One Quiet Corner | کُنج
الذهاب إلى القناة على Telegram
228
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-37 أيام
-330 أيام
أرشيف المشاركات
▫️واگن اسبی، آبانبار، اطاق پنجدری و کوچههای باریک برای من بعد خاصی دارد
یک علاقۀ مبهم...!
شاید هرگز نشود با علی حاتمی برای مصاحبه و از این جور حرفها در یک کافهتریای خیالی مدرن قرار دیدار گذاشت و حتماً اگر چنین اتفاقی بیافتد، هرگز نمیتوان امیدوار بود که علی حاتمی حرفی برای گفتن داشته باشد.
این غیرعادی بودن از خصوصیات هنرمندانی است که با کارشان زندگی میکنند و در کارشان غوطهور هستند که خوشبختانه علی حاتمی یکی از آنهاست...یعنی یک کارگردان غیرعادی است، بیآنکه بخواهد ادا دربیاورد و خودش را غیرعادی نشان بدهد.
حاتمی را نزدیک به دو سال است میشناسم. او برای من همیشه بهیادآورندۀ نوعی اندوه بوده که ضمناً مطبوع هم بودهاست. این اندوه را میشود اینطور توجیه کرد که هنرمند ما سخت در فراق آن صداقتهای ازدسترفته و آن کوچه باریکهای باصفا میسوزد، انگار که او را از محیط دلخواه خود کندهاند و دستوپایش را به زندگی امروز بیرحمانه بستهاند. با سینمای علی حاتمی از طریق حسن کچل آشنا شدیم، فیلمی که ریتم داشت و مثل یک شعر دلپذیر آغاز و انجام مییافت.
این کارگردان فیلم سوم خود را نیز بر این اساس ساخت – که لابد خبرش را در صفحات هنری مجلات خواندهاید. اسم فیلم بابا شمل است؛ سییرا فیلم آن را تهیه کرده؛ فردین و فروزان و ناصر ملکمطیعی نقشآفرینان آن هستند و باز قصه ریتم دارد؛ سناریو شعرگونه است و صحنهها صحنههای گذشتۀ دور است. کوچه باریکها، اطاق پنجدریها، مردهای قباپوش با آن کلاههای بلند و شالهای پهن با نگاههای نافذ و عقاید کهن و زنها با ابروهای پیوسته و نوعی سکس پوشیده.
حاتمی در فاصلۀ دو فیلم ریتمیک خود فیلم طوقی را نیز ساخت که اگرچه اینبار سناریو شعرگونه نبود، اما باز تماشاچی خود را در هوای ازدسترفتهای مییافت که موردپرستش خالق طوقی بود.
اما مردم چه واکنشی در برابر آثار این کارگردان داشتند؟ خوب؟ نه، بلکه عالی. مردم برای دیدن هر دو فیلم حاتمی صفهای طولانی بستند و این بهترین پشتوانه برای سازندۀ باباشمل بود که با جرأت بیشتر باز هم آیینهدار جهان کهنی باشد که خود عاشقانه در آن زندگی میکند.
تا کاشان برای دیدن علی حاتمی رفتم و وقتی برای نخستین مرتبه خود را در این شهر یافتم، تنها احساس من این بود که علی حاتمی مرا به درون رویاهای خود خوانده، به مکانی که شاید همیشه با خود در آن میعاد دارد، به فضای خالص و نسبتاً دستنخوردهای که سلامت و صداقت خود را هنوز حفظ کردهاست و چه بهتر که در فضای موردعلاقۀ این کارگردان با او میگفتم و میشنیدم.
پرسیدم: «چرا اینهمه به این فضا علاقه داری؟» جواب داد: «این تعلقخاطر میتواند یک نوع سلیقه باشد، یک علاقۀ مبهم که شاید کلمات نمیتواند بازگوکنندۀ این عواطف باشد. چیزهائی مانند واگن اسبی، آبانبار، اطاق پنجدری و کوچههای باریک برای من بعد خاصی دارد و شاید دلیل دیگر آن بیمیلی نسبت به طرز زندگی این سال و زمانه باشد، زندگی پرتجمل، با قیدهای مسخرهای که آدمها به عنوان برچسبهای اعتبار به خود الصاق! میکنند، مثل ماشین، مبل و دیگر ابزار و آلات خفهکنندۀ این زندگی ماشینی.»
