One Quiet Corner | کُنج
الذهاب إلى القناة على Telegram
228
المشتركون
+224 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-130 أيام
أرشيف المشاركات
▪️کتاب
▫️ماهی سفید کور در ایران
▫️حسین لرزاده: احیای هنرهای از یادرفته
▫️حسین لرزاده: شعر هنر و معماری و نامردمیها
▫️گاهنامههای سید جلالالدین طهرانی
▫️سفرنامۀ الیزابت مایر به ایران
▫️نماهایی از ایران: مباحثۀ سر جان ملکم با ایرانیان دربارۀ وضع زنان
▫️گفتگوی ادوارد براون با کدخدایی در فارس
▫️ذکر منارجنبان بسطام در کتاب جامجم
▫️مادهتاریخ آبانباری در قم
▫️[کشف گنجخانۀ جمشید بهدست بهرام گور]
▫️یادگارنویسی: یادگار ادوارد براون روی جرز تختجمشید/ یادگاری سیاحان خارجی در تختجمشید از زبان جمیز موریه/ یادگاری سیاحان خارجی در تختجمشید از زبان لرد کرزن/ یادگاری سیاحان در تختجمشید از زبان لرد کرزن/ یادگاری سلطان ابراهیم در تختجمشید از زبان فرصت شیرازی
▫️کاشیهای حمام چینیلی در استانبول
📌 این فهرست بهروز میشود.
▪️نگارهها و نسخ خطی
▫️حمام: نگارهای از مخزنالاسرار نظامی(۱)/ نگارهای از ظفرنامۀ شرفالدین علی یزدی/ نگارهای از مخزنالاسرار نظامی (۲)/نگارهای از شاهنامۀ فردوسی/نگارهای از ترجمۀ ثواقبالمناقب/نگارهای از هفت اورنگ جامی/نگارۀ گرمخانه و سردخانۀ حمام لعلقلعه/ نگارهای از منظومۀ مهر و مشتری عصار تبریزی
▫️ویرانی: نگارهای از مخزنالاسرار نظامی(۱)/ نگارهای از مخزنالاسرار نظامی(۲)/نگارهای از مخزنالاسرار نظامی(۳)/ نگارهای از مخزنالاسرار نظامی (۴)
▫️سنگنگاره: سنگتراشیهای فرهاد (۱)
▫️در : سندبادنامه و نگارههایش
▫️دیوار ساختن اسکندر: نگارهای از زبدهالتواریخ/ نگارهای از شاهنامهٔ فردوسی
▫️نسخۀ باکیفیت بیان منازل نصوح افندی مطراقچی
▫️عمارت قلعۀ آگره در هند
▫️کتاب گلدسته اثر رای کوند رامارو: حقیقت طرح ترکیب شهر حیدرآباد/ قلعۀ دولتآباد هند
▫️ماده تاریخ رسم شهر جدید ناصریه و شروع در حفر خندق
▫️هفتگنبد بهرام گور
▫️بنگلۀ الله یار مولود
▫️کلاردشت در جنگ اعتضادالسلطنه
▫️نامهٔ استاد حسین معمار
▫️کعبه: نمایی از مکه و بنای کعبه/ کعبه
▫️گنجخانه: نگارهای از شاهنامهٔ فردوسی
▫️مسجد : نگارهای از مجالسالعشاق گازرگاهی (۱)/ نگارهای از مجالسالعشاق گازرگاهی(۲)
▫️باغ هزارجریب در علی آباد
▫️بنای دیوان شاهصفی
▫️انخفاض دارالخلافه
▫️زیره و تو
▫️طهران
📌این فهرست بهروز میشود.
▪️فیلم و مستند
▫️مستند افق ۱۳۴۳ احمد فاروقی قاجار
▫️مستند قصۀ بلوار داوود اشرفی
▫️طرح برنده خسرو سینایی
▫️مستند ماهی سفید کور در ایران: در تعریف قنات/ در ستایش باغ ایرانی
▫️مجسمههای تهران: مجسمۀ مرد نیلبکزن
▫️ارگ بم در فیلم صحرای تاتارها
▫️مستند جامع فهرج محمدرضا اصلانی
▫️مستند به یاد از خسرو هریتاش
▫️مستند این سه زن
▫️ایران در برنامۀ تلویزیونی کودکان بریتانیایی: مسجد شاه/ شهر یزد
▫️مجموعهٔ کامل فیلمهای رنگی واتسون کینتنر از ایران در سال ۱۳۴۲
▫️مجموعۀ کامل فیلمهای فردریک گادمر از ایران در سال ۱۳۰۶
▫️ایرانیان در باغ آلبر کان
📌این فهرست بهروز میشود.
مگپای یک برنامۀ تلویزیونی بود که از سال ۱۹۶۸ تا ۱۹۸۰ از شبکهٔ ITV بریتانیا پخش میشد. این برنامه برای رده سنی ۸ تا ۱۴ سال ساخته شده بود و قصد داشت رقیبی برای برنامهٔ Blue Peter شبکهٔ بیبیسی باشد، اما تلاش میکرد محتوایی جذابتر و مدرنتر از آن را تولید کند و بیشتر بر فرهنگ عامه تمرکز داشته باشد.
