ar
Feedback
بی‌جواب!

بی‌جواب!

الذهاب إلى القناة على Telegram

https://t.me/MinaBiJavabbot خیالِ هم‌صحبتی اگر بود:

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
412
المشتركون
+6924 ساعات
+1167 أيام
+21030 أيام
أرشيف المشاركات

‌ فرزند ایران و جان‌فدای میهن

‌ برای آن قسمت از تو که مدام می‌پرسد: خب، بعدش چی؟ اصلاً قرار است به کجا برسم؟ از سهراب سپهری

شما بگید. دوست داری بر سنگ قبرت، چه بنویسند؟ https://t.me/MinaBiJavabbot

دوست داری بر سنگ قبرت چه بنویسند؟ من؟ من دوست دارم بنویسند: «مرا بعضی وقت‌ها به یاد آورید.» نه از سر دلتنگی. دلتنگی چیز عجیبی نیست؛ آدم سرانجام برای کسی که مرده، دلتنگ می‌شود. من بیشتر از دلتنگی، از این می‌ترسم که روزی آن‌قدر فراموش شوم که حتی خاطره‌ام نیز برای کسی اتفاق نیفتاده باشد. بنویسند «مرا بعضی وقت‌ها به یاد آورید»، چون تمام عمر از فراموش شدن می‌ترسیدم؛ حتی آن زمان که وانمود می‌کردم هیچ‌کس برایم اهمیتی ندارد. و راستش… این نخستین بار نیست که می‌میرم. هر بار که مرا شکستی، مردم. هر بار که با خود گفتم «این دیگر پایان است» و باز صبح شد و چشمانم را گشودم، مردم. هر بار که چشم به راه صدایت ماندم و هیچ صدایی از تو نرسید، مردم. می‌دانی آدم تا چه اندازه می‌تواند از سکوت بمیرد؟ نه، احتمالاً نمی‌دانی. زیرا آن‌کس که سکوت می‌کند، معمولاً هرگز نمی‌فهمد آن سوی سکوتش چه بر سر انسانی دیگر می‌آید. من بارها مردم و تو حتی یک بار نیز برای مردنم عزاداری نکردی. شاید چون پیکرم هنوز بر جای خود بود. هنوز سخن می‌گفتم. هنوز می‌خندیدم. هنوز می‌رفتم و می‌آمدم، پاسخ می‌دادم و حتی گاهی می‌گفتم: «خوبم.» آدم‌ها چه ساده مرگ را اشتباه می‌گیرند. گمان می‌کنند تا وقتی نفس می‌کشی، زنده‌ای. نه. گاهی انسان تنها نفس می‌کشد تا مجبور نباشد توضیح دهد چرا دیگر هیچ‌چیز خوشحالش نمی‌کند. من نیز چنین بودم. هر بار که دیگر هیچ‌چیز خوشحالم نمی‌کرد، تکه‌ای از من می‌مرد؛ و من صبح روز بعد دوباره از جایم برمی‌خاستم، گویی شب گذشته هیچ چیز درونم دفن نشده است. پس اگر روزی واقعاً مردم، لطفاً نگویید «حیف شد.» من بسیار پیش‌تر از آن روز، حیف شده بودم. فقط کسی متوجه نشده بود. بر سنگ قبرم نیز ننویسید آدم خوبی بود. آدم بدی بود. عاشق بود. دیوانه بود. هیچ‌کدامشان مهم نیست. فقط بنویسید: «مرا بعضی وقت‌ها به یاد آورید.» زیرا شاید تمام چیزی که از یک انسان پس از رفتنش باقی می‌ماند، همین باشد؛ لحظه‌ای کوتاه در ذهن کسی که هنوز زنده است. و اگر روزی، میان هیاهوی زندگی، بی‌دلیل به یادت آمدم، فقط چند ثانیه مکث کن. شاید همان لحظه، برای نخستین بار، من واقعاً نمرده باشم. •| مینا 🪦

خیلی یهویی. این پیام رو فور کنین پست موردعلاقه‌م ازتون رو فور کنم اینجا ویو بخوره.

photo content

Repost from MORENA
و ‌من٫ در این خانه‌ی بی‌دری٫ پناه میگیرم٫ از تمام ترس های بیرونی. - آینه‌ای میانِ جهان‌ها •| مینا بادسار

photo content

این لینک ناشناس جدید هست. حرفی، سخنی..؟ https://t.me/MinaBiJavabbot

اگر دوست دارید کتابتون رو همین روزها تحویل بگیرید، لطفاً سفارشتون رو امروز ثبت کنید تا فردا براتون به پست بسپرم. 📦 کتاب‌ها به‌زودی راهی کتابفروشی‌ها می‌شن و بعد از اون، نسخه‌هایی که الان مستقیم دست خودم هستن دیگه در دسترسم نخواهند بود. پس اگر دلتون می‌خواد نسخه‌تون رو مستقیم از خودم بگیرید، امروز بهترین فرصته. 🪞✦

اگر قرار باشد برای چند ساعت از دنیایی که می‌شناسید فاصله بگیرید و وارد جایی شوید که مرز بین قلب و ذهن در آن چندان واضح نیست، کجا می‌روید؟ 🌙 «آینه‌ای میان جهان‌ها» شاید فقط یک کتاب به نظر برسد؛ اما قرار نیست فقط بخوانیدش. قرار است واردش شوید. ✦ وارد دنیایی که شاید بعضی قسمت‌هایش برایتان غریبه باشد، و بعضی قسمت‌هایش… بیش از حد آشنا. این کتاب کلیدی‌ست میان دو جهان؛ جهانِ چیزهایی که با قلبمان حس می‌کنیم و چیزهایی که با ذهنمان انکارشان می‌کنیم. 🗝️ میان صفحه‌هایش می‌توانید جهان فراموش‌شده‌ی خودتان را پیدا کنید؛ خوبی‌هایش را، تاریکی‌هایش را، و شاید بخش‌هایی از خودتان را که مدت‌هاست به آن‌ها نگاه نکرده‌اید. اما یک هشدار کوچک: ممکن است بعد از تمام کردنش، دیگر نتوانید به بعضی چیزها همان‌طور که قبل از خواندنش نگاه کنید. 🪞 اگر آماده‌اید آینه را روبه‌روی خودتان بگیرید، «آینه‌ای میان جهان‌ها» منتظر شماست. ✦

محبتِ عزیزانم💕
+3
محبتِ عزیزانم💕

sticker.webp0.08 KB

عزیزانم..💝

photo content
+7

photo content
+9

sticker.webp0.08 KB

آن سویِ لحظه‌ها: