One Quiet Corner | کُنج
الذهاب إلى القناة على Telegram
226
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-37 أيام
-330 أيام
أرشيف المشاركات
▪️نماهایی از ایران
دورنمای تهران طرف شرق
▫️مجموعه کارتپستالهای امیل رانسکن
▪️نماهایی از ایران
تهران، شمسالعماره
▫️مجموعه کارتپستالهای امیل رانسکن
▪️نماهایی از ایران
تهران، عمارت بادگیر
▫️مجموعه کارتپستالهای امیل رانسکن
▪️نماهایی از ایران
تهران، خانهٔ معیرالممالک
▫️مجموعه کارتپستالهای امیل رانسکن
▪️نماهایی از ایران
تهران، خیابان الماسیه در حالت برف
▫️مجموعه کارتپستالهای امیل رانسکن
▪️نماهایی از ایران
دورنمای تهران از بالای شمسالعماره
▫️مجموعه کارتپستالهای امیل رانسکن
▪️نماهایی از ایران
تهران، عمارت کلاهفرنگی عشرتآباد
▫️مجموعه کارتپستالهای امیل رانسکن
امیل رانسکن هنگام ورود به ایران ۳۴ سال داشت. او که در شهر بروکسل بازرس گمرک بود، برای این مأموریت شغلش را رها کرد و این حرکت او ازسر نوعی تمایل به زندگی کوچوارانه، سفر و اکتشاف در وجودش بود.
مأموریت او سازماندهی گمرکات در مرز شمالغربی ایران به طول حدود ۵۰۰ کیلومتر، در امتداد رود ارس و همچنین ساماندهی ادارهٔ مالیه بود.
شروع کار برای او امری آسان نبود، زیرا زمانی که برای شروع خدمتش وارد جلفا شد، آذربایجان بهواسطهٔ جریان مشروطهخواهی، وضعی ملتهب داشت و ناامنی در جلفا و اطراف آن بیداد میکرد.
بهویژه، از فوریه تا آوریل ۱۹۰۹، این وضعیت به بحرانیترین حالت خود رسید. تبریز در اشغال نیروهای انقلابی قرار داشت و ازسوی نیروهای طرفدار حکومت محاصره شده بود. جلفا نیز تحت تسلط نیروهای نظامی قرار گرفته بود. تجارت مختل شده بود؛ نامه و تلگرافی ردوبدل نمیشد؛ بازرگانان و کارمندان در ساختمان گمرک پناه گرفته و روستاییان به جزیرهای در رود ارس گریخته بودند. تا اینکه در ماه آوریل، نیروهای دولتی عقبنشینی کردند و روسها وارد ایران شدند.
کار امیل رانسکن تحتتأثیر این آشوبها و دگرگونیهای ناشی از وضعیت سیاسی قرار گرفت. او برخورد چندانی با انقلابیون نداشت، اما با مقامات روسی و دولتی بر سر مدیریت درآمدها، عدم رعایت مقررات گمرکی و مسائل مشابه آن اختلاف زیادی داشت.
بااینحال، از مه ۱۹۰۹ تا دسامبر ۱۹۱۱، آرامشی نسبی برقرار شد و او توانست بر سازماندهی گمرکات تمرکز کند و در ادامه، همسر و پسر یازدهسالهاش نیز به او بپیوندند. همچنین فرصت یافت تا مدرسهای را تأسیس کند که شهریهٔ آن متناسب با درآمد خانوادهها تعیین میشد.
در فوریهٔ ۱۹۱۲، امیل رانسکن به مقامی مدیریتی در زمینهٔ خدماترسانی به منطقهٔ آذربایجان و نظارت بر امور مالی در آنجا منصوب شد و این اتفاق مصادف بود با ازسرگیری جنبش انقلابی و تشدید قحطی مزمنی که پیشاز این مردم با آن دستوپنجه نرم میکردند.
در این مدت، رانسکن به اصلاح نظام حسابداری و هزینههای دولت و تحقیق در زمینهٔ سوءاستفادهها پرداخت. او کوشید در برابر اموری همچون بهرهکشی از دهقانان و احتکار غلات بایستد، اموری که درآمد خزانهٔ دولت را کاهش میداد، قیمت نان را بالا میبرد و قحطی را تشدید میکرد.
بدین ترتیب، توانست به ادارهٔ مالیه سروسامان بدهد و قیمت نان را مدیریت کند، اما از آنجایی که او در فضایی پرتنش، بهویژه در تعامل با روسها، کار میکرد، سرانجام تحتفشار قرار گرفت تا به انزلی کوچ کند.
در سپتامبر ۱۹۱۳، مقامش را در گیلان بازیافت و در ژوئیهٔ ۱۹۱۴، برای مرخصی به بلژیک رفت. او نمیدانست که با این سفر برای همیشه ایران را ترک خواهد گفت. قرارداد همکاری او در ۱۱ اکتبر ۱۹۱۴ به پایان رسید و با آغاز جنگ جهانی اول، امکان تمدید آن هرگز مهیا نشد.
