ar
Feedback
بی‌جواب!

بی‌جواب!

الذهاب إلى القناة على Telegram

https://t.me/MinaBiJavabbot خیالِ هم‌صحبتی اگر بود:

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
372
المشتركون
-1124 ساعات
+717 أيام
+17730 أيام
أرشيف المشاركات
من مرده‌ام؛ امّا اگر قرار باشد زیاد غمگین شوی، بلند می‌شوم!

Shape of my heart❤️‍🔥

sticker.webp0.19 KB

عشق.
عشق.

sticker.webp0.30 KB

و من چه کسی بودم ؟ مردی بی چهره در میان طوفانی از افکاری بهم ریخته . طوفانی که چشم های نداشته ام را آزار میدهد من را به کجا میبرید ای ایده های نا به جا ای سوالات بی انتها ای وجودی که فرای حضور من بر من سخن میگفت و از من سوال میپرسد و من من هیچ جوابی برای هیچ سوالی نداشتم من آدمی بی چهره بودم آدمی بدون جواب ... بدون حتی سر نخی برای یافتن آنچه نباید در جستجویش باشم آری ،حضور من پر از تناقضاتی آشکار بود من نبودم اما حضور داشتم نباید میپرسیدم اما سوال بسیار داشتم من چهره ای نداشتم اما چشم هایم در این طوفان آزار میدیدند باز هم سوال همیشگی . من چه کسی بودم ؟ چه کسی باید میشدم و چه کسی در من حضور داشت که تا به حال نیافته بودمش و اما میدانم ... تنها سوالی که جوابش را میدانم همین است روزی بدون اینکه جوابی برای سوال هایم بیابم سر بر روی همین زمین گرم و سوزان میگذارم تا برای ابدیت سکوت بر تن من حکم فرما شود تا دیگر تن من درد را نیابد و اشکی از چشم های نداشته ام سرازیر نشود من.... روزی ، بی پاسخ خواهم مرد
دست نوشته

photo content

همه‌چیز آماده بود؛ اما لحظه نه و وقتی لحظه آمد، دیگر چیزی برای آماده‌بودن نمانده بود. آدم فکر می‌کند تأخیر فقط چند دقیقه‌ است
+1
همه‌چیز آماده بود؛ اما لحظه نه و وقتی لحظه آمد، دیگر چیزی برای آماده‌بودن نمانده بود. آدم فکر می‌کند تأخیر فقط چند دقیقه‌ است، اما بعضی دیر شدن‌ها فاصله‌ای‌ست که وجدان تا آخر عمر نمی‌تواند طی‌اش کند. نه تقصیر کسی بود، نه حادثه‌ای رخ داد؛ فقط زمان، بی‌آن‌که منتظر بماند، تصمیمش را گرفته بود. •| مینا 🕰️

در را باز نگه نداشتم؛ زمان خودش فهمید که منتظر کسی نیستم. جای قدم‌ها سرد شد، صداها به خاطره فرو ریختند و آن‌چه باید دوباره دی
+1
در را باز نگه نداشتم؛ زمان خودش فهمید که منتظر کسی نیستم. جای قدم‌ها سرد شد، صداها به خاطره فرو ریختند و آن‌چه باید دوباره دیده می‌شد، ترجیح داد در همان دورِ اول، ناتمام بماند. •|مینا❤️‍🩹

Repost from N/a
کاش میتونستم به مدیرمون و خیلیای دیگه بگم این موضوعی که الان همه درگیرشیم و تو بلاتکلیفی و سردرگمی هستیم یک مسئله حاشیه ای و الکی نیست، اینکه جوونای مردم دارن یکی یکی پرپر میشن و حتی مفقود میشن و خانواده هاشون چشم انتظارشون هستن یک موضوع حاشیه ای نیست، اینکه یک پدر یک مادر حتی دیگه توان اینکه نون ببره سر سفرش یک مسئله حاشیه ای نیست، اگر تو توانشو پولشو داری نوش جونت برو زندگیتو بکن ولی حداقل انقد شعور و شرف داشته باشیم که مشکلات بقیه قشر کشور و کوچیک و پیش پا افتاده ندونیم. همه ی ما داریم تلاش می‌کنیم برای ادامه دادن زنده بودن و زندگی کردن. کاش انقدر این مسائل رو کوچیک و "حاشیه" ای خطاب نکنیم.

داستان چه بود ؟ چیزی در این میان تغییر کرده بود و من خود نمیدانستم چه بوده و چه هست صدایی دیگر از درون من شنیده نمیشود . سکوتی غمگین در من فریاد میزند هیچ دیگر نیست تنها تر شده ام ؟ آیا من های من نیز مرا ترک گفتنه اند ؟ هیاهوی پیچیده در اتاق من کجایی؟ سکوت دیوانه تر میکند مجنونی همانند مرا ...
دست نوشته

ستم زمانی پایان می‌یابد که ستم‌دیده تصمیم بگیرد دیگر تحمل نکند.
نلسون ماندلا

هيچ کس بـه اندازۀ كسانـی كه حقيقت را می‌گويند مورد تنفر دیگران واقع نمي‌شود.
افلاطون

photo content

دیگر از کجای این سرزمین باید پرسید: تا کِی؟

ما حیف بودیم عزیز من. تلاشگر بودیم، مهربون بودیم؛ مسئولیت پذیر بودیم، پای کار بودیم، با اراده بودیم، باهوش بودیم، متعهد بودیم، منضبط بودیم، از خودگذشتگی داشتیم، ولی حیف بودیم واسه این دوره از تاریخ، واسه این نقطه از جغرافیا، حیف بودیم عزیز من.

photo content

sticker.webp0.17 KB