"𝘓𝘢𝘵𝘪𝘣𝘶𝙡𝙚᮪
الذهاب إلى القناة على Telegram
إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
987
المشتركون
-2824 ساعات
+2257 أيام
+48630 أيام
أرشيف المشاركات
987
من یه عذرخواهی به خودم بدهکارم برای تمام وقت هایی که میدونستم قدرمو نمیدونن، اما باز محبت کردم میدونستم حقیقت رو نمیگن ولی چیزی نگفتم که خجالت نکشن، برای تمام وقتایی که سکوت کردم نمیخواستم دلشون عين من بشکنه.
987
من سردی رو با تموم وجودم تو بدنم حس میکنم...نه از بیرون از استخون هام.
انگار احساساتم جمع کردن رفتن،فرار کردن یه جای خیلی دور از من جایی که دستم بهشون نمیرسه.
میخندم ولی هیچی جز یخ توی خودم نمیبینم نه ذوق نه حتی دردِ درست و حسابی،فقط یه سردی مطلق که ول کن نیست.
یه حسیه که انگار معلقم،نه میوفتم نه میتونم فرود بیام،معلقِ معلق وسط ناکجاآباد نه زمین هست زیر پام نه آسمون بالاسرم فقط منم و این خلأ...و یه قهقهه که میاد روش.
