593
المشتركون
+2224 ساعات
+827 أيام
+37130 أيام
أرشيف المشاركات
593
از یه جایی به بعد کارم شد سکوت.
هیچی نگفتم و فقط نشستم نگاه کردم.
به تکتک حرکات مسخرهشون زل زدم،
بدون اینکه چیزی بگم.
فهمیدم حرف زدن دیگه فایده نداره.
فقط نگاه کردم ببینم
تا کجا میخوان حرکتِ اشتباه بزنن
و با خیال راحت فکر کنن من احمقم
و هیچی نمیفهمم.
