تاریخ ندیمه
الذهاب إلى القناة على Telegram
تاریخ ندیمه کنایه از محدودیت زنان در طول تاریخ است زنانی که همیشه سایه کم رنگی از قدرت بودن ولی بدون حضور آن ها شاید تاریخ امروز ما بی رحمانه تر بود 💌: http://t.me/HidenChat_Bot?start=456154420
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
214
المشتركون
+124 ساعات
+17 أيام
+130 أيام
أرشيف المشاركات
214
+1
— ازدواجی که از همان اول محکوم به شکست بود؛ ⚡️👊🏼
⊹ النور که در محیطی فرهنگی رشد کرده بود، شاعران و تروبادورها را به دربار فرانسه آورد و فضای تازهای ایجاد کرد. اما همسرش اصلاً از این حالوهوا خوشش نمیآمد.لویی هفتم در اصل قرار بود زندگی مذهبی و رهبانی داشته باشد و فقط بعد از مرگ برادرش ناچار شد پادشاه شود. او بیشتر وقتش را با روحانیون و کتابهای مذهبی میگذراند و علاقه چندانی به جشنها و زندگی پرشور دربار نداشت.نوشته شده حتی علاقه ای چندانی برای برقراری رابطه جنسی با همسرش حتی نقل شده که النور روزی با ناراحتی گفته بود:«من فکر میکردم با یک پادشاه ازدواج میکنم، نه با یک راهب!»
⊹ لویی هفتم شیفته زیبایی و هوش النور بود، ولی النور از با این مرد بیش از حد مذهبی و خشک کنار نمیآمد.این اختلافها باعث شد فاصله بینشان کمکم بیشتر شود. حتی برای داشتن اولین فرزندشان هم هفت سال صبر کردند، و وقتی دخترشان به دنیا آمد، رابطه آنها دیگر عملاً در حال فروپاشی بود.
@nadimeh_history
214
+1
— النور آکیتن؛👑🍷
⊹ النور آکیتن در سال ۱۱۲۴ میلادی به دنیا آمد. پدرش، ویلیام دهم، دوک آکیتن، چون فرزند پسری نداشت،النور را بهعنوان وارث اصلی خودش بزرگ کرد؛و همین باعث شد از کودکی آموزشهایی ببیند که برای یک دختر آن زمان کاملاً غیرعادی بود.النور خیلی زود به عنوان دختری باهوش، جدی شناخته شد. وقتی فقط ۱۵ سال داشت،پدرش از دنیا رفت و طبق وصیت او،سرپرستیاش به لویی ششم، پادشاه فرانسه سپرده شد.
— ازدواجی برای کنترل یک وارث ثروتمند؛⛓️💍
⊹ همه نگران بودند این وارث ثروتمند، هدف ربایش یا ازدواج اجباری قرار بگیرد. برای همین، لویی ششم سریع دست به کار شد و پسرش، لویی (بعدها لویی هفتم) را فرستاد تا با النور ازدواج کند؛ در واقع با یه تیر دو نشان زد هم برای محافظت، هم برای اضافه کردن سرزمینهای آکیتن به فرانسه.
⊹ النور از همان ابتدای ازدواج روی همسر جوانش نفوذ زیادی داشت و از این نفوذ برای پیش بردن اهداف سیاسی استفاده میکرد.مثلاً از ازدواج خواهرش با یکی از مقامهای بلندپایه دربار حمایت کرد و لویی رو تشویق کرد برای پس گرفتن سرزمین تولوز لشکرکشی کند؛منطقهای که النور آن را بخشی از میراث خانوادگی خود میدانست.
@nadimeh_history
214
+1
— ملکهای تاریخ در حقش کم لطفی کرد؛🕰️
⊹ اِما در تاریخ انگلستان آنطور که باید و شاید شناخته نشده و تا حد زیادی در سایه مانده است؛ در حالی که تأثیرش کاملاً جدی و تعیینکننده بود.او در دورانی زندگی میکرد که رابطه میان وایکینگها و آنگلوساکسونها بسیار پرتنش و خطرناک بود. اِما توانست تا حد زیادی به این وضعیت سامان بدهد و برای ثبات سیاسی، مسیرهای تازهای باز کند.او همچنین رابطهاش با کلیسا را تقویت کرد و در مدیریت زمینها و داراییهای سلطنتی چه املاک شخصی خودش و چه داراییهای حکومت توانایی بالایی از خود نشان داد.