نام برنامه، Magpie، در اشاره به نوعی کلاغ است که عادت به جمعآوری اشیاء کوچک دارد و همچنین از ادغام دو کلمۀ مجله (Magazine) و ترکیب مواد مختلف (pie) ساخته شده است.
مگپای اگرچه بیش از هر چیز یک برنامهٔ سرگرمکننده و شاد برای کودکان بود، اما در عین حال سعی داشت به موضوعات مهم و روز دنیای بزرگسالان، همچون خشکسالی و بحرانهای اقتصادی، نیز بپردازد و این مسائل را با زبانی ساده برای مخاطبان خود بازگو کند.
این برنامه همچنین با ارسال تیمی از افراد به کشورهای مختلف، تلاش میکرد تصویری جامع از فرهنگ و رسوم مختلف در سراسر دنیا را به کودکان نشان دهد. مصر، آمریکا، کنیا و ایران از جمله کشورهایی بودند که تیم مگپای به آنها سفر کرد.
دو ویدئوی زیر از مسجد شاه اصفهان و شهر یزد تولید این برنامه در دهۀ ۷۰ میلادی است👇
▪️صورت محمدابراهیم خان معمارباشی
چون معمارباشی در تعمیر عمارات قصر قاجار خدمت کرده بود، محض مرحمت دربارۀ او مبلغ دویست تومان بر مواجب سابق او افزودند و به اعطای یک ثوب جبۀ ترمۀ کشمیری مفتخر و سرافزارش فرمودند که با کمال امیدواری مشغول خدمت و انجام فرمایشات مرجوعۀ به خود بوده باشد.
▫️روزنامهٔ دولت علیه ایران، شماره ۵۶۱، ص ۴.
▪️ویرانی
نگارهای از مخزنالاسرار نظامی
حکایت انوشیروان با وزیر خود
کتابخانۀ چستر بیتی، Per 224.7
موراث، عکاس اتریشی آژانس مگنوم، در سال ۱۹۵۶(=١٣٣٥ شمسی) پا به خاورمیانه گذاشت. آرزویش این بود که بتواند از مسیر جاده ابریشم تصویربرداری کند. به همین منظور، سفرش را با ورود به ایران آغاز کرد. اقامتش در ایران پنج هفته به طول انجامید و در این مدت، با گذر از تهران، شیراز، آبادان و محوطههای باستانی مانند تختجمشید توانست هزاران فریم ارزشمند را از زندگی روزمره و مناظر ایران به ثبت رساند.
او ازسوی مجلۀ Holiday به خاورمیانه رفته بود و شرکتهایی همچون Standard Oil و Pepsi از او پشتیبانی مالی میکردند. همچنین موراث با ناشر و تهیهکنندهٔ فرانسوی، رابرت دلپیر، همکاری داشت که بعدها کتابی از مجموعه عکسهای او منتشر کرد.
اگرچه دلپیر در بخشی از این سفر همراه موراث بود، اما او بیشتر راه را بهتنهایی پیمود و سعی داشت با پوشیدن چادر به سنتهای سرزمینی که به آن پا گذاشتهاست احترام گذارد و کمتر غیرخودی به نظر برسد. این نگاه باعث شد پایش به جاهای مختلفی باز شود، از کاخهای سلطنتی و مراسم مذهبی گرفته تا چادرهای عشایری، از کارگاههای فرشبافی تا پالایشگاههای نفتی و کارخانه پپسی.
عکسهای موراث به دنبال ثبت زندگی روزمرۀ مردم بود، با سبکی صمیمی و بهدور از احساسات اغراقآمیز. او شکار لحظات آرام و زیسته را ترجیح میداد: کارگرانی که فرش تعمیر میکنند، کودکی در حال بازی، چهرهای سالخورده در نور آفتاب، زنی با پوشش سنتی در خیابانهای تهران، کارگران ساده در سایۀ تأسیسات عظیم نفتی. همین شد که مجموع عکسهای او در کنار هم به ترکیبی جالب از زندگی آرام و عادی مردم و تغییرات پرسرعت جامعهٔ دنبال مدرنیزاسیون انجامید.
بخشی از آثار موراث را دلپیر در سال ۱۹۵۸ میلادی، در کتاب De la Perse à l'Iran به فرانسوی منتشر کرد. دو سال بعد از آن، ادوارد سابلیه گزیدهای از تصاویر این سفر را در کتابی با نام From Persia to Iran: An Historical Journey مجدداً به انتشار رساند و توضیحاتی از خود به آن افزود. بااینهمه، در سال ۲۰۰۹، مجموعهای بسیار کاملتر و بازنگریشده از عکسهای موراث در کتابی با عنوان Inge Morath: Iran به چاپ رسید. این کتاب شامل تصاویری است که پیش از آن انتشار نیافته بود، با مقدمۀ جان جیکوب و نوشتههایی از مونیکا فابر و آذر نفیسی.
