سبز خواهم شد.🌱
الذهاب إلى القناة على Telegram
t.me/HidenChat_Bot?start=5643257518 کمی سبز تر، کمی آرام تر
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
134
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-587 أيام
-5830 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from N/a
کدام جوانی؟ جوانی که تمامش با ترس و وحشت و نگرانی همراه بود؟
یا اینکه اندک اندک موهایمان در اوایل ۲۰ سالگی سپید شد ؟
یا آینده ای که هرگز نمیتوانیم صدرصد تضمین کنیم ؟
جوانی ما سوخت جوانی ما تباه شد مانند چوبی که در آتش میسوزد تنها خاکستری از ما به جا مانده است.
Repost from ستارهای که بلعیده شد.
مدرسه و خونه هر دو در راس یک چرخه ی مخرب قرار دارن. اینطوریه که بچه از خونه به مدرسه فرار میکنه و حس میکنه اگه سرشو پایین بندازه و فقط درس بخونه اوضاعش رو به راهه اما در حالی که مدیر و معلمای جالب و هم کلاسی های جالبتر نظر دیگه ای دارن. فرد با کوله باری از فشار برمیگرده خونه و به جای تخلیه شدن فشار وارده ضربدر دو میشه و این چرخه انقدر ادامه داره که فرد مورد نظر یک اجتماع گریز افسرده ی بی حوصله ی بداخلاق میشه و از همه فرار میکنه. خانوادم اینطورین که بچمون چش شد؟ بچتون چش نشده. بچتون از تمامی جوامع بشری زدست.
Repost from روز شمار کنکور
توی این دور و زمونه که
یه سری با اسم خدا هر غلطی دلشون میخواد میکنن
و یه سری هم کلا باهاش لج کردن و دشمنی میکنن
من حساب خدارو از بقیه جدا کردم، من هنوز از ته دلم به خودش ایمان دارم و پاش ایستادم. چون معتقدم اشتباه بنده هارو نباید پای خدا نوشت. اتفاقا توی این آشفته بازار ایمان داشتن واقعا سخت شده، چسبیدم به خودش و امیدوارم اون بالا، خدا هم یه حساب ویژه ای روم باز کنه و هوامونو توی این روز های سخت داشته باشه
Repost from قشاع.
اگه من بهت نیاز داشته باشم و تو اونجا نباشی، من یاد میگیرم که دیگه بهت نیازی نداشته باشم.
گیرم که فردا سپیده سرزند و روزگار به کام شود
با غم آن ها که برای ما جان داده اند باید چکار کرد..
زندگیمون خلاصه شده تو اشک ریختن برای کسایی که حتی یک بارم ندیدیمشون ولی داغشون به دلمون مونده.
Repost from ستارهای که بلعیده شد.
«فقط میخوابیدم. ساعتها میخوابیدم. انگار بیهوش میشدم. طاقت بیدارماندن نداشتم.»
Repost from “کالبـد آبـی”
لطفاً به من نگویید «اخبار را چک نکن!» که اینها اخبار نیستند، رخدادی در آن سر دنیا نیستند که چون جهانیان سری تکان دهم، ابراز تاسف کنم، صفحهی فیسبوکم را ببندم و به عادیترین زندگیام بیاندیشم. اینها عذابند، عذابی که اعضای خانوادهی بزرگ من را به خود درگیر کرده، خواهران و برادرانم را به این روز انداخته، سرزمین کودکیام را غرق در غم کرده.
از من نخواه به اینها نیاندیشم، از من نخواه به زندگی روزمرهام برسم، از من نخواه برای اینکه پوستم خراب نشود، کانالهای خبریام را میوت کنم. من داغ دیدهام، تمام ما داغ دیدهایم…
Repost from قشاع.
[مراقب خودت باش]
یعنی نمیر، یعنی دوستت دارم، یعنی دلم نمیخواد برات اتفاقی بیفته، یعنی دستم کوتاهه، یعنی کاشکی کاری از دستم برمیومد، یعنی حاضرم برای من اتفاقی بیفته اما برای تو نه.