@nadimeh_history
214
+1
— آخرین تصمیم پادشاه جوان؛🍂
⊹ سرنوشت برای هارتاکنوت هم چندان مهربان نبود. او به بیماری سل مبتلا شد و مانند هارولد، در ۲۴ سالگی از دنیا رفت.
در روزهای پایانی عمر، اِما توانست او را قانع کند که برادر ناتنیاش، ادوارد، را به عنوان جانشین خود معرفی کند. همین ادوارد بعدها با لقب «ادوارد معترف» به یکی از شناختهشدهترین پادشاهان آنگلوساکسون تبدیل شد.
— اِما نورماندی؛🌹
اما نورماندی سرانجام در سال ۱۰۵۲ میلادی و در ۶۸ سالگی درگذشت. او در طول زندگیاش همسر دو پادشاه بود، دو بار تاج ملکه انگلستان را بر سر گذاشت و مادر دو پادشاه دیگر شد.جالب است بدانید اِما آنقدر به جایگاه و حق فرزندانش اهمیت میداد که خودش سفارش نوشتن کتابی با عنوان (ستایش اِما، ملکه) را داد؛ یک اثر سهجلدی که درباره ازدواج او با کنوت و حق فرزندانش برای رسیدن به تاجوتخت نوشته شده بود.
@nadimeh_history
214
+1
— شروع یک فاجعه؛🐦⬛️
⊹ اِما نورماندی که هنوز از کنار گذاشته شدن خاندانش ناراضی بود، دو پسرش از ازدواج اول با اتلرد، یعنی آلفرد و ادوارد، را به انگلستان فراخواند تا برای پس گرفتن حق خود بر تاجوتخت اقدام کنند.
⊹ اما همهچیز طبق نقشه پیش نرفت. در میانه راه، دو برادر گرفتار کمین شدند. ادوارد توانست فرار کند و جان سالم به در ببرد، اما آلفرد دستگیر شد. او را به طرز وحشیانهای شکنجه کردند؛ چشمانش را با میلهای گداخته کور کردند و آلفرد مدت کوتاهی بعد بر اثر همان جراحات جان سپرد.
— پادشاهی بد شانس؛
⊹ با این حال، هارولد هم فرصت زیادی برای لذت بردن از تاجوتخت نداشت. او تنها در ۲۴ سالگی بر اثر بیماریای مرموز از دنیا رفت و حکومتش خیلی زود به پایان رسید.
⊹ پس از مرگ هارولد، هارتاکنوت به انگلستان بازگشت و پادشاه شد. اما او کینه عمیقی از برادر ناتنیاش داشت و تصمیم گرفت حتی بعد از مرگ هم از او انتقام بگیرد.به دستور هارتاکنوت، جسد هارولد را از قبر بیرون آوردند، در برابر مردم سرش را از بدن جدا کردند و سپس پیکرش را به رود تیمز انداختند؛ اقدامی که حتی در آن دوران هم بسیار بیرحمانه و غیرمعمول به شمار میرفت.
@nadimeh_history
214
+1
— مشکلات خانودگی؛👨👩👧👦
⊹ اِما و کنوت کمکم به هم علاقهمند شدند، اما خانواده بزرگشان همیشه پر از رقابت و نگرانی بود.اِما برای محافظت از دو پسرش از ازدواج اول، یعنی آلفرد و ادوارد، آنها را به نورماندی فرستاد. دلیلش روشن بود؛ حضور این دو شاهزاده میتوانست برای کنوت و پسرش، هارولد هرفوت، دردسرساز شود.
از طرف دیگر، اِما و کنوت هم دو فرزند مشترک داشتند: دختری به نام گونهیلدا که بعداً امپراتریس امپراتوری مقدس روم شد و پسری به نام هارتاکنوت؛ پسری که او هم روزی مدعی تاجوتخت شد. اِما ملکهای بانفوذ بود و از حمایت بسیاری از خاندانهای اشرافی برخوردار بود. اون تونست همسرش رو متقاعد کنه که پسر خودش هارتاکنوت، رو به عنوان وارث تاجوتخت معرفی کنه.
