𝒰𝓃𝒶 𝒹ℴ𝓃𝓃𝒶 𝓃ℯ𝓁 𝓈ℴℊ𝓃ℴ
الذهاب إلى القناة على Telegram
چای یا قهوه!؟☕️ @Unvecchio_bot 𝐼𝑛𝑓𝑎𝑡𝑡𝑖 𝑛𝑜𝑛 𝑒𝑠𝑖𝑠𝑡𝑒 𝑛𝑖𝑒𝑛𝑡𝑒 𝑛𝑒𝑙 𝑚𝑜𝑛𝑑𝑜... 𝑇𝑢𝑡𝑡𝑜 è 𝑣𝑢𝑜𝑡𝑜 𝑠𝑜𝑙𝑜 𝑛𝑜𝑖 𝑙𝑖 𝑖𝑚𝑚𝑎𝑔 من بهارم🤎 اینجا خانهای در اعماق درّهی ذهن من است و من زنی هستم در اعماق رویا ها!
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
235
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+27 أيام
-130 أيام
أرشيف المشاركات
در تاریخ بنویسید در ایران مردمی بودن که برای نجات 3 هموطن خود، تا ساعت 5 صبح دست خالی جنگیدن.
Repost from le vent nous portera
امروز صبح که رسیدم به مترو تئاتر شهر، تعداد صندلیهای خالی برای نشستن و منتظر قطارموندن زیاد بود، —مثل روز قبل به این فکر کردم که واقعا بر اساس تعداد آدمهای مترو میشه تشخیص داد که چه روزی از هفتهس— مستقیما رفتم کنار یک خانوم که درحال کتابخوندن بود نشستم. اسم کتابش رو متوجه شدم و بهم گفت کتابخوندن رو تازه شروع کرده و من فکر کردم که این کتاب انتخاب خوبیه؛ مرگ ایوان ایلیچ رو داشت میخوند.
دیشب که برگشتم خوابگاه و کل کیفم رو روی تخت خالی کردم و کتابها رو جابهجا کردم و ویکنت دونیمشده رو گذاشتم سمت کیفم، نان و شراب رو گرفتم سمت پرناز و گفتم: «امروز توو اتوبوس تمومش کردم!» بعد از چند جملهی دیگه، پرناز گفت شاید کتابخوندنو شروع کنه. و من درحالی که داشتم خارج میشدم از اتاق، فقط بهش لبخند زدم. همونطور که امروز صبح با شنیدن جملهی «تازه کتابخوندنو شروع کردم»، لبخند زدم. و هربار فکر کردم من اگر سیزدهسالگی کتابخوندنو شروع نمیکردم، و البته اینقدر شروع خوبی نداشتم، الان در چه حالی بودم؟!
خوشحالم وقتی دو مینور تو وجودم جاری بود این پیانو کنارم بود...
حتی اگه انقدر مدت کوتاه عجلهای شده باشه...
با دوست قدیمیمضبطش کردم...
آخرین ضبط شاید قوی نباشه اما عشق اون توی این کاره..:)
