Dear Lost World
الذهاب إلى القناة على Telegram
درود من نرگسم و از علاقمندی هام اینجا می ذارم برای ارتباط با من به آیدی زیر پیام بدین @narciss21
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
202
المشتركون
-124 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
جلد ششمش رو شروع کردم و فکر کنم تا وقتی جلد دهم رو تموم نکنم نمی تونم به زندگی برگردم
امشب هم
کل امروز رو عملا داشتم می خوندمش و صد صفحه دیگه مونده تا تموم بشه ولی باید بخوابم😭
از ساعت ۱۱ تا الان داشتم یکسره کتاب پنجمش رو می خوندم
و خدایا اصلا دلم نمی خواد تموم بشه یا زمین بذارمش
ناراحتم باید بخوابم
از پارسال دی که با عجله چیزای مهمم رو جمع کردم و ریختم توی کیفم و پریدم توی ماشین و تا خونه رانندگی کردم دیگه به خوابگاه برنگشتم و نهایتا هم به این شکل تموم شد که هم اتاقیم ترم پیش وسایلام رو جمع کرده بود و مامان و بابام هم امروز اوردنشون
توی این مدت اتفاقات زیادی افتاد قرار بود یه هفته بعد از برگشتنم برگردم دانشگاه ولی یه هفته بعد نتونستم خودم رو راضی کنم که دوباره توی جاده رانندگی کنم. گفتم هفته بعدی می رم و در هفته های بعد یکی از هم اتاقیام که دلیل رفتنم به خوابگاه بود از دانشگاه انصراف داد و یکی از استادامون فوت کرد دوست صمیمیم رفت تهران و من موندم و حوضم و این حس که دیگه دلم نمی خواد برگردم کم کم و کم کم دوباره افسردگیه برگشت دیگه نتونستم مسافتای طولانی رو رانندگی کنم و همیشه به این فکر می کردم که چه بلایی سر وسایلام میاد و با این حال نمی تونستم برم بیارمشون و برام سخت بود از یکی دیگه بخوام تا اینکه امروز مامان و بابام رو فرستادم وسایلام رو آوردن و یکی از فشارای ذهن من برداشته شد
مغزم در تلاشه به من بقبولونه اینا بقایای انسانیه که قبلاً بودم و اون آدم انگار دیگه نیست و این برام دردناکه اما خب می دونم مغزم حرف زیاد می زنه و دهنم سرویس میشه اگر قرار باشه همه ی حرفاش رو قبول کنم بنابراین در تلاشم از اینکه مانتو سبز و اتودالکبیر و صغیر و کتابام بهم رسیدن خوشحال باشم.
#خاطرات_لاما_و_اکتشافاتش
معمولا سر اینکه یکی زیاد اموجی می ذاره دعوا می کنیم
بعد امروز یکی که همیشه زیاد اموجی می ذاره یه پیام بدون اموجی برام فرستاد منم فکر کردم حرفاش جدین جوری عصبانی شدم و دعواش کردم که فکر کنم بنده خدا تراماتایز شد که هنوز داره می گه معذرت می خوام شوخی بود
دنیای مجازی هم جای عجیبیه .ــ.
#پناه_بر_مرلین_کبیر
Repost from 🔮 The Purple Witch 💜
سلام دوستان
من دانشجوی ارشد رشته ی آموزش زبان انگلیسی هستم و یک پرسشنامه برای پایان نامم دارم که افرادی که درحال تدریس زبان انگلیسی هستند یا سابقه ی تدریس دارند میتونن بهم کمک کنن
با جواب دادن به ۳۲ سوال که درحد ۱۰ دقیقه وقتتون رو میگیره خیلی درکارم بهم کمک میکنید
پیشاپیش از همکاریتون متشکرم 🙏🏻
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSe5QnPad_Xta_qPj2RCXUajyj8hDWFDZ4LwaJ5sTzb83bXD6A/viewform?usp=header
وقتی می ترسم و کسی کنارم نیست احساس تنهایی می کنم
نمی دونم اگر به صورت فیزیکی هم کسی بود می تونست اون یخ ترس رو آب کنه یا نه ولی شاید باعث میشد یکم احساس امنیت کنم
جلد چهارمش رو هم تموم کردم و بسیار خرسندم
درمورد مرگ دوتا وکیل بود و قاتلی که اواسط کتاب شناسایی شده بود ولی هیچ مدرکی علیهش نداشتن و در آخر یه فصل دیوانه وار از قهرمان بازی یه پلیس
#کتاب
نهایتا خودم مصرانه از اوناییم که دارم با هوش مصنوعی کار می کنم اما آزاردهندست
الان کسی بخواد خودش تکلیفاش رو انجام بده دیگه ارزشمند نیست پرفکت ترین جواب رو یکی دیگه از هوش مصنوعی می گیره و تحویل میده. جایی که نتیجه مهم تر از مسیر باشه انسان نمی تونه با هوش مصنوعی رقابت کنه.
یه چیز دیگه ای که خیلی اