𝖧𝖺𝗏𝖾𝗅'𝗌 𝖨𝗇𝗄🧣”
الذهاب إلى القناة على Telegram
253
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-197 أيام
-430 أيام
أرشيف المشاركات
هوا دونفره بود ولی من یک نفره و تنها تو پارک نشسته بودم، تکیه داده بودم به صندلی، چشمامو بسته بودم و داریوش گوش میدادم.
یه بار خواستم زود بیدار شم هوا ابری و تاریک و بشدت سرده، تشکم خنکه و پتومو تا گردن کشیدم بالا و لذت بخش ترین خواب زندگیمو داشتم.
