ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك 👈

پلان ۲۷

پلان ۲۷

الذهاب إلى القناة على Telegram

[نور، صدا، تصویر، زندگی] رونوشت یا بازفرست پیام‌ها، بلامانع است. انتخاب آن بسته به شعور شماست. https://t.me/HarfChatBot?start=8ac8592a57f8

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
276
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
-130 أيام
أرشيف المشاركات
امروز خیلی روی مود نوشتن و فکر کردنم. امیدوارم کاری که می‌کنم نشخوار فکری نباشه و توی لوپ نباشم. ولی خب ذهنم درمورد خیلی چیزها درگیره. فکر کنم من قبلا نقطه اشتباهی رو هدف گرفته بودم، من اصلا نشخوار فکری ندارم، من زیادفکری دارم. من اصلا درمورد یه موضوع خاص فکر نمی‌کنم، من به خیلی چیزهای زیادی فکر می‌کنم. دوست‌دارم درموردشون بگم یا بنویسم تا ذهنم منظم بشه. تا سرم سبک بشه.

یه نکته‌ای درمورد ما آدم‌ها هست، اینکه ممکنه خیلی چیزها رو بدونیم، اما به این معنی نیست که بهشون عمل هم بکنیم یا کار درست رو پیش بگیریم. مثلا من می‌دونم فرار کردن از مشکلات زندگی شخصی همه چیز رو صد برابر بدتر می‌کنه، اما همچنان انجامش میدم. البته اینکه هم خسته هستم و هم از پیگیری کردن و مسئولیت‌پذیری ترسوندنم هم بی‌تاثیر نیست. وقتی در عوضِ خسته نباشید و تشکر برای تلاشی که در راستای حل مشکل کردی، بهت برچسب کنترلگر و اضطرابی و بدبین و... زده بشه، تو هم ترجیح میدی بیخیالش بشی تا همه چی خراب شه. دیگه عواقب چیزی هم با تو نیست. راحت.

کارفرمایی که درمورد حد و مرز باهاش صحبت می‌کنی، اما برچسب رو می‌زنه به شخصیتت و می‌گه شما تاب‌آوریت کمه؛ ردفلگ نیست آیا؟

از دیروز دچار این دوگانگی شدم که مشکل از منه که گوسفند خوبی نیستم یا مشکل از محیط‌های کاری و کارفرماها؟

دیروز یه جایی رفتم مصاحبه کاری، همه چیز خوب پیش رفت تا وقتی بحث رسید به چهارچوب اخلاق کاری. کم‌کم دارم به این نتیجه می‌رسم همه‌جا دنبال گوسفند هستن تا منابع انسانی.

کاش فرصت این رو داشتم که تو رشته‌هایی مثل نوروساینس یا انسان‌شناسی تحصیل کنم. امان از جبر تحمیلی.

یک نکته تامل‌برانگیز درمورد قدرت مغز انسان: یه گفته میچیو کاکو فیزیکدان، «مغز انسان 100 بیلیون رشته‌ی عصبی دارد، هر رشته عصبی با 100000 رشته عصبی دیگر در پیوند است. این یعنی چیزی که روی شانه‌های ما سوار است، پیچیده‌ترین موضوع در دنیای شناخته شده است.»

تو کتابی که می‌خونم در باب اضطراب، نوشته: هنگامی که مغز مشغول انجام دادن کاری نیست، درباره‌ی جایگاه خود در جهان به تامل می‌پردازد، و خاطرات و اطلاعات اجتماعی را به نفعِ افزایش بقا، پردازش و بازپردازش می‌کند. به این ترتیب می‌توان گفت که مغز برای بقا، تکامل یافته است، نه شاد بودن. در اینجا منظور این است که وقفه‌ی ذهنی برای پردازش بیشتر به کار می‌رود، خواه اصلا چیزی برای پردازش باشد یا نباشد. یعنی وقتی تمام قدرتِ پردارش، هیچ کاری بهتری برای انجام دادن نداشته باشد، نشخوار فکری رخ می‌دهد.

چه بسا بسیاری چیزها رو ببخشی، ولی در تو بمیرن، برای همیشه.

همیشه تو شروع‌کننده‌ای، همیشه تو ادامه‌دهنده‌ بحثی. تا یک‌جایی ادامه داره. بعد دیگه خسته می‌شی. جواب خیلی از پیاماشو نمی‌دی، اگه جواب هم بدی، تک‌کلمه‌ای جواب میدی. دلت می‌خواد ازش بپرسی الان دیگه احساس راحتی می‌کنی؟ برابر شدیم، حتی من کمترم تا تو، حالت خوبه الان؟

برای امشب کافیه. مشتاقان بحث فرداشب تشریف بیارید.

‌ به این کصخل بگو ترجیح میدم نهایت اتفاق بدی که همیشه ما رو باش ترسوندین ینی تجزیه ی کشور اتفاق بیافته ولی جمهوری اسلامی و طرفداراش خوارشون گاییده شه

‌ https://t.me/plaan27/2503 بگو بیشتر توضیح بده لطفاً

‌ آفرین همین چون نهاد و سازوکار دموکراتیک درستی هم تو ایران نداریم این احتمال هست از طرفی حتی سقوط بخشی از کشور بدست مخالفین می‌تونه باعث شه حکومت فعلی به نیروی شبه نظامی تبدیل شه مثل حوثی‌ها مثل حزب الله و این خوب نیست

یهو دلم برای لقمه‌های نون پنیری که مامانم صبح برام درست می‌کرد و می‌بردم مدرسه تا زنگ تفریح بخورم، تنگ شد.

منم یه جورایی به همه چی مشکوکم.

‌ به این کصخلی که اخرین پیامو هم داده بگو دوره ترسوندن از حمله دشمن درصورت رفتن جمهوری اسلامی خیلی وقته تموم شده 😂

اینم درسته. حالا مثلا به شانس ما باشه ج‌ا تضعیف میشه و ایران می‌افته دست طالبان. LoL.

‌ تضعیف حکومت مرکزی تو خاورمیانه ایده جالبی نیست ها :) هر حکومت تضعیف شده‌ای توانایی سرکوب مردم رو داره اما برای کنترل مرزهاش و بقیه گروه‌های مسلح با مشکل جدی روبه‌رو میشه