دو پرستارک 🩺💉
الذهاب إلى القناة على Telegram
دو دانشجوی حال پرستاری: [۶/۸] و [۳/۸]🩺💉، معلم زبان📚، انگیزشی🌱، شکرگزاری✨️روتین درسی و فارما💊، مشاوره💚🤗 http://t.me/HidennChat_bot?start=1218807579
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
271
المشتركون
-424 ساعات
-117 أيام
-1830 أيام
أرشيف المشاركات
دلم گل فراموشم نکن خواست
بپرسم ببینم برامون میاره استادم یا نه
اگر اورد برای خودم میخرم
در آخرین دقایق شهریور عزیزم هستیم و رسما تابستون داره تموم میشه
و من عاشق شهریورم
و این که خدایا شکرت برای همه چی که دارم و ندارم میدی و نمیدی❤️
خب خب الان دیگه کارام مثلااا امروز تموم شده
بیمارستان صبح رفتم بعد مستقیم دانشگاه از دانشگاهم مستقیه به گل فروشی برفتم بعد هم کلاس زبان داشتم و امروز تماممم
راستشو بخواید به نظر من کل دورانی که درس خوندم یا میخونم قشنگه
من هنوزم از مدرسه و درس خوندن خوشم میاد
روز اول مدرسه بود بابام باغبونی یه جایی میرفت برام گل با تیغ اول صبحی اورده بود چون صبحی بودم
خیلییی هم کوچولو بودم از لحاظ قد و اندازه جاسویچی محسوب میشدم،
مامانم اون گل رو داد دستم لباسم پوشیدم (دست و پای لباس هامم مامانم برام تا کرده بود دوخته بود)
مامانم ولی کیفمو برام می اورد.
ته کوچه رو به روییمون یه دیوار نصفه شکسته بود زمینشو کسی نساخته بود
که اگه از اونجا رد میشدی دقیقا به کوچه مدرسه بود و این برای من بلند به حساب می اومد
یادمه مامانم دستمو میگرفت همیشه از این دیوار ردم میکرد
اگه از اینجا نمیخواستی بری
وگرنه باید خیلی راه میرفتی اگه
این دیوار ناقصو تا مدت ها بعد که یکی زمین رو خرید و ساخت دوست داشتم
خلاصه منو برد مدرسه و دیدم بچه ها مامانشون میخواد بره گریه میکنن ولی من گریه نمیکردم😂
و این خاطره روز اولمه
حس خوبی بود
پانسمان ها رو عوض کردم دارو ها و غذا هاشون رو دادم (گاواژ کردم) سرم تایم های بعدی رو چیدم
هپارینه کردن cvلاین ها رو انجام دادم
برم ادامه گزارش رو بنویسم