فایل هر سه کتاب👇
▪️بنگله
نقشۀ بنگلۀ جهاننماء دومنزله
الله یار مولود
▫️کتابخانۀ بریتانیا، Add.Or.3263
▪️میدان نقشجهان
کاشیهای دور میدان را نباید برداشت.
عقیدۀ ایرانی هم محترم است!
پریشب یک نفر از رفقای فاضل و روشنفکرم بدون انتظار از در وارد شد. قیافهاش خیلی گرفته و تاریک به نظر میرسید. هنوز سلام و تعارفات معموله را تمام ناکرده، گفت:
«ببخشید. اینکه برخلاف معمول امشب نزد شما آمدهام ازآنروست که یک خبر بسیار بدی شنیدهام. مخصوصاً آمدهام تا از صحت و سقم آن مستحضر گردیده، درصورت صحت، به دامن قلم شما متوسل و چارۀ درد را طلب کنم و در این صورت، قلب خود را آرام [کنم] و به منزل خویش بازگردم.»
گفتم: «این خبر مهم که شما را اینگونه آشفته کرده چیست؟»
گفت: «بهطوریکه شنیدم و موسیو گدار امروز به قسمت ساختمان میدان دو ایراد وارد آورده است:
اول اینکه خوب بود در سال جاری تنها به ساختمان عمارت بانکها اکتفا کرده باشند که در نتیجه تا حال حاضر عمارات مزبور به انتها رسیده و قابل استفاده شده باشد و سال دیگر، به بنای قسمتهای دیگر آنجا مبادرت نمایند.
این یک ایراد اساسی است و من هم به صحت فکر او تسلیم میباشم، ولی ایراد دومش خیلی بیمورد و کاملاً بیاساس است، به این معنی که آقا گفتهاند برای حفظ ابهت و عظمت کاشیکاریهای داخلی مسجدشاه و شیخ لطفالله نبایستی مبادرت به کاشیکاری نمای مغازههای دور میدان شده باشد، چراکه وقتی چشم مسافر با کاشیکاریهای دور میدان آشنا شد و سپس وارد مسجد شاه و شیخ لطفالله گشت، کاشیکاریهای این دو بنای مهم در نظرش جلوهای نخواهد نمود!
شما را به خدا ببینید این چه دلیل سست و بیبنیادی است و از این ایراد سست بدتر اینکه شنیدم حکمران معظم اصفهان نیز که آنهمه برای ساختمان میدان و تهیۀ این کاشیهای بخصوص متحمل زحمت گردیده و شاید برای اینکه کاشیهای دور میدان مطابق استیل و اسلوب قدیم تهیه شود، یک ماه از وقت گرانبهای خود را صرف تشویق و چانه زدن با کاشیپزهای اصفهان نمودهاند درمقابل این دلیل سستبنیاد تسلیم گردیده و با برچیدن آنها موافقت فرمودهاند!
حالا فهمیدید چه خبر مهمی، یعنی چه خبر تأثرآمیز و رقتخیز و بلکه شگفتانگیزی دارم! آیا شما که این خبر را میشنوید تعجب نمیکنید و اهمیت موضوع را تا آن درجه نمیدانید که با قلم مؤثری در اطراف عدم صحت این عقیده اظهارنظر نمائید؟»
گفتم: «به خدا قسم بهقدری این خبر تعجبآمیز است که من بر فرض صحت هم هرگز میل ندارم آن را باور نمایم!»
یک نفر از اعضای محترم بلدیه نیز اتفاقاً در آنموقع با یکی دو نفر دیگر از رفقا حضور داشتند. عضو محترم بلدیه نیز صحت موضوع و حتی صحت خبر تسلیم شدن حضرت آقای صور را دربرابر این نظر تصدیق نمود.
در ملاقاتی که شخصاً با حکمران معظم فردای آن شب نمودم و در همین موضوع، صحبت کردم، معلوم شد معظمالیه هنوز یک رویۀ ثابتی را در اجرای نظر آقای گدار اتخاذ ننمودهاند. بااینحال نگارنده صریحاً مینویسم که ما هرگز انتظار نداریم حکمران خردمند و کارآزمودۀ ما تسلیم نظر اشتباه موسیو گدار بشوند، چراکه موسیو گدار متخصص عتیقات و آثار عتیقه است، ولی هرگز متخصص در معرفت ذوق و سلیقۀ ایرانی نیست و بلکه در معرفت ذوق و سلیقۀ اروپائی هم نمیتوان برای او قائل تخصص شد. دلیل آقای گدار این است که کاشیکاری دور میدان جلوۀ کاشیکاریهای مساجد شاه و شیخ لطفالله را از نظر سیاحان خارجی محو مینماید و به همین دلیل هم هست که در عصر شاه عباس دور میدان را کاشی کاری نکردهاند.
▫️اخگر، ۱۱ آذر ۱۳۱۳، شمارهٔ ۹۹۵، صفحهٔ ۱ و ۲.
ادامۀ مقاله
▪️دواخانه
دواخانهٔ میرزا نصرالله خان غربی در تهران دورهٔ قاجار
کتابخانهٔ ملی، ۹۹۹/۲۵/۶۹۵۶