پرسیدم: «چه نیازی هست که اینهمه روی فضای موردعلاقۀ شما توجه شود و یا چه نیازی میبینید که این فضا را نشان بدهید؟»
ادامۀ مصاحبه را اینجا بخوانید.
▪️دکان
دکان قصابی
نگارهای از مجالسالعشاق گازرگاهی
کتابخانۀ بادلین، MS. Ouseley Add. 24
▪️عکسهای شهر قم
در آرشیو پروژۀ سیاره
▫️مجموعۀ فردریک گادمر
عکسها: بخش اول
✅ همگی در یک فایل زیپ
+4
▪️قم
مرقد علیبن بابویه، باغ بابلان و نماهایی از شهر
تصاویر شهر قم در آرشیو پروژۀ سیاره یکجا در فایل زیر آمدهاست 👇
▪️طاق بستان
و چند میل دورتر از کرمانشاهان کوهی است مشهور به بیستون که از علامات قدیم است و در ایام سلطنت خسروپرویز فرهاد کنده و ساختهاست و یک هزار و پانصد فوت انگلیسی ارتفاع آن است که موافق ذرع آذربایجان چهارصد و پانزده ذرع میشود و در سه میل دورتر از کرمانشاهان قریهای است مشهور به طاق دستان که موسوم است به اسم طاقی که در آنجا فرهاد از سنگ در دامن کوه بسیار بلندی تراشیده و صورتهای بسیار خوب در آن نقش کردهاست، خصوصاً صورت اسبی که مشهور است شبدیز شیرین مینامند در آنجا نقش است و نهایت استادی را در حجاری آن نقوش و تصاویر کردهاست و این طاق ایوانی است عریض و طویل که واقع است در اصل منبع و مجرای رودخانهای که از زیر همان سنگ عظیم جاری میشود و به قدری است آب آن که از همان آب زراعات و ضیاع و محصولات و آسیاهای دهات چند آب برمیدارند.
▫️ترجمۀ جهاننمای جدید، (کتابخانۀ ملی: ۱۰۰۵۵-۵)
فهرست مطالب کانال بهروز شد ✅
▪️نشریات
▪️نگارهها و نسخ خطی
▪️کتاب
▪️یادداشتها
▪️عکسها و نقاشیها
▪️مدارک و نقشههای معماری
▪️فیلم و مستند
همچنین بنگرید به:
مجموعهٔ کامل فیلمهای رنگی واتسون کینتنر از ایران در سال ۱۳۴۲
که پیشتر در ۲۵ قسمت بارگذاری شده بود👆
▪️باغ آلبر کان در پاریس
آلبر کان، مدیر پروژۀ سیاره، در سال ۱۸۹۳ باغی را در پاریس خریداری کرد و آن را با معماری و باغآرایی انگلیسی، ژاپنی، گلهای سرخ و درختان برگ سوزنی به مکانی منحصربهفرد درآورد. این باغ که به باغ جهانیان شهرت داشت، محفلی بزرگ برای ملاقات با روشنفکران فرانسوی و اروپایی بود. اگرچه این مکان خاص پس از ورشکستگی کان به فروش رسید و تبدیل به پارک عمومی شد، کان همچنان برای پیادهروی روزانه به آنجا سر میزد و در نهایت موزۀ آلبر کان نیز در سال ۱۹۸۶ مجاور همین پارک آغاز به کار کرد.
باغ جهانیان قصد داشت با ترکیب سنتهای متمایز (فرانسوی، انگلیسی، ژاپنی) آرمانشهری باشد که جهان را به آشتی وامیدارد، جهانی که در آن واقعیتهای مختلف میتوانند در هماهنگی کامل باهم به همزیستی برسند.
دو ویدیوی زیر مربوط به حضور سفیر ایران و گروهی از بازدیدکنندگان ایرانی در باغ آلبر کان است👇
