ar
Feedback
مخرب

مخرب

الذهاب إلى القناة على Telegram

نقش اصلی پشت صحنه بود، من فقط تماشاچی ام. http://t.me/HidenChat_Bot?start=6617477537

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
258
المشتركون
+124 ساعات
-47 أيام
+4030 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from N/a
به رغم بی‌میلی و نداشتن رغبت، دست به سمت اعداد ریاضی بردم. آن‌ها یکدیگر را کشف می‌کردند اما من در تار و پود اعداد هیچ‌چیز جز خیالی ملال‌آور نمی‌بافتم. دراز کشیده‌ام به سقف خیره می‌شوم و پارس کردن سگان را از همین نزدیکی‌ها می‌شنوم و به همه‌چیز لعنت می‌فرستم. زیر لب نجوا می‌کنم «کاش همه‌چیز خفه و خاموش شود» به موسیقی گوش می‌دهم و به کتابی که در حال حاضر مشغول آن هستم فکر می‌کنم. افکارم آهسته راه می‌روند. پدر دیگر به من نمی‌گوید "کافی‌ست، بخواب" از آن چشمان ناامیدی پیداست. گویا خیلی چیزها را رها کرده‌ام. گویا عطر زندگی رو به خاموشی می‌رود. گویا گوزن‌ها روی طناب جمجمه‌ام راه می‌روند. دوباره فکر می‌کنم. از خدشه‌دار شدن تصویرشان در عموم هراس دارند. و من بی‌آنکه بیمی داشته باشم تنم را برای آنان خراش می‌دهم. چه حماقت سفیهانه‌ای. تفاوت میان من و تو، تنها همین تفاوت است. چشمت را باز کن. شاید دریافتی بر روی کف‌پوش‌های پیاده‌رو نیستی و پا گذاشتی در خط میان کف‌پوش‌های پیاده‌رو. هرچند مردمان درون من خود را به صلیب کشیده‌اند و تنها یک چیز آشکار است؛ کرم‌هایی که بر روی جسد آنان می‌لولند. کلمات از دستم فرار می‌کنند. می‌دانی کلمه به من چه می‌گوید ؟ نمی‌دانی، طبیعی‌ست. تا وقتی چیزی را نرقصانم، چیزی هم برای دیدن نیست. برای شنیدن، چشمانت را تیز کن. می‌گویند دست بردار از برهنه کردن افکارت. دیگر آنان فرار نمی‌کنند. من فرار می‌کنم.

تشکر از شما کاموی عزیز

چرا لهستان؟

Repost from N/a
لهستان. @destructive_kj

Repost from N/a
درود. این پیام رو فوروارد کنید تا بگم روحتون متعلق به کدوم شهر یا کشوره.

فکر می کردم تنها منم که آنقدر جدی گرفتم

Repost from N/a
بنظرم این چنلا رو زیادی برا خودمون بزرگ کردیم جوری که تبدیل به وسواس شدن برامون..

همراه کتاب تمام شدم

Repost from خاکستری.
دوست دارم چشمامو دربیارم

فلج

از اخوان ثالث بود؟

مچکرم، شیفته این شعرم

Repost from N/a
چمدان بسته ام از هرچه منم دل بکنم پیرو عقل شوم قید دلم را بزنم چمدان بسته ام از خواستنت کوچ کنم تا نبودت بروم، گور خودم را بکنم فصل پروانه شدن از سر من رد شده است بی هدف پیله چرا بیشتر از این بتنم؟ با تو ام میوه ی روئیده درین خارستان! زخم ها دارم ازین عشق به اجزای تنم دیگر از مرگ هراسی به دلم نیست، که هست تاری از موی تو در جیب چپ پیرهنم می‌روم گریه کنم تا کمی آرام شود این جهنم که تو افروخته ای در بدنم چمدان بسته ام... اما چه کنم دشوارست فکر دل کندن از آغوش تو یعنی وطنم می‌روم تا نکند گریه ی من فاش کند که مسافر نشده، فکر پشیمان شدنم شرح دلتنگی من بی تو فقط یک جمله ست: تا جنون فاصله ای نیست ازینجا که منم For dear: @destructive_kj

Repost from N/a
درود. این پیام + یک پیام موردعلاقه‌‌تون از اینجا رو فوروارد کنید، تا من بر اساس وایبی که ازتون می‌گیرم یک شعر پارسی تقدیم‌تون کنم. پاسخ ها در اینجا قرار می‌گیرند: @justforyouu1990

Repost from N/a
photo content
+1

از جنگ های بسیاری بازنده در آمده ام، اما در آخرین نبردم محتملا میمیرم.

4_5859636539201422220.mp32.00 MB

به هرحال دیکتاتوریه باید گوش بدی

فکر میکنم چندان علاقه ای به موسیقی های کهن و این سبک ندارید

4_5879503984170898539.mp35.46 MB