ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك 👈

تّشّدّیّدّ

تّشّدّیّدّ

الذهاب إلى القناة على Telegram

یا پایه چو همّتم برافراز یا همّت من چو پایه کن پست

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
240
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+27 أيام
+230 أيام
أرشيف المشاركات
خاکِ بَغداد، در آبِ بَصَرَم بایستی چشمهٔ دجلِه میانِ جگرَم بایستی
-خاقانی

Last Night I Dreamt That Somebody Loved Me (2011 Remastered.m4a4.67 MB

این بند پروژه‌ی نبوغ‌آمیز کوین مور (کیبوردیست dream theater) است و از بهترین اتفاق‌هایی‌ست که راکِ آمریکا تجربه کرده. اگر کوین مور را دنبال کنید، او را همچون تنه‌ی درختی مستحکم خواهید یافت که از گوشه‌وکنارش گل‌های رنگارنگ بسیاری شکوفیده است. این حتا بهترین ترک این آلبوم نیست: بلکه تصمیم بگیرید که بیشتر ازشان بشنوید.

پرده بردار که بیگانه خود آن روی نبیند
-سعدی: غزل ۵۰۹

آفتابا! از در میخانه مگذر، کاین حریفان یا بنوشندت که جامی، یا ببوسندت که یاری
+1
آفتابا! از در میخانه مگذر، کاین حریفان یا بنوشندت که جامی، یا ببوسندت که یاری

04 Aranda - Satisfied.mp38.03 MB

تو یقین می‌دان که اندر راهِ او نیست عادت لایقِ درگاهِ او هر چه از عادت رود در روزگار نیست آن را با حقیقت هیچ‌کار -مصیبت‌نامه: عطّار

• درخشان‌ترین اثر من همانا ندامتم از اثرم است.
-خوان رامون خیمِنز

🐑

• انسجام[فرم] در لغت، جاری‌بودن است و در اصطلاح، آن است که کلام برخوردار باشد از «عُذوبتِ الفاظ» و «سهولت ترکیب» و «حُسنِ سبک». بایست خالی از «تعقید» و «تکلّف» باشد، چندان که از «فرطِ رقّت» گویی سَیَلان دارد و به‌مانند آب جاری است، در ریزشِ خویش؛ سخنی که در آن هیچ‌یک از صنایعِ بدیع، به تکلّف راه نیافته باشد، مگر آن‌ها که خود به خود آمده‌ند و نه از سرِ قصد. -انوار الربیع: سید علیخان مدنی شیرازی

اگر از حسِ طعن‌آمیز و شوخ‌طبعِ بی‌نظیرِ این داستان بگذریم، که احتمالا نزدیک‌ترین دریافته‌ی ذهنِ وسواس‌گونه‌ی امروزی خواهد بود، باید در مرحله‌ی بعد خوانش متن به این موضوع، در سطحِ متن بیاندیشم: «آیا خواهم توانست که بمیرم و همچنان دم بزنم/نفس بکشم/ادامه بدهم؟»

• جای شگفتی دارد که ضرب‌المثل عامیانه‌ی «بمیر و بِدَم» چه‌قدر فرم هنری دارد! طفلی را به شاگردی مردی آهنگر سپرده بودند. طفل موظف بود که با دست‌ یا پایش انبانی را حرکت دهد تا باد در کوره دمیده شود و آتشِ کوره مشتعل باقی بماند. کودک بعد از مدتی خسته شد و گفت: اجازه دارم که بنشینم و بدمم؟ استاد موافقت کرد. خسته‌تر شد: اجازه هست که درازکشیده بدمم؟ استاد موافقت کرد. خسته‌تر شد: می‌توانم بخوابم و بدمم؟ استاد برآشفت و گفت: بمیر و بِدَم. -رستاخیز کلمات: محمدرضا شفیعی کدکنی

+1
قانعم کرد. الجزایری-سوئیسی هستند.

-پوسئیدون: داستان خیلی کوتاه کافکا، ترجمه‌ی علی‌اصغر حداد
-پوسئیدون: داستان خیلی کوتاه کافکا، ترجمه‌ی علی‌اصغر حداد

ناقابل است.

سلام #خانم. صحّت دارد که می‌گویند روز و شب مسخره‌م می‌کنید و همراه با دوستان‌تان به تمام حرف‌هایی که زده‌م و کارهایی که کرده‌م می‌خندید؟

Every day's an endless stream Of cigarettes and magazines And each town looks the same to me The movies and the factories And every stranger's face I see Reminds me that I long to be

• راستی که امروز انتظارش را نداشتم: چنان دلیرانه از خانه بیرون‌ رفتم که‌ انگار ساده‌ترین و طبیعی‌ترین کارهاست. با این‌ همه، چیزی باز مرا مثل کاغذ گرفت، مچاله کرد و دور انداخت. -دفترهای مالده لائوریس بریگه: راینر ماریا ریلکه‌

• انتقام هرگز با نام اصلی خویش نامیده نمی‌شود‌؛ دست کم آن‌جا که در اصل انتقامی صورت می‌گیرد، به‌ندرت چنین می‌شود. انتقام درین مورد نام «مجازات» به خود می‌گیرد و به‌واسطه‌ی این امر ماهیت خصمانه‌ی خود را در پس ظاهری قانونی می‌نشاند و ماهیت معارضه‌جوی خویش را با ظاهری از ارجاع امر به مفعول انتقام می‌پوشاند:
«مجازات. انتقام خود را این‌چنین می‌نامد و با کلامی دروغین برای خویش وجدانی آسوده جعل می‌کند.» -چنین گفت زرتشت
-معنای تفکر چیست؟: مارتین هایدگر، ترجمه‌ی فرهاد سلمانیان

-زندگینامه‌ی فلسفی من: کارل یاسپرس، ترجمه‌ی عزت‌الله فولادوند
-زندگینامه‌ی فلسفی من: کارل یاسپرس، ترجمه‌ی عزت‌الله فولادوند