• Ambience •
الذهاب إلى القناة على Telegram
“هر قاب، آمبیانس خودش رو داره” •🆔Instagram: graidart
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام • Ambience •
تُعد قناة • Ambience • (@am_bience) لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 16 890 مشتركاً، محتلاً المرتبة في فئة اخرى.
📊 مؤشرات الجمهور والحراك
منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 16 890 مشتركاً.
بحسب آخر البيانات بتاريخ 07 نوفمبر, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 1 254، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 12، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.
- حالة التحقق: غير موثّقة
- معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 22.73%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 9.44% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
- وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 3 840 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 1 595 مشاهدة.
- التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 13.
📝 الوصف وسياسة المحتوى
يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
““هر قاب، آمبیانس خودش رو داره”
•🆔Instagram: graidart”
بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 08 نوفمبر, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة اخرى.
16 890
المشتركون
+1224 ساعات
+317 أيام
+1 25430 أيام
أرشيف المشاركات
16 892
Newهمیشه تو قلب من میتپی معنی امیدم تویی شاید نباشی | اما همیشه حضور داری | شایدم هستی . نمیدونم .
16 892
‘در من چیزی کم بود و در زندگانی هم چیزی کج بود. میان ما و زندگانی یک چیزی گنگ ماند. ما دیر آمدیم، یا زود. هرچه بود بهموقع نیامدیم. گذشت و بهتر که میگذرد.
محمود دولتآبادی
16 892
آدم خوب خورد به پستتون نگهش دارید،
اگه رفیقه رفاقت کنید، اگه شریکه شراکت کنید،
اگه ازش خوشتون میاد برید تو رابطه،
اگه دوسش دارید ازدواج کنید،
خلاصه یه کاری بکنید.
آدم خوب خیلی کم پیدا میشه...
16 892
[توی قاب خیسِ این پنجرهها،
عکسی از جمعهی غمگین میبینم
چه سیاهه به تنش رخت عزا
تو چشاش اَبرای سنگین میبینم...]
16 892
در خیالات خودم، در زیر بارانی که نیست
میرسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست
مینشینی روبرویم، خستگی درمیکنی
چای میریزم برایت، توی فنجانی که نیست
باز ميخندی و ميپرسي، كه حالت بهتر است؟!
باز میخندم که خیلی، گرچه میدانی که نیست
شعر میخوانم برایت، واژهها گل میکنند
یاس و مریم میگذارم، توی گلدانی که نیست
چشم میدوزم به چشمت، ميشود آیا کمی
دستهایم را بگیری، بین دستانی که نیست..؟!
وقت رفتن میشود، با بغض میگویم نرو…
پشت پایت اشک میریزم، در ایوانی که نیست
