یادداشت های یک دیوانه
الذهاب إلى القناة على Telegram
بغل کن مرا ، چنان تنگ که هیچکس نفهمد زخم روی تن من بود یا تو.
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
221
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+1230 أيام
أرشيف المشاركات
و هرگاه نسیمی موهایت را نوازش کرد و رقصاند، مرا به یاد بیاور و مطمئن باش که من بودم که از لا به لای موهایت گذشتم و آن ها را بوسیدم.
آدمی که تمام عمر، دنبال یک شاخهای میگردد
تا به زندگی وصل بماند؛
سالها بعد خواهد فهمید که آن درخت،
خودش بوده است.
