ar
Feedback
𝑮𝒉𝒂𝒍𝒃𝒆 𝒃𝒂𝒏𝒂𝒇𝒔𝒉

𝑮𝒉𝒂𝒍𝒃𝒆 𝒃𝒂𝒏𝒂𝒇𝒔𝒉

الذهاب إلى القناة على Telegram

من موندم با یه قلب بنفش🙃💜 @Hanyaamoonbot

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
220
المشتركون
-524 ساعات
-307 أيام
-9130 أيام
أرشيف المشاركات
sticker.webp0.04 KB

💜💜:💜💜

خب برای معرفی... من مهسا هستم۱۹ سالمه اگه خودتون سوالی دارید خوشحال میشم اینجا بپرسید تا باهمدیگه گپ بزنیم https://t.me/Hanyaamoonbot

خب درمورد این که گزینه۱،۲،۶،۷ زده شده بود... گزینه۱: شما پرپل‌هارتیای منید منم دوستون دارم قلب بنفشا💜 گزینه۲: خب اگه دوس داشته باشید خودمو معرفی میکنم گزینه۶:عشقی معرفی میکنم خودمو حتما... گزینه۷:عزیزمنی دل به‌دل راه داره💋

─ فورواردڪنید ؛ بـا تـوجـہ بـه وایـبـٺـونـ
- دࢪصد سایڪـو بودنتون رو حدس بزنم - بگم شکنجـہ میڪنید یا شڪـنجـہ میشید - به چه روشی و آیا در اخر زنده میمونید یا نـہ
- 𝖡𝖾 ꤇ᦅ‌in

کدومش
Anonymous voting

" چرا توی چنلم هستی و دنبالم میکنی؟ " ; فوروارد کنید و Poll درست کنید تا ممبراتون بگن چرا دنبالتون میکنن ‌. `MORE
" چرا توی چنلم هستی و دنبالم میکنی؟ " ; فوروارد کنید و Poll درست کنید تا ممبراتون بگن چرا دنبالتون میکنن ‌.
`MORE

💜💜:💜💜 عکستو میبینم من؛ روزی هزار دفعه

دیالوگ خاموش – Silent Dialogue  تو گفتی تصمیم سختی گرفتی، اما توی بازی من سخت‌ترین تصمیم، همون تصمیمی‌ بود که نگرفتی. و من نوشتم: سکوتت فریاد باخت بود، نه انتخاب برد.
https://t.me/purpleheart15

یك قاتلِ نابغه، قبل از هر قتل، قربانی اش را به یک بازی شطرنج دعوت می‌کند. اگر برنده شود زنده میماند ولی تا امروز، هیچ‌کس در ب
یك قاتلِ نابغه، قبل از هر قتل، قربانی اش را به یک بازی شطرنج دعوت می‌کند. اگر برنده شود زنده میماند ولی تا امروز، هیچ‌کس در برابرش پیروز نشده، تنها از هر بازی، فقط یک دیالوگ به جا میماند.
فور کنید + 𝖨𝖣 قرار بدید تا یك دیالوگِ خاموش بر اساس وایبتون، از دفترچهٔ شخصی قاتلِ شطرنج باز تقدیمتون کنم.

تا دودیقه میخوام مغزم اروم‌ باشه شب با کوله‌باری از افکار مضخرف:سلام بیبی

✨✨:✨✨

🌚🌚:🌝🌝

Repost from N/a
⌱ باࢪِناپاڪی : خیانت به رئیس
••• وࢪق‌هاے ناگفتہ : تاریخ ندارد. چون از یه جایی به بعد، زمان برام بی‌معنی شد. من از اول اینطوری نبودم. من همون کسی بودم که شب آخر، تا ته خط رفت. اما هر بار توی چشم اونایی نگاه کردم که اسمشونو "برادر" گذاشته بودم، فقط یه چیز دیدم : ترس از سقوط ، ترس از این‌که یکی از خودشون بالا بزنه. و من بالا زدم. نه چون قوی‌تر بودم، چون دیگه نمی‌خواستم پایین بمونم. من بهشون خیانت نکردم. فقط یادشون انداختم که هیچ‌وقت دوستم نداشتن. تو نبودی اون شب توی اتاق ۵۲… وقتی رمزها رو بهشون دادم،وقتی در رو بستم و صدامو خفه کردم. فکر می‌کنی آسون بود؟ نه. ولی راستش انتقام، آسون‌تر از فراموش شدنه. حالا اگه ازم متنفر شدی، باشه. اگه می‌خوای اسممو خط بزنی از حافظه‌ت، خط بزن.
برادر نانتی ( James )
••• وداعِ بےصدا : فقط می‌خواسٺـم صداے افتادن برج رو خودم بشنوم. اون لحظه‌ای ڪه همه‌تون می‌فهمید هیچ‌ڪس توی خونه‌ی شیشه‌ای امن نیست.
- t.me/purpleheart15

AnimatedSticker.tgs0.06 KB

AnimatedSticker.tgs0.03 KB

شهر عجیبیه