⊹ کنوت در حدود ۴۰ سالگی از دنیا رفت، هارتاکنوت در دانمارک بود و نتونست از فرصت استفاده کنه. در عوض، هارولد هرفوت سریعتر دست به کار شد و تاجوتخت انگلستان رو تصاحب کرد.اِما هم بیکار ننشست. او برای تضعیف موقعیت هارولد، شایعهای جنجالی رو پخش کرد و مدعی شد هارولد اصلاً پسر واقعی کنوت نیست، بلکه حاصل رابطه نامشروع همسر اول او با مردی روستایی است.
@nadimeh_history
214
+1
— ترمیم رابطه با کلیسا؛⛪
⊹ یکی از کارهای مهم اِما، آرام کردن تنش میان کنوت و کلیسا بود. کنوت در دوران جنگها و یورشهایش، مخصوصاً در جوانی، آسیبهای زیادی به کلیساها زده بود و رابطهاش با روحانیون چندان خوب نبود.
اما اِما وارد ماجرا شد و اوضاع را تغییر داد. او نهتنها به بازسازی کلیساها کمک کرد، بلکه از خزانه سلطنتی برای پر کردن دوباره درآمد کلیساها هم استفاده کرد.حتی هدایا و اشیای ارزشمندی مثل یک صلیب طلایی را به کلیسای جدید وینچستر اهدا کرد؛ حرکتی که جایگاهش را در میان روحانیون بسیار تقویت کرد.
⊹ اِما فقط یک ملکه تشریفاتی نبود. وقتی کنوت برای اداره قلمرو بزرگش در دریای شمال سفر میکرد، او در بسیاری از مواقع عملاً بهتنهایی انگلستان را اداره میکرد.
در همین دوران، توانایی سیاسی و مدیریتیاش کمکم برای همه آشکار شد؛ تا جایی که بسیاری او را یکی از چهرههای جدی قدرت در دربار میدانستند، نه صرفاً همسر پادشاه.خیلی از مورخان او را یکی از معدود زنانی میدانند که واقعاً در سیاست انگلستان قرون وسطی اثرگذار بود.
@nadimeh_history
214
— ازدواجی که سه تاج برای اما آورد؛💍
⊹ کنوت برای اینکه حکومتش مشروعتر به نظر برسد، تصمیم گرفت با یکی از اعضای خاندان سلطنتی انگلستان ازدواج کند و چه کسی مناسبتر از اِما؟
اما هم ظاهراً از این پیشنهاد استقبال کرد و با کنوت ازدواج کرد. نتیجه این وصلت فقط ملکه شدن دوباره نبود؛ او حالا علاوه بر ملکه انگلستان، عنوان ملکه دانمارک و نروژ را هم به دست آورد.
⊹ البته این ازدواج یک پیچیدگی جالب هم داشت. کنوت از قبل زنی به نام الفگیفو نورثهمپتون را به همسری گرفته بود.با این حال، چون آن رابطه بیشتر بر اساس سنتهای محلی بود و الفگیفو در دانمارک زندگی میکرد، کنوت توانست بدون دردسر سیاسی جدی با اِما هم ازدواج کند.
⊹ بر اساس منابع تاریخی، ازدواج اِما نورماندی و کنوت یکی از موفقترین ازدواجهای سیاسی آن دوران بود؛ جایی که هر دو، عملاً در کنار هم نقش حاکمان را بازی میکردند، نه فقط یک پادشاه و ملکه تشریفاتی
@nadimeh_history
214
+1
— بازگشت دوباره به تاجوتخت؛
بعد از مرگ سوین، پسرش کنوت خودش را وارث میدانست، اما اشراف انگلیسی از اتلرد حمایت کردند و او توانست دوباره به قدرت برگردد.به این ترتیب، اِما برای دومین بار ملکه انگلستان شد؛ البته این دوران چندان طول نکشید، چون اتلرد تنها دو سال بعد از دنیا رفت.
