ar
Feedback
«ادبیاتِ عُصیان»

«ادبیاتِ عُصیان»

الذهاب إلى القناة على Telegram

کــیمیاکــریم‌زاده دانشجوی زبان و ادبیات پارسی|نوازندهٔ سنتور @Isyanhearsyoubot

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
322
المشتركون
-124 ساعات
-57 أيام
-530 أيام

جاري تحميل البيانات...

القنوات المماثلة
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
سحابة العلامات
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
يوليو '26
يوليو '26
+260
في 3 قنوات
يونيو '260
في 1 قنوات
Get PRO
مايو '26
+1
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '260
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '26
+3
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '260
في 1 قنوات
Get PRO
يناير '260
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+79
في 4 قنوات
Get PRO
نوفمبر '250
في 3 قنوات
Get PRO
أكتوبر '250
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '250
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+1
في 2 قنوات
Get PRO
يوليو '250
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '250
في 2 قنوات
Get PRO
مايو '25
+10
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '250
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '25
+37
في 2 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
28 يوليو+7
27 يوليو+1
26 يوليو+2
25 يوليو+1
24 يوليو+1
23 يوليو+2
22 يوليو+1
21 يوليو+18
منشورات القناة
لطف دارید. وطن و هم‌وطن زیباست عزیزدل. شعرِ من مزین به نام عزیزانی شده که جسارتِ بیشتری از ما داشتند، به همین دلیل زیباست.

2
شاهنامه این مقدار پهلوان نداشت، مادران سرزمینم شیر پرورانده‌اند.
60
3
از معدود اشعاری با اشک نوشته شد‌.
60
4
مباد هیچ پدر، داغِ نوجوان بیند مباد هیچ سحر، دار در اذان بیند مباد مادرِ چشم‌ انتظار، تا آخر به جای قامتِ فرزند، ریسمان بیند مباد خونِ جوان، رنگِ آسمان بیند مباد عرش، چنین ظلم بر زمان بیند مباد باغِ وطن، لاله‌های خویش چنین به دستِ بادِ ستم، پرپر و نهان بیند مباد سفرهٔ این خاک، بوی خون گیرد مباد چشمه، ز خون، رنگِ ارغوان بیند خدا کند که عدالت ز خواب برخیزد و هیچ دیده، ستم را به نامِ جان بیند اگر به دار کشیدند جسمِ عاشق را کجا کسی دلِ آزادِ جاودان بیند؟ بهار، عاقبت از پشتِ این سیاهی‌هاست خوش آن زمان که جهان، صبحِ مهربان بیند! کــیمیاکــریم‌زاده
104
5
دارم غمگین‌ترین شعر زندگیم رو می‌نویسم...
50
6
بیدار هر که گشت در ایران رَوَد به دار بیدار و زندگانیِ بیدارم آرزوست عارف قزوینی
294
7
و ما دست‌هامان کوتاه، دل‌هامان خونین و خشممان باقی‌ست. روی زخم‌هامان نه نمک، که زخمی‌نو می‌کَنَند. تکه از جان‌هامان را می‌بَرند و می‌بُرَند. و بله؛ ما اکنون دست‌هایمان کوتاه، اما حافظه‌مان دراز و طولانیست.
12
8
چو میبینم کسی از کوی او دلشاد می‌آید فریبی کز وی اول خورده بودم یاد می‌آید
17
9
شبِ شعرمون بشه🕯 @Isyanhearsyoubot
18
10
بیا. بیا تا کمی بنوشیم و سعدی بخوانم برایت. از چشم‌هایت بگویم و در وصفت بنوازم که این واژه‌ها تواناییِ توصیف تورا ندارند.
79
11
+1
لا يوجد نص...
78
12
کلام سعدی در نظم و نثر نمونهٔ ایجاز درست است. در بوستان و گلستان که داستان می‌گوید، موجزگویی او آشکارتر می‌شود. سعدی، ضیاء موحد موجز: کوتاه و مختصر.
22
13
هنر نویسنده در این است که جمله‌هایش نه گرفتار اطناب مُمِل شود نه ایجازِ مُخِل. سعدی، ضیاء موحد
79
14
به طرز فاجعه‌باری همهٔ مردم تصمیم گرفتند به‌جای "جشن اعلام جنسیت بچه" بگویند "جشن تعیین جنسیت بچه". بله، دغدغه‌های ادبیاتی اینگونه‌ست.
76
15
_نای و نوای زندگی‌.
82
16
فرق است میان آنکه یارش در بر با آنکه دو چشم انتظارش بر در سعدی
121
17
گر یار با جوانان خواهد نشست و رندان ما نیز توبه کردیم از زاهدی و پیری سعدی
75
18
گفته بودی همه زرقند و فریبند و فسون سعدی این نیست ولیکن چو تو فرمایی هست سعدی
75
19
حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد دگر نصیحت مردم حکایتی‌ست به گوشم سعدی
73
20
مرا تو جان شیرینی به تلخی رفته از اعضا الا ای جان به تن بازآ وگرنه تن به جان آید سعدی
71