𝗢𝗕𝗟𝗜𝗩𝗜𝗔💔
الذهاب إلى القناة على Telegram
إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
235
المشتركون
+324 ساعات
+57 أيام
+530 أيام
أرشيف المشاركات
235
من برات خیلی تلاش کردم، خیلی جنگیدم، خیلی صبر کردم تا عوض شی، خیلی گریه کردم، خیلی ذوق داشتم واسه آیندهای که ازش حرف میزدیم، خیلی میخواستمت، خیلی باورت داشتم، خیلی جدی گرفته بودمت، تو آخرین امیدم بودی، تو همه چیزم بودی، تو خونهم بودی، بهترین رفیقم بودی، خانوادم بودی، من برات میمردم کاش تو حداقل برام تب میکردی، من برات خیلی دوییدم کاش تو حداقل برام دو قدم راه میومدی، من برات جلوی هرکسی وایسادم کاش توام از غرورت یکم کم میکردی، من برات کور شده بودم کاش تو چشماتو باز میکردی، کاش منو میدیدی که چجوری دارم برات به هر دری میزنم، کاش یک هزارم تلاشایی که واست کردمو واسم میکردی. ازت گلهای ندارم ولی دیگه دوستتم ندارم.
235
ولی اونجایی ک تو کوچه خیابون تنها قدم میزنی و دونه دونه خاطرات با اون رفیقت ک از دنیا رفته میاد جلو چشت...💔
