی
آبی خاکستری
همانقدر دلگیر و زیبا
فکر کنم تنها خودت میدانی مقصودم از زیبا چیست
در نظرم چیزیست که در روح اثر کند و در لایههای عمیق قلب باقی مانَد و همانجا زندگی خواهد کرد
تو اندوه زیبای من بودی،همان غمی که از آن به ستوه آمده بودم لیک همچو خوابی گرم در شبهای سرد زمستانی اورا به آغوش میفشردم
من اندوه تو را دوست دارم و مانند نامههایی که هیچوقت برایت نفرستادم اما بارها پاکتشان را بوسیدم و رد رژ بر پوست کاغذ باقیماند
غمت را نیز میبوسم،مهم نیست چندسال از تو دور باشم و باتو لب به سخن باز نکنم
تو در پس ذهنم همیشه زنده ای و نامیرا خواهی ماند
208
تو نزدیکتر از اَبرهای پاییزی که گیسوانم را تَر میکنند، تو فقط کمی با خدا فاصله داری.
