ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

کاتب دکّان می‌فروش

کاتب دکّان می‌فروش

الذهاب إلى القناة على Telegram

منی که نام شراب از کتاب می‌شستم زمانه کاتب دکّان می‌فروشم کرد ••• https://t.me/HarfChatBot?start=KatebDokan

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
281
المشتركون
-124 ساعات
-17 أيام
+5330 أيام
أرشيف المشاركات
photo content

photo content

photo content

photo content

عمه‌ها در مزار یکدگرند.
عمه‌ها در مزار یکدگرند.

سَلامٌ عَلى سَيِّدَتِنا وَ مَولاتِنا زَينَب بِنت أميرِ المُؤمِنين عِليّ بنِ أبى طالِب، وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُه. سلام بر بانو و مولای ما زینب دختر امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابیطالب علیه‌السلام و رحمت و برکات خدا بر او باد.

سَلامٌ عَلى مَن فُجِعَت بِجَدِّها وَ أبيها وَ اُمِّها وَ بَنيها وَ الخيرَةُ مِن أهلِها وَ ذَويها. سلام بر بانویی که فاجعه‌ی از دست دادن جدّ و پدر و مادر و فرزندان و برگزیدگان خاندانش و فرزندان‌شان بر او وارد شد.

سَلامٌ عَلى مَن تَجَرَّعَت غُصَصَ الآلامِ وَ المَآسى وَ ما لا تَـقوى عَلى احتِمالِها الجِبالُ الرَواسي، فَأصبَحَت لِلبَلايا قِبلَـتَها وِ لِلرَّزايا كَعبَـتَها. سلام بر بانویی که ناراحتی و دردهای گلوگیر را که کوه‌های با صلابت نمی‌توانستند تاب آورند، جرعه‌جرعه نوشید؛ آن‌چنان که مرکز پذیرش بلایا و آماج تیر سختی‌ها قرار گرفت.

سَلامٌ عَلى مَن تَظافَرَت عَلَيها المَصائِبُ وَ الكُروب، وَ ذاقَت مِنَ النَّوائِبِ ما تَذوبُ مِنها القُلوب. سلام بر بانویی که مصیبت‌ها و گرفتاری‌ها بر او چیره شدند و سختی‌هایی چشید که قلب‌ها را ذوب می‌کرد.

سَلامٌ عَلى قَلبِ زَينَبَ الصَّبور، وَ لِسانَها الشَّكور. سلام بر دل شکیبا و زبان سپاسگزار زینب.

السَّلامُ عَلى مَن أرهَبَتِ الطُّغاةَ فى صَلابَتِها، وَ أدهَشَتِ العُقولَ بِرَباطَةِ جَأشِها، وَمَثَّـلَت أبا‌ها عَليَّاً بِشَجاعَتِها، وَ أشبَهَت اُمَّها الزَّهراءَ فى عَظَمَتِها وَ بَلاغَتِها. سلام بر بانویی که سرکشان متجاوز از سرسختی و صلابت او به وحشت و عقل‌ها از قوت قلب او به حیرت افتادند. آن بانویی که در شجاعت هم پایه‌ی پدرش حضرت علی علیه‌السلام و در بزرگی و بلاغت همانند مادرش زهرا سلام‌الله‌علیها بود.

سَلامٌ عَلى مَن جَدُّها مَحَمَّدٌ المُصطَفى، وَ أبو‌ها عَليٌّ المُرتَضى، وَ اُمُّها فاطِمَةُ الزَّهراءِ سَيِّدَةُ النِّساء. سلام بر بانویی که جدش محمد مصطفی صلی‌الله‌علیه‌وآله است و پدرش علی مرتضی علیه‌السلام و مادرش فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها سرور زنان است.

Repost from N/a
نسخه کم‌تر دیده‌شده از مدح مشهور حضرت زینب (نون و قلم نبی‌ست...) به نظر می‌رسد در جمع کاروان حجاج جانباز، سالها قبل.

