𝑮𝒉𝒂𝒍𝒃𝒆 𝒃𝒂𝒏𝒂𝒇𝒔𝒉
الذهاب إلى القناة على Telegram
220
المشتركون
-524 ساعات
-307 أيام
-9130 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from 𝖵𝖺𝗆𝗉𝗂𝗋𝖾̨𝗇𝖾 | فیکشن
فــوࢪآورد کــنیـد ،
من به شمــا دیـالـــوگ از ومـــپــایـࢪ بـدم. 🤩
Repost from 𝖵𝖺𝗆𝗉𝗂𝗋𝖾̨𝗇𝖾 | فیکشن
فــوࢪآورد کــنیـد ،
من به شمــا لـقـبــــ ومـــپــایـࢪی بـدم. 🤩
Repost from ㅤㅤ𝖫'ı𝗅𝗅𝛍𝗌𝗍𝗋ꫀ
🤩─ فوࢪواࢪدڪنید ٺـا لـقـب بـرازنـدهای رو براتون انتخاب ڪنم وبگم روحـتـون از چه احساسی پر شده.
- 𝚩𝖾 ꤇ᦅin
Repost from N/a
[ پروندهی بالینی شماره M-062 ]
نام بیمار: مونی
سن: ۱۴ سال
تاریخ پذیرش: ۳ هفته پیش
وضعیت فعلی: بستری در بخش نوجوانان با مراقبت نیمهمستمر / تیمارستان ولموریا
پزشک معالج: دکتر اِریکا هال
تشخیص موقت:
- اختلال اسکیزوتایپال با ویژگیهای فانتزی و تفکر جادویی
- گسست از واقعیت همراه با نظام باور غیرعادی
- آسیبپذیری اجتماعی شدید و وابستگی به تخیل دفاعی
یادداشتهای پزشک معالج (جلسهی سوم):
مونی با صدای آهسته وارد شد و روی صندلی نشست. دستهایش را بههم گره زده بود، لبخندی آرام داشت. بدون اینکه سوالی از او بپرسم، زمزمه کرد: «جادو... توی من هست. از بچگی بود.»
وقتی ازش پرسیدم چه نوع جادویی، فقط به آسمون نگاه کرد و گفت: «اون که صداها رو آروم میکنه.»
در عین معصومیت، لایهای از گریز از واقعیت در کلامش نهفته است؛ شاید این جادو برای او، تنها راه بقاست.
مشاهدات شبانهی پرستار کشیک:
"هر شب قبل از خواب، مونی با صداهای مختلف با خودش حرف میزنه؛ انگار با موجوداتی نامرئی ارتباط داره. گاهی دستهاش رو به سمت سقف بلند میکنه و زیر لب وردهایی میخونه که ساخت خودش هستن. یهبار ازش پرسیدم چی میگه، با چشمهای درخشان گفت: «برای اینکه شب نیاد سراغتون، جادوتون میکنم.»"
گزارش ارجاع:
علت ارجاع: ترک کلاسها بهمدت طولانی + اظهارات نگرانکننده در مدرسه («با صدای توی دیوارا حرف میزنم چون اونا واقعین»)
در بازبینی دفترچهاش، جملات رمزگونهای پیدا شد که نشان از ساختن دنیای خیالی پیچیدهای دارد. والدینش گفتند که او شبها با «نورهای آبی» در اتاقش بازی میکند و از گفتن حقیقت درباره «جادویش» خودداری میکند.
ارزیابی تشخیصی (مطابق DSM-5):
- الگوهای گفتاری عجیب همراه با محتوای خیالی
- دلبستگی به ساختارهای جادویی بهعنوان مکانیزم دفاعی
- تفکیک ضعیف بین تخیل و واقعیت
- نشانههای ابتدایی اختلال روانپریشی خفیف
جمعبندی مقدماتی روانپزشک:
مونی به جهانی پناه برده که قوانینش را خودش نوشته؛ جهانی پر از جادو، صدا و نور. برای او این جهان نه سرگرمی، بلکه یک سپر روانیست. درمان او باید با احترام به این سپر آغاز شود؛ نباید تخیلش را انکار کرد، بلکه باید پلی زد میان دنیای جادوییاش و واقعیتی که برایش بیش از حد خشن و بیرحم بوده.
Repost from دژم؛
ᅠᅠ🕸 𝖳𝗁𝖾 𝖉𝖆𝗋𝗄𝗂𝗌𝗍 𝖿𝗈𝗅𝖽𝖾𝗋𝗌 𝗈𝗇 𝖳𝖾𝗅𝖾𝗀𝗋𝖺𝗆 𝗋𝗂𝗌𝖾. 🕷
ᅠᅠ "𝖦𝖾𝗍 𝗅𝗈𝗌𝗍. 𝖥𝗂𝗇𝖽 𝗒𝗈𝗎𝗋 𝗉𝖾𝗈𝗉𝗅𝖾."
ᅠᅠᅠ 𝖧𝖾𝗋𝖾 𝗅𝗂𝖾𝗌 𝗍𝗁𝖾 𝖼𝗈𝗅𝗅𝖾𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝗇𝗂𝗀𝗁𝗍 𝖿𝖾𝖺𝗋𝗌.
ᅠᅠᅠ 𝖳𝖾𝗅𝖾𝗀𝗋𝖺𝗆, 𝖻𝗎𝗍 𝗌𝗍𝗒𝗅𝖾𝖽 𝖿𝗈𝗋 𝗍𝗁𝖾 𝗌𝗈𝗎𝗅𝖾𝗌𝗌.
ᅠᅠᅠ "Handpicked Telegram Channels Await!"𝖥𝗈𝗋𝗐𝖺𝗋𝖽 𝖺𝗇𝖽 𝖺𝖽𝖽. 𝗌𝗈𝗒𝖺𝗆𝗄𝗏
Repost from تـہسیـگاࢪ
تو تیمارستانِ وِلموریا هیچکس کامل نیست. اینجا، مرزِ بین عقل و جنون تاریکتر از همیشهست. هر جمله، هر اسم و هر خاطرهای که تو ذهنتون دارین، کلید دروازهایِ به تیمارستانی که هیچ بازگشتی نداره. ما فقط تماشا میکنیم و صداتون رو میشنویم، حتی اگه تو سکوت گفته باشید.
فوࢪڪنید + نیمتون + یک جمله از اعماق ذهنتون رو یادداشت کنید تا: برای هرکدومتون، پرونـــدهے روانی تشکیل بدم.وِلموریا، جایی که دیوارها حرف میزنن، پنجرهها کابوس پخش میکنن، و اسمها هیچوقت پاک نمیشن؛ نه از پرونده، نه از حافظهی تاریکی.
𝖡𝖾 𝗃𝗈𝗂𝗇.
