تّشّدّیّدّ
الذهاب إلى القناة على Telegram
یا پایه چو همّتم برافراز یا همّت من چو پایه کن پست
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
240
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+27 أيام
+230 أيام
أرشيف المشاركات
240
• در دیده بهجای خواب آب است مرا زیرا که به دیدنت شتاب است مرا گویند بخواب تا به خوابش بینی ای بیخبران، چه جای خواب است مرا؟_ابوسعید ابوالخیر
240
• من بین خودکامگی و ازخودگذشتگی مردد میمانم: اگر من دیگری را دوست دارم باید خوشیاش را بخواهم؛ اما آنوقت فقط خودم میمانم که بدان آسیب میرسانم. یک دام: من محکوم به آنم که یا قدیس باشم یا عفریت. نه میتوانم آن باشم و نه میخواهم این باشم: این است که دائم از این شاخ به آن شاخ میپرم: رنجی که میبرم را کمی نشان میدهم.
-همان
240
• من هر چه با ویژگی هوس خود آشناتر شوم، کمتر میتوانم نامی بر آن بگذارم. این دقت هدفگیری با دودلی در نامگذاری همراه است: آنچه مشخصهی اشتیاق من بوده، مختص اشتیاق من بوده، تنها میتواند به ناویژگی سخن ختم شود. ازین ناکامی در زبان تنها نشانی بهجا میماند: پرستیدنی
-سخن عاشق: رولان بارت
240
Repost from Post-Foucault
The shame of being a man - is there any better reason to write
G. Deleuze
240
این خون که موج میزندت در جگر، چرا
در کار رنگ و بوی نگاری نمیکنی؟
-حافظ: غزل ۴۸۲، تصحیح شاملو
240
+3
بسیار دردناک بیدار شدم و اولین چیزی که بهش فکر کردم دست بود: طوری که از محوبودگی خودآگاه در خواب، ناگهان تمام حضور ذهنم بهکمال شفافیتِ انگشت و کف دست چند آدم نیمهواقعی و نیمهخیالی متمرکز شد.
240
آن کون خر کز حاسدی عیسی بود تشویش او
صد کیر خر در کون او، صد تیز سگ در ریش او
خر صید آهو کی کند؟ خر بوی نافه کی کشد؟
یا بول خر را بو کند یا گه بود تفتیش او
هر جوی آب اندر روَد، آن ماده خر بولی کند
جو را زیان نبود ولی واجب بود تعطیش او
خر ننگ دارد زآن دغل، از حق شنو بل هم اضل
ای چون مخنث غنج او، چون قحبگان تخمیش او
-دیوان شمس: مولانا
240
• راستش، من کار کردن را خیلی دوست دارم. میتوانم ساعتها برای خودم بنشینم و کارگرها را تماشا کنم.
-ولادیمیر مایاکوفسکی
240
ای دلِ ریشِ مرا با لبِ تو حقِّ نمک
حق نگه دار که من میروم، الله مَعَک
-حافظ: غزل شماره ۳۰۱