— از یک پادشاه به پادشاهی دیگر؛🩸
پس از مرگ اتلرد، پسرش از همسر اول، ادموند آیرونساید، مدعی تاجوتخت شد. اما کنوت دوباره با سپاهش وارد انگلستان شد و در نهایت پیروز شد.او برای مدتی کوتاه با ادموند به توافق رسید و بخشی از کشور را به او سپرد، و برای تمسخر ادموند گفت:«من مسئولیت سکس رو به ادموند میسپارم» و اما فقط چند ماه بعد ادموند به قتل رسید. حتی برخی روایتها میگویند او هنگام استفاده از توالت ترور شد؛ جزئیاتی که باعث شده این مرگ یکی از عجیبترین قتلهای تاریخ انگلستان باشد.
@nadimeh_history
214
+1
— اما نورماندی؛ زنی که دو بار ملکه انگلستان شد؛💍👑
⊹ اِما نورماندی حدود سال ۹۸۴ میلادی به دنیا آمد و دختر ریچارد اول، دوک نورماندی، بود. او در ۱۸ سالگی با اتلرد دوم، پادشاه ۳۶ ساله انگلستان، ازدواج کرد؛ پادشاهی که بعدها به خاطر تصمیمهای ضعیفش لقب «بیتدبیر» یا «ناآماده» رو گرفت.اتلرد از ازدواج قبلیاش ۱۰ فرزند داشت، اما اِما هم برای او سه فرزند به دنیا آورد: ادوارد، آلفرد و گادگیفو.
— حمله وایکینگها و فرار از انگلستان؛⚔️
⊹ سال ۱۰۱۳ ورق برگشت. سوین فورکبیرد، پادشاه دانمارک و نروژ، به انگلستان حمله کرد و اتلرد هم نتوانست مقاومت چندانی نشان دهد. نتیجه این شد که او، اِما و فرزندانشان مجبور شدند کشور را ترک کنند و به نورماندی پناه ببرند.اما این پیروزی برای سوین خیلی دوام نداشت. فقط پنج هفته بعد از فتح انگلستان، او ناگهان درگذشت. افسانهای قدیمی میگوید روح سنت ادموند در خواب با نیزه او را کشت، اما احتمال واقعبینانهتر این است که قربانی یک ترور سیاسی شده باشد.
@nadimeh_history
214
+1
— یک مثلث عاشقانه در قصر سلطنتی؛👸🏻🤴🏻👩🏻🦱
⊹ زوئی با معشوقه همسرش مشکل خاصی نداشت! حتی با تقسیم تخت و حتی بسترش با اسکلرائینا مخالفتی نکرد.اسکلرائینا پس از زوئی و تئودورا قرار میگرفت و او نیز مانند آنان «بانوی امپراتریس» خطاب میشد. در مراسم رسمی نیز درست پشت سر دو خواهر قرار میگرفت.
⊹ اما مردم اصلاً با این وضعیت کنار نمیآمدند. شایعاتی در شهر پخش شد که اسکلراینا قصد دارد دو امپراتریس را از بین ببرد. اوضاع آنقدر بالا گرفت که دو خواهر مجبور شدن شخصاً در برابر مردم ظاهر شوند و به آنها اطمینان بدن که هنوز زنده و سالم هستند!
⊹ این شرایط عجیب حدود هشت سال ادامه داشت؛ یک امپراتریس، یک امپراتور و یک معشوقه که همه در کنار هم در کاخ زندگی میکردند!تا اینکه سرانجام زوئی در سال ۱۰۵۰ میلادی و در سن ۷۲ سالگی از دنیا رفت.
⊹ بعد از مرگ او، کنستانتین نهم به تنهایی حکومت را ادامه نداد؛ او پنج سال دیگر همراه با تئودورا بر تخت باقی ماند. اما دوران زوئی، با همه فراز و نشیبهای عجیبش، برای همیشه بهعنوان یکی از غیرمعمولترین داستانهای تاریخ بیزانس باقی ماند.
@nadimeh_history
214
— نقشه زوئی برای کنار زدن خواهرش؛💍
فقط دو ماه از حکومت مشترک گذشته بود که زوئی تصمیم گرفت دوباره ازدواج کند. این تصمیم فقط یک انتخاب شخصی نبود؛ او امیدوار بود با آوردن یک همسر جدید به کاخ، نفوذ سیاسی تئودورا را کاهش دهد و قدرت را دوباره به سمت خودش بکشاند.
