One Quiet Corner | کُنج
الذهاب إلى القناة على Telegram
228
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+17 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
▪️[میرزا عباسخان] مهندسباشی
ناصرالدینشاه در سفر فرنگستان تشکیلات شهرداری را مورد مطالعه قرار داد و در مراجعت به تهران، درصدد برآمد که برای شهر تهران، به سبک شهرداری فرنگ، شهرداری انتخاب نماید.
بدین منظور، بعد از مطالعات بسیار، مرحوم میرزا عباسخان مهندسباشی را که ازجمله محصلین اعزامی به فرانسه بود به تهران احضار کرد و او را به شهرداری تهران منصوب نمود.
مهندسباشی ظرف مدت کوتاهی در این سمت دست به اقداماتی پرسروصدا زد و به خیال خود میخواست شهر تهران را به پای شهرهای متمدن فرنگستان برساند، اما در همان آغاز کار، تیرش به سنگ خورد، زیرا تعهد این خدمت اولاً مستلزم وجود بودجهای بود که خزانه بهکلی فاقد آن بود؛ و ثانیاً عدم اطلاع مردم به موضوع شهرداری و ادارۀ امور شهر به سبک و روش جدید در هر قدم تازهای که برداشته میشد دستوپای شهردار را میبست. این وضع چندی دوام داشت تا آنکه شهردار درصدد برداشتن سکوهای بازار برآمد. در آن ایام، جلوی دکاکین بازار سکوهایی قرار داشت که کسبه اجناس خود را روی آن میگذاشتند و این سکوها مثل چهارچرخهها و طبقهای طوافان این دوره مزاحم عبورومرور و باعث سدمعبر بود و مرحوم مهندسباشی، مثل بسیاری از شهردارهای دورۀ جدید که درصدد جمع کردن طوافها برآمدند، به خیال برداشتن سکوها افتاد.
بهطوریکه از جریان وقایع برمیآید، آن مرحوم مرد مدبر مآلاندیشی بودهاست، زیرا قبل از اقدام به این کار، از مرحوم حاج ملاعلی کنی و سایر علمای تهران ورقهای دائر بر حرام بودن کسب در شارع عام تحصیل نمود، معهذا بهمحض آنکه سروصدای خراب کردن سکوها بلند شد، بازاریها به مخالفت پرداختند و جنجال و هیاهوی عظیمی برپا گشت، بهنحوی که ناصرالدینشاه مجبور شد برای ممانعت از اغتشاش، شهرداری را منحل و شهردار را به وزارت خارجه منتقل نماید.
▫️مجلۀ اطلاعات ماهانه، شمارۀ چهارم(پیاپی ۱۱۲)، تیر ۱۳۳۶.
دربارۀ مستند:
مجسمههای تهران به مرور تاریخ مجسمهسازی شهری در تهران میپردازد و در این مرور کلی، داستان دو مجسمۀ شاخص در تهران را روایت میکند. اولین اثر از بهمن محصص است که در دهه ۵۰ به سفارش خانوادۀ سلطنتی ساخته شد. ساختۀ محصص، مرد نیلبکزن، از جمله اولین آثار مدرنی بود که در فضای عمومی شهر تهران در محوطۀ تئاتر شهر نصب شد. این اثر در طول سالهای انقلاب دیگر جایی در شهر نداشت و به انبار تئاتر منتقل شد. اثر دیگری که در مستند به آن پرداخته میشود، مجسمهای است از ایرج اسکندری در میدان انقلاب. این مجسمه که بیش از ۲۵ سال نماد انقلاب و دفاع مقدس بود، درنهایت جای خود را به ایستگاه مترو داد. اسکندری به این کار معترض شد، اما نه صرفاً هنرمندان همنسل او، بلکه کارفرمایان و مدیران شهرداری هم برداشتن این اثر را اقدامی لازم میدانستند.
لینک تماشای مستند در سایت هاشور
▪️مجسمۀ مرد نیلبکزن
برشی از مستند مجسمۀهای تهران (۱۳۸۶)
ساختۀ بهمن کیارستمی
▪️طومارهای میرزا اکبر معمار
این آثار بخشی از مجموعهای شامل ۲۳۸ طراحی روی کاغذ است که قدمتش به عهد قاجار بازمیگردد. در موزۀ ویکتوریا و آلبرت نگهداری میشود و امکان دسترسی به تصاویر آن در سایت موزه فراهم است. در توضیح این طومارهای منحصربهفرد نوشته شدهاست:
این مجموعه شامل دو طومار کامل کاغذی و ۲۳۶ طرح کوچکتر است که بیشتر آنها از بخشهایی از طومارهای دیگر بریده شدهاند. این آثار از معدود نمونههای باقیمانده هستند. نقاشیها از نظر سبک و محتوا متفاوتاند و طیفی از طرحهای کاشیکاری، گچبری و منبتکاری، همچنین نقشههای معماری و نماها را شامل میشود. برخی از آنها بازتابدهندۀ سنتهای دیرینۀ ایرانیاند، در حالیکه برخی دیگر نشانگر مدهای تزئینی وارد شده از اروپا هستند. به احتمال زیاد، این آثار حاصل کار چند فرد مختلف بودهاند.
در سال ۱۸۷۵ میلادی، این نقاشیها را کاسپار پردون کلارک، معمار انگلیسی که بعدها مدیر موزه ویکتوریا و آلبرت شد، برای موزه خریداری میکند. کلارک در سالهای ۱۸۷۴-۱۸۷۵ در تهران مشغول بازسازی ساختمانهای سفارت بریتانیا بود. در جریان این پروژه، مجموعۀ طراحیها توسط استادکاران محلی که با او همکاری میکردند به او اهدا شد. او بعدها گزارش داد که این یک خرید و فروش نبوده است، بلکه نوعی مبادله به پاس آموزش برخی از فنون ساختمانی اروپایی به همکاران تهرانیاش بوده است. دو استادکار، استاد خداداد و استاد اکبر، به او توضیح دادند که این مجموعه پیشتر متعلق به مرحوم میرزا اکبر، معمار درباری، بوده است.
لینک دسترسی
