تّشّدّیّدّ
الذهاب إلى القناة على Telegram
یا پایه چو همّتم برافراز یا همّت من چو پایه کن پست
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
240
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+27 أيام
+230 أيام
أرشيف المشاركات
240
این بند پروژهی نبوغآمیز کوین مور (کیبوردیست dream theater) است و از بهترین اتفاقهاییست که راکِ آمریکا تجربه کرده.
اگر کوین مور را دنبال کنید، او را همچون تنهی درختی مستحکم خواهید یافت که از گوشهوکنارش گلهای رنگارنگ بسیاری شکوفیده است.
این حتا بهترین ترک این آلبوم نیست: بلکه تصمیم بگیرید که بیشتر ازشان بشنوید.
240
تو یقین میدان که اندر راهِ او
نیست عادت لایقِ درگاهِ او
هر چه از عادت رود در روزگار
نیست آن را با حقیقت هیچکار
-مصیبتنامه: عطّار
240
• انسجام[فرم] در لغت، جاریبودن است و در اصطلاح، آن است که کلام برخوردار باشد از «عُذوبتِ الفاظ» و «سهولت ترکیب» و «حُسنِ سبک». بایست خالی از «تعقید» و «تکلّف» باشد، چندان که از «فرطِ رقّت» گویی سَیَلان دارد و بهمانند آب جاری است، در ریزشِ خویش؛ سخنی که در آن هیچیک از صنایعِ بدیع، به تکلّف راه نیافته باشد، مگر آنها که خود به خود آمدهند و نه از سرِ قصد.
-انوار الربیع: سید علیخان مدنی شیرازی
240
اگر از حسِ طعنآمیز و شوخطبعِ بینظیرِ این داستان بگذریم، که احتمالا نزدیکترین دریافتهی ذهنِ وسواسگونهی امروزی خواهد بود، باید در مرحلهی بعد خوانش متن به این موضوع، در سطحِ متن بیاندیشم:
«آیا خواهم توانست که بمیرم و همچنان دم بزنم/نفس بکشم/ادامه بدهم؟»
240
• جای شگفتی دارد که ضربالمثل عامیانهی «بمیر و بِدَم» چهقدر فرم هنری دارد!
طفلی را به شاگردی مردی آهنگر سپرده بودند. طفل موظف بود که با دست یا پایش انبانی را حرکت دهد تا باد در کوره دمیده شود و آتشِ کوره مشتعل باقی بماند. کودک بعد از مدتی خسته شد و گفت: اجازه دارم که بنشینم و بدمم؟ استاد موافقت کرد. خستهتر شد: اجازه هست که درازکشیده بدمم؟ استاد موافقت کرد. خستهتر شد: میتوانم بخوابم و بدمم؟ استاد برآشفت و گفت: بمیر و بِدَم.
-رستاخیز کلمات: محمدرضا شفیعی کدکنی
240
سلام #خانم.
صحّت دارد که میگویند روز و شب مسخرهم میکنید و همراه با دوستانتان به تمام حرفهایی که زدهم و کارهایی که کردهم میخندید؟
240
Every day's an endless stream
Of cigarettes and magazines
And each town looks the same to me
The movies and the factories
And every stranger's face I see
Reminds me that I long to be
240
• راستی که امروز انتظارش را نداشتم: چنان دلیرانه از خانه بیرون رفتم که انگار سادهترین و طبیعیترین کارهاست. با این همه، چیزی باز مرا مثل کاغذ گرفت، مچاله کرد و دور انداخت.
-دفترهای مالده لائوریس بریگه: راینر ماریا ریلکه
240
• انتقام هرگز با نام اصلی خویش نامیده نمیشود؛ دست کم آنجا که در اصل انتقامی صورت میگیرد، بهندرت چنین میشود. انتقام درین مورد نام «مجازات» به خود میگیرد و بهواسطهی این امر ماهیت خصمانهی خود را در پس ظاهری قانونی مینشاند و ماهیت معارضهجوی خویش را با ظاهری از ارجاع امر به مفعول انتقام میپوشاند:
«مجازات. انتقام خود را اینچنین مینامد و با کلامی دروغین برای خویش وجدانی آسوده جعل میکند.» -چنین گفت زرتشت-معنای تفکر چیست؟: مارتین هایدگر، ترجمهی فرهاد سلمانیان