البته این ازدواج اهمیت ویژهای داشت، چون طبق قوانین کلیسای ارتدوکس، زوئی فقط سه بار اجازه ازدواج داشت و این، آخرین فرصت او برای انتخاب همسر بود. بعد از کلی ماجرا برای پیدا کردن کاندید مناسب حتی مسموم شدن نامزد احتمالی زوئی با سم بلخره زوئی فرد مناسب زندگی خودش رو پیدا کرد.در نهایت، زوئی که حالا ۶۴ سال داشت، با یکی از معشوقههای قدیمی خودش که ۳۸ ساله بود ازدواج کرد. همین ازدواج باعث شد او با نام کنستانتین نهم به امپراتوری برسد.
⊹ برخلاف ازدواجهای قبلی، این بار به نظر میرسید زوئی بالاخره همسری پیدا کرده که به او احترام میگذارد و حتی اجازه میدهد در اداره کشور نقش داشته باشد.اما یک شرط مهم وجود داشت: کنستانتین باید معشوقهاش، زنی به نام اسکلراینا را هم با خودش به دربار میآورد.
@nadimeh_history
214
+1
— دو شمشیر در یک غلاف نمیگنجند؛👸🏼⚔👸🏻
⊹ شاید فکر کنید بعد از این اتفاق، زوئی و تئودورا اختلافاتشان را کنار گذاشتند؛ اما واقعیت کاملاً برعکس بود.دو خواهر همچنان از یکدیگر نفرت داشتند. آنها همچنان با هم کنار نمیآمدند و برای نفوذ و قدرت با یکدیگر رقابت میکردند. زوئی و تئودورا به طور مشترک بر امپراتوری بیزانس حکومت کردند. البته روی کاغذ، زوئی امپراتریس ارشد بود و حتی در مراسم رسمی، تختش کمی جلوتر از تخت خواهرش قرار میگرفت. اما در عمل، این تئودورا بود که نقش پررنگتری در اداره کشور داشت.
⊹ با اینکه در جلسات سنا و مراسم رسمی کنار هم میایستادند، رابطه این دو خواهر اصلاً صمیمانه نبود. زوئی هنوز به تئودورا حسادت میکرد. زوئی خودش علاقه زیادی به اداره روزمره حکومت نداشت، اما در عین حال حاضر هم نبود اجازه دهد تئودورا به تنهایی زمام امور را به دست بگیرد! نتیجه این شد که کمکم دربار به دو دسته تقسیم شد؛ عدهای طرفدار زوئی بودند و عدهای دیگر از تئودورا حمایت میکردند.
@nadimeh_history
214
+1
— تبعید زوئی؛ ⛪️
⊹ بعد از مرگ میشائیل چهارم، برادرزادهاش، میشائیل پنجم، به قدرت رسید. او در ابتدا قول داد با امپراتریس زوئی با احترام رفتار کند، اما خیلی زود نظرش عوض شد و دم درآورده! زوئی رو متهم کرد که در مرگ امپراتور قبلی دست داشته و او را به صومعهای در جزیرهای دورافتاده تبعید کرد.
—میشائیل= گدا معتبر شود، از خدا بیخبر شود!🌚
⊹ اما این تصمیم اصلاً به مذاق مردم خوش نیامد. بسیاری زوئی را وارث قانونی خاندان سلطنتی میدانستند و میشائیل پنجم را غاصب تاجوتخت. همین نارضایتی خیلی زود به شورش تبدیل شد.شورش مردم آنقدر گسترده شد که ورق کاملاً برگشت. آنها نهتنها خواستار بازگشت زوئی شدند، بلکه از خواهرش تئودورا هم حمایت کردند.تئودورا اصلاً علاقهای به بازگشت به سیاست نداشت و از زندگی آرامش در صومعه راضی بود. با این حال، او را با اصرار از صومعه بیرون آوردند و به کلیسای ایاصوفیه بردند تا در کنار زوئی به عنوان امپراتریس مشترک تاجگذاری کند.سرنوشت میشائیل پنجم هم چندان خوشایند نبود؛ او را نابینا کردند و باقی عمرش را به عنوان یک راهب گذراند.