با آغاز جنگ، رانسکن به جمعی از کارمندان وزارت مالیهٔ بلژیک پیوست که از همکاری با حکومت آلمان خودداری میکردند. در همان زمان، داوطلبانه در نوانخانهها و مؤسسات خیریهٔ بروکسل در مقام بازرس امور مستمندان مشغول به کار شد و به بررسی تخلفات و سوءاستفادهها پرداخت.
در پایان دسامبر ۱۹۱۶، به همراه پسر و شوهرخواهرش که او نیز از کارمندان پیشین دولت ایران بود، کوشید از مرز عبور کند تا به ارتش بلژیک بپیوندد، اما در این راه ناکام ماند. آنان دستگیر و محاکمه و در اردوگاههای مختلف در بلژیک و آلمان نگهداری شدند. امیل رانسکن سرانجام در ۲۲ اکتبر ۱۹۱۸ آزاد شد.
پساز آزادی، دوباره به وزارت مالیه بازگشت و در بروکسل، بازرس گمرک و عوارض غیرمستقیم شد، اما این موقعیت چندان رضایتش را جلب نکرد و دیری نپایید که بار دیگر راهی مأموریتهایی در خارج از کشور شد.
در اکتبر ۱۹۲۳، به اتیوپی رفت و تا نوامبر ۱۹۲۶، در آدیسبابا اقامت داشت و در مه ۱۹۲۷، نیز مأمور شد تا به اتیوپی سفر کند.
سرانجام در ۴ ژوئن ۱۹۲۹ و پساز پایان قراردادهایش، به بلژیک بازگشت و برای همیشه به سفرهای کاریاش خاتمه داد.
رانسکن، پساز بازگشت، بار دیگر به ادارهٔ مالیاتهای مستقیم در بروکسل پیوست و تا سال ۱۹۳۹، در سمت بازرس به خدمت ادامه داد. او سرانجام در ۹ نوامبر ۱۹۵۸ درگذشت.
▫️منبع: سایت بلژیکیها در ایران
▫️دسترسی به مجموعه کارتپستالهای رانسکن
▪️امیل رانسکن (۱۸۷۴–۱۹۵۸)
در سمت چپ تصویر
▫️مدت فعالیت در ایران: اکتبر ۱۹۰۸ تا ژوئیه ۱۹۱۴
▫️جناب آقای قدیمی، معاون محترم امور فرهنگی وزارت خارجه
به دنبال اقداماتی که برای بسط روابط فرهنگی بین ایران و دانمارک ازطرف این سفارت شاهنشاهی انجام گرفته، هفتۀ گذشته ملاقاتی با مقامات وزارت فرهنگ دانمارک انجام و طی آن نسبتبه بسط این روابط مذاکراتی مقدماتی انجام گرفت که گزارش نهایی پساز اخذ نتیجه به استحضار خواهد رسید.
ازجمله مسائلی که پیشنهاد و بلافاصله موافقت مقامات دانمارکی جلب شد، همکاری آرشیتکتهای دانمارکی برای حفظ و نگهداری آثار باستانی ایران و ایجاد پروژۀ مشترکی بین دو کشور به نام «پروژۀ اصفهان» است. هدف این پروژه نشر یک نوع کتاب یا دایرةالمعارف دربارۀ کلیۀ آثار باستانی اصفهان است که بر طبق اصول دقیق فنی شرح بناها و عکسها و نقشۀ جزئیات آنها در آنها درج گردد. برای شروع کار، مقامات دانمارکی موافقت نمودهاند فعلاً سالانه دو تن دانشجو یا آرشیتکت ایرانی را برای کارآموزی در حفظ بناهای تاریخی به دانمارک دعوت نمایند و در عین حال، از دانمارک نیز مهندسین معمار به ایران اعزام دارند تا بهتدریج اساس و شالودۀ این همکاری ریخته شود.
بدین منظور یکی از استادان آکادمی سلطنتی معماری دانمارک که سالهاست در معماری اصفهان مطالعات دقیق علمی دارد، به نام آقای Hans Munk Hansen، ضمن سفر خود به ایران، مأموریت دارد با مقامات ایرانی در این زمینه تماس حاصل نماید. آقای هانس، روز جمعه ۱۶ آبانماه، به ایران عزیمت نمود و از وی خواسته شد با کتابخانۀ پهلوی و انجمن آثار ملی تماس حاصل نماید.
خواهشمند است مقرر فرمایند مفاد این نامه به اطلاع مراجع مذکور و یا هر مرجع دیگری که صلاح بدانند رسانده شود. از آقای هانس خواسته شد که با آن اداره نیز تماس حاصل نماید.
سفیر شاهنشاه آریامهر، پرویز سپهبدی
همچنین بنگرید به👇
▫️هانس مانک هانس، مجموعه مدارک
▫️هانس مانک هانس، مجموعه عکسها
