ar
Feedback
Eunoia | Sara Akbari

Eunoia | Sara Akbari

الذهاب إلى القناة على Telegram

در هیچ واژه و نامی خلاصه نمی‌شوم! سارا... ام، آزرین، ماهین، لارنا، وناریس، آرلیا، مژان، نوال، آویسنا، نالین، سیریوس، هما، سارین، ژیار، ایریس سفید، انوش و... همه فقط توصیفم می‌کنند؛ اگر خواستی بدانی ام، مرا بخوان، با معنا و عمیق! #سارا‌_اکبری

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
621
المشتركون
-224 ساعات
-57 أيام
-2630 أيام
أرشيف المشاركات
بخشش، زیباترین راه آرام کردنِ خاطر و سبک کردن وجدان است. رها کردنِ کینه، پیش از آن‌که بیش از دیگران، خودت را خسته کند. #انوش

تو همیشه در افکارت در جایی دیگری هستی؛ دور، آرام، خاموش... جایی که کسی به آن راه ندارد. یا شاید جایی میان آن‌چه‌ بود، آن‌چه نشد و آن‌چه منتظرش هستی. مقدس‌ترین امکان، بودن در حال است. #انوش

گفته بودم متمایزم، مگر نگفتم؟ به حدی که زمانی‌ که به بازار برای خرید می‌روم، برعکس دیگر دختران نمی‌گویم باید روسری، کیف، کفش و لوازم آرایش بگیرم. می‌گیرم، ولی نه مثل هم‌سن‌ و سالانم. درعوض وقتی می‌روم؛ چشمانم از حدقه بیرون می‌زند با دیدن کتاب‌خانه، دلم می‌شود تمام کتاب‌هایش را در پشت بردارم و با خودم بیاورم. و این علاقه‌ام به کتاب را به شاگردک‌هایم هم منتقل کردم. نپرس که چه ذوق‌زده می‌شوند وقتی برای‌شان کتابک‌های قصه هدیه می‌شود.

چقدر ناراحت شدم که پیام قشنگش را دیر دیدم...🤍
چقدر ناراحت شدم که پیام قشنگش را دیر دیدم...🤍

بی‌نهایت سپاس! البته، منتظر باشید، ولی اندکی بیشتر.
بی‌نهایت سپاس! البته، منتظر باشید، ولی اندکی بیشتر.

جهان سپاس! زلال که عمرش را به شما بخشید، خب خیر باز هم می‌رسانم.
جهان سپاس! زلال که عمرش را به شما بخشید، خب خیر باز هم می‌رسانم.

🙂
🙂

زندگی خیلی کوتاه است. قوانین را کنار بگذار، بدی ها را ببخش، آهسته و طولانی ببوس، یک عاشقِ واقعی باش، تا می توانی بخند و هیچ و
زندگی خیلی کوتاه است. قوانین را کنار بگذار، بدی ها را ببخش، آهسته و طولانی ببوس، یک عاشقِ واقعی باش، تا می توانی بخند و هیچ وقت از چیزی که بر روی لبانت خنده نشانده پشیمان نشو.
• مارک تواین

و دیگر جوان نمی شوم نه به وعده عشق و نه وعده چشمان تو ... و دیگر به شوق نمی‌آیم نه در بازی باد و نه در رقص گیسوان تو چه نامرا
و دیگر جوان نمی شوم نه به وعده عشق و نه وعده چشمان تو ... و دیگر به شوق نمی‌آیم نه در بازی باد و نه در رقص گیسوان تو چه نامرادی تلخی و دریغا چه تلخِ تلخ فرو می‌ریزم با سنگینی این غربت عمیق در سرزمین اجدادی خویش و دریغا چه عطشناک و پریشان پیر می‌شوم در بارش این گستره تشویش در خانه خورشیدها‌، خاطره‌ها دریغا چه بی برگ و بار لال می‌شوم در دور دست آن گل‌ها‌، گمان‌ها، گفتگو و مگر فراموش می‌شود؟ سرانجام آن جست‌و‌جو ها و آن چشمه و چشم‌انداز آواز و آرزوها • محمد رضا عبدالملکیان

هر روز با عزرائیل روبه‌رو می‌شود و هر بار برای یک جان، بر سرِ زندگی چانه می‌زند. #انوش

گفتی: غزل بگو. چه بگويم؟ مجال كو؟ شيرين من، براى غزل شور و حال كو؟ پر مى زند دلم به هواى غزل،ولى گيرم هواى پر زدنم هست، بال ك
گفتی: غزل بگو. چه بگويم؟ مجال كو؟ شيرين من، براى غزل شور و حال كو؟ پر مى زند دلم به هواى غزل،ولى گيرم هواى پر زدنم هست، بال كو؟ گيرم به فال نيک بگيرم بهار را چشم و دلى براى تماشا و فال كو؟ تقويم چهارفصل دلم را ورق زدم آن برگ هاى سبز سرآغار سال كو؟ رفتيم و پرسش دل ما بى جواب ماند حال سوال و حوصله‌ى قيل و قال كو؟
-قيصر امين پور

گَر اَز این ْ غُصّه بِمیرَم رَواست… #سها

بعضی گل‌ها را زیبایی‌شان عزیز نمی‌کند؛ رنجی که برای نگهداری‌شان کشیده‌ایم، عزیزشان می‌کند. #دیبا

هر رابطه‌ای که عمیق شود، یک «قبل» و یک «بعد» برای زندگی می‌سازد. #دیبا

رُز قشنگ من، رُز سرخ من! ان‌شاءالله که خودت هم خوب باشی. ممنون از تو و از این دیدگاه زیبایت. همراهی تو هم همیشگی باد، تا برایم همیشه زیباترین منبع انگیزه باشی نازنین!❤️

سلام علیکم گل بابونه من إن‌شاءالله که خوب و صحتمند باشید. میخواهم در مورد رومان جان بخش بنویسم ولی نمی‌دانم از کدام قسمت شروع کنم واقعاً یک رومان خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی عاااااااااااالی بود. برای هر دردی که زلال کشید و بازهم خاموش ماند منم اشک ریختم🥺 برای هر بار که صبر کرد اشک ریختم واقعاً که یک زن خیلی صبور است میتواند همه دردهای جهان را تحمل کند و بازهم خاموش بماند باهمه درد هایش بخندد. قلم تان رسا استاد قشنگم 🥰🫶🫀

هم حق بود هم جالب! سلامت باشی!😁

خوب شد فوت کرد از دست خودش بود لت خورد نگفت درد دید نگفت رنج داشت نگفت وقتی هر حال بد را بیبینی آخر میموری خودش خاست بمیره که مرد