@nadimeh_history
214
+1
— مرگی مرموز و یک ازدواج فوری؛🛁
⊹ چندی بعد،رومانوس۶۶ ساله در حمام کاخ مرده پیدا شد. بعضی از مورخان حدس میزنند که او به دستور زوئی به قتل رسیده باشد، اما هیچ مدرک قطعی برای اثبات این ادعا وجود ندارد.نکته عجیبتر این بود که زوئی همان روز با میشائیل ازدواج کرد و خیلی زود مراسم تاجگذاری هم برگزار شد. حتی روایت شده که اسقف اعظم ابتدا مخالفت کرده بود،اما بعد از چرب کردن سیبلش با مقدار زیادی طلا،نظرش عوض شد!
— اما میشائیل آن شاهزاده رؤیایی نبود؛
⊹ زوئی فکر میکرد بعد از این ازدواج همهچیز مطابق میلش پیش میرود، ولی کاملا اشتباه میکرد.میشائیل زمام امور را به دست گرفت و زوئی را عملاً کنار گذاشت.البته حکومتداری او چنگی به دل نمی زد او از نظر جسمی وضعیت خوبی نداشت. بیماریاش روزبهروز شدیدتر شد و وقتی فهمید زمان زیادی برایش باقی نمانده،زوئی را متقاعد کرد که برادرزادهاش، که او هم میشائیل نام داشت،به فرزندخواندگی پذیرفته شود تا راه برای جانشینی او هموار شود.سرانجام میشائیل چهارم در حالی که تنها ۳۰ سال داشت،از دنیا رفت؛اما داستان ازدواجهای زوئی و کشمکشهای او برای حفظ قدرت،هنوز به پایان نرسیده بود!
@nadimeh_history
214
+1
— زوئی — تئودورا
— من از خواهرم متنفرم؛⚔
⊹سالهای طولانی زندگی در کاخ ظاهراً باعث نشده بود زوئی و خواهرش، تئودورا، به هم نزدیک شوند؛ برعکس،زوئی از او متنفر بود. بعد از اینکه به مقام امپراتریس رسید،افرادی را مأمور کرد تا تئودورا را زیر نظر بگیرند و در نهایت او را مجبور کرد زندگی در صومعه و راهبه شدن را بپذیرد.
— تلاش برای داشتن وارث؛🧪🔮
⊹ زوئی یک آرزوی بزرگ داشت: اینکه بچهدار شود و دودمان خانوادگیاش ادامه پیدا کند. برای همین سراغ هر راهی رفت؛ از طلسم و تعویذ گرفته تا انواع معجونهایی که آن زمان مردم به آنها باور داشتند. اما هیچکدام جواب نداد.کمکم رابطه او و همسرش، رومانوس، هم سرد شد.بعد از این ماجرا،زوئی وارد روابط عاشقانه دیگری شد و رومانوس هم چندان اعتراضی نداشت؛او نیز معشوقههایی داشت.اما اوضاع وقتی پیچیده شد که زوئی دل به یک خدمتکار جوان و خوشچهره ۲۳ ساله به نام میشائیل بست.زوئی این رابطه را پنهان نمیکرد و حتی گفته میشد آشکارا از آرزویش برای رساندن میشائیل به تخت سلطنت حرف میزد.طبیعی بود که این موضوع برای رومانوس نگرانکننده باشد.
@nadimeh_history
214
+1
— تقریباً سه دهه انتظار؛🧴🧼
⊹ بعد از این ماجرا، زوئی ۲۷ سال دیگر هم مجرد ماند. گفته میشود یکی از سرگرمیهای موردعلاقهاش ساخت کرمها و مواد آرایشی بود و حسابی به مراقبت از پوستش اهمیت میداد. حتی بعضی مورخان نوشتهاند که با وجود بالا رفتن سنش، چهرهای بسیار جوانتر از سن واقعیاش داشت.