🔻 زینب اگر نبود اثر از کربلا نبود شیرازه‌ای برای کتاب خدا نبود زینب اگر نبود علم حق به پا نبود این خیمه‌ها و پرچم و رخت عزا
🔻 زینب اگر نبود اثر از کربلا نبود شیرازه‌ای برای کتاب خدا نبود زینب اگر نبود علم حق به پا نبود این خیمه‌ها و پرچم و رخت عزا نبود یک یاحسین بر لب ما و شما نبود در کار عشق گرمی بازار زینب است - محسن عرب‌خالقی - «دریای خون»، استاد عبدالحمید قدیریان

امشب دلم به تاب و سرم گرم از تب است امشب که از نسیم حضوری لبالب است شمع است و شاهد است و شرابی که بر لب است شور و شگفتی است و شبی عشق مشرب است شامی که روشنایی روز است امشب است امشب شب ملیکه‌ی دادار زینب است این جلوه، جلوه‌های شبی بیکرانه است این جذبه، جذبه‌ی حرمی بی‌نشانه است این سجده، سجده بر قدمی جاودانه است این شعله، شعله‌ی نگهی عاشقانه است از هر لبی که می‌شنوی این ترانه است: عالم محیط و نقطه‌ی پرگار زینب است سرّی رسید و معنی ام‌الکتاب شد نوری دمید و قبله‌ی هر آفتاب شد چشمی گشود و چشم شقایق به خواب شد زیباترین دعای علی مستجاب شد زهراست این که در دل گهواره قاب شد امشب تمام گرمی بازار زینب است بر عرشِ سبزِ دستِ نبی تا که جا گرفت نورش زمین و کل زمان را فرا گرفت حتی بهشت، سرمه از آن خاک پا گرفت از عطر دامنش همه جا روشنا گرفت آئینه‌ای مقابل رویش خدا گرفت تصویر جلوه‌های خداوار زینب است این کیست، این‌که سجده کند عشق در برش؟ این کیست، این‌که سینه درند در برابرش؟ این کیست، این‌که از جلوات مطهرش- عالم نبود غیر غباری ز محضرش؟ فرموده است از برکاتش برادرش: آئینه‌دار حیدر کرار زینب است تا کوچه‌اش قبیله‌ی لیلا ادامه داشت تا خانه‌اش گدایی عیسی ادامه داشت در چشم او تلاطم دریا ادامه داشت بر قامتش قیامت مولا ادامه داشت زینب نبود، حضرت زهرا ادامه داشت خاتون خانه‌دار دو دلدار زینب است سرچشمه‌های پرطپش کوهسار از اوست دریا از اوست، جذبه‌ی هر آبشار از اوست تیغ کلام فاطمی‌اش آب‌دار از اوست تفسیر آیه‌های غم و انتظار از اوست آری تمام هیمنه‌ی ذوالفقار از اوست از کربلا بپرس، علمدار زینب است سوگند بر شکوه دل مرتضایی‌اش بر جلوه‌های حیدری‌اش، مجتبایی‌اش سوگند بر تقدس کرب و بلایی‌اش بر ریشه‌های چادر سبز خدایی‌اش سوگند بر نماز شب کبریایی‌اش: تا روز حشر کعبه‌ی ایثار زینب است شمس حجاب گنبد دوار زینب است بدر سپهر عصمت و ایثار زینب است محبوبه‌ی حبیبه‌ی دادار زینب است مسطوره‌ی سلاله‌ی اطهار زینب است اذن دخول، در حرم یار، زینب است منصوره‌ی نرفته سر دار زینب است نون و قلم نبی است، و ما یسطرون حسین طاق فلک علی است به عالم، ستون حسین خلقت تمام حضرت زهراست، خون حسین هستی تمام ظاهر و ما فی البطون حسین با یک قیامت است هم الغالبون حسین در این قیام، نقطه‌ی پرگار زینب است سردار سرسپرده‌ی جولان عشق کیست؟ تنها امیر فاتح میدان عشق کیست؟ عشق است حسین و گوش‌به‌فرمان عشق کیست؟ روح دمیده در تن بی‌جان عشق کیست؟ علامه‌ی مفسر قرآن عشق کیست؟ تفسیر آیه‌ها همه اسرار زینب است ققنوسِ وهم از پی او در توهم است فانوسِ وصف در صفتِ وصفِ او گم است قاموس اقتدار و وقار و تلاطم است پابوس او تمامی افلاک و انجم است کابوس شام و دولت نامردمردم است بر فرق ظلم، تیغ شرر بار زینب است ذرات و کائنات، همه، مرده یا خموش: در احتجاج بود زنی، یک علم به دوش قلب جهان به عمق زمین غرق جنب‌وجوش آتشفشان قهر خداوند در خروش هوهوی ذوالفقار علی می‌رسد به گوش این رعد و برق نیست که انگار زینب است خورشید روی قله‌ی نی آشکار شد کوچکترین ستاره سر شیرخوار شد ناموس حق به ناقه‌ی عریان سوار شد هشتاد و چهار خسته به هم، هم‌قطار شد زیباترین ستاره‌ی دنباله‌دار شد در این مسیر نور، جلودار زینب است چشم ستاره دربه‌در جستجوی ماه بر روی نیزه دیده‌ی زینب گرفت راه مبهوت می‌نمود به سرنیزه‌ای نگاه آتش کشید شعله ز دل تا کشید آه کای جان‌پناه زینب و اطفال بی‌پناه! راحت بخواب، چون‌که پرستار زینب است پشتش شکست بس که بر او آسمان گریست حتی به حال و روز دلش کاروان گریست از خنده‌های حرمله و ساربان گریست بر گیسوان شعله‌ور کودکان گریست از ضربه‌های دم‌به‌دم خیزران گریست بر خیل اشک، قافله‌سالار زینب است آن شانه‌ی صبور، صبوری ز ما ربود آن قامت غیور، قیامت بپا نمود آن شیرزن، حماسه‌ی عباس را سرود با دست خویش بیرق کرب‌وبلا گشود بر بال‌های زخمی‌اش ای وای! جا نبود غم را بگو بیا که خریدار زینب است زینب اگر نبود اثر از کربلا نبود شیرازه‌ای برای کتاب خدا نبود زینب اگر نبود علم حق به پا نبود این خیمه‌ها و پرچم و رخت عزا نبود یک یاحسین بر لب ما و شما نبود در کار عشق گرمی بازار زینب است با این که قدخمیده‌ام و داغ‌دیده‌ام فتح‌الفتوح کرده‌ام هرجا رسیده‌ام گر نیش کعب نی به وجودم خریده‌ام گر طعم تازیانه چو مادر چشیده‌ام چون کوه ایستاده‌ام ای سربریده‌ام! در اوج اقتدار، جهان‌دار زینب است زینب کجا و خنده‌ی اشرار یاحسین! زینب کجا و کوچه و بازار یاحسین! زینب کجا و مجلس اغیار یاحسین! زینب کجا و این همه آزار یاحسین! زینب کجا و طشت و سر یار یاحسین! در پنجه‌های بغض، گرفتار زینب است
محسن عرب‌خالقی

تو اشعار آیینی، چندتا شعره که هر بار با خوندن‌شون مو بر اندامم راست می‌شه. یکی‌شون این شعر محسن عرب‌خالقیه. تقریبا تک‌تک مصرع‌هاش شاه‌کاره. بی‌نظیر. البته این‌که شاعرش معلم هدیه‌های آسمان کلاس دوم دبستانم بوده هم یحتمل کمی در قضاوتم مؤثره :) به هر صورت لذتش رو ببرید و من رو هم دعا کنید. آخراش هم روضه‌ست، حواس‌تون باشه با حال خوب بخونید. عیدتون هم مبارک باشه.

اون عکس رو می‌بینید که نوشته "رب جعل هذا البلد آمنا" ؟ اون دعای حضرت ابراهیم بود وقتی کعبه رو بازسازی کرد که بعدش میگه " رب جعل هذا بلدا أمنا وَارزُق اهله مِن الثمرات من أمن منهم بالله واليوم الأخر" خدا چی جواب بده خوبه؟ "قال وَ مَن كفر فامتّعه قليلا ثُمّ اضطرهُ الي عذاب النار و بئس المصير" شما که به "یوم الاخر" اعتقادی ندارید:) اینم عذاب نار بعد متاع قلیل ☆~°

•••