— ازدواج مجدد؛💎
⊹ سالها بعد، اوضاع عوض شد. پس از مرگ باسیل دوم، پدر زوئی فهمید اگر دخترانش ازدواج نکنند، ممکن است دودمان سلطنتی به پایان برسد.اول قرار بود خواهرش تئودورا با اشرافزادهای به نام رومانوس ازدواج کند، اما او قبول نکرد. در نهایت، این مسئولیت به زوئی رسید و او مجبور شد با رومانوس ازدواج کند؛ مردی که پیش از آن هم همسر دیگری داشت.زوئی هنگام ازدواج حدود پنجاه سال داشت، اما مورخان نوشتهاند که به لطف مراقبتهای مداوم از پوست و استفاده از انواع کرمها هنوز چهرهای جوان و جذاب داشت.یک روز پس از مراسم ازدواج، پدرش، کنستانتین، درگذشت و به این ترتیب رومانوس سوم و زوئی به عنوان امپراتور و امپراتریس بیزانس تاجگذاری کردند. انگار تمام آن سالهای انتظار، قرار بود در عرض یک شب مسیر زندگی زوئی را کاملاً تغییر دهد.
@nadimeh_history
214
+1
— زوئی پورفیروژنیتا؛ شاهزادهای که اجازه عاشق شدن نداشت؛❤️
⊹ اگر فکر میکنید خانوادههای سلطنتی همیشه دنبال شوهر دادن دخترهایشان بودند، داستان زوئی دقیقاً برعکسش رو ثابت میکند! زوئی پورفیروژنیتا در سال ۹۷۸ میلادی به دنیا آمد و دختر کنستانتین هشتم، امپراتور بیزانس، بود. اما عمویش، باسیل دوم، یک قانون عجیب گذاشته بود: هیچکدام از دختران خاندان حق ازدواج نداشتند. دلیلش هم این بود که میترسید شوهر آنها بعدها ادعای سلطنت کند و برای تاجوتخت دردسر بسازد.به همین خاطر، زوئی و خواهرانش سالها در کاخ زندگی کردند و تقریباً از دنیای بیرون دور ماندند.
— داماد چند روزه! 💍
⊹ وقتی زوئی ۲۳ ساله شد، بالاخره بخت به در خانهاش رو زد ! امپراتور مقدس روم تصمیم گرفت با یکی از خواهر ها ازدواج کند و فرستادهای برای انتخاب عروس به قسطنطنیه فرستاد.از بین سه خواهر، زوئی رو انتخاب کردند؛ چون خواهر اول زخم ابله داشت و خواهر سوم زیبا نبود. او هم راهی ایتالیا شد، اما درست قبل از برگزاری مراسم، خبر عجیبی رسید: داماد فوت کرده بود!در نتیجه، زوئی بدون اینکه حتی داماد رو ببینه، دوباره به خانه برگشت.
@nadimeh_history
214
+1
— نبردی که همهچیز را عوض کرد؛⚔️
⊹ اوکتاویان با ناوگانی عظیم به سوی مصر حرکت کرد. مارک آنتونی فرماندهی نیروهای دریایی خود و کلئوپاترا را بر عهده گرفت، اما سرانجام ورق به سود رومیها برگشت و سپاه آنها شکست خورد.این شکست برای آنتونی آنقدر سنگین بود که تصمیم گرفت به زندگی خود پایان دهد و خودکشی کرد.
— پایان غمانگیز آخرین فرعون مصر؛🐍
⊹ مرگ مارک آنتونی ضربه سختی به کلئوپاترا وارد کرد. کمی بعد خبر رسید که اوکتاویان قصد دارد او را بهعنوان اسیر به روم ببرد و در مراسم پیروزی خود، در برابر مردم به نمایش بگذارد؛ سرنوشتی که برای یک ملکه شکستخورده چیزی جز تحقیر نبود.کلئوپاترا نخواست چنین سرانجامی داشته باشد و تصمیم گرفت خودش پایان زندگیاش را رقم بزند. برخلاف داستان معروفی که سالها نقل شده، بسیاری از پژوهشگران امروزی معتقدند او احتمالاً با نیش مار کبرا جان نداد، بلکه با نوشیدن سمی کشنده خودکشی کرد.با مرگ کلئوپاترا، دوران فراعنه مصر نیز عملاً به پایان رسید و یکی از مشهورترین و پرماجراترین زنان تاریخ برای همیشه به افسانهها پیوست.
@nadimeh_history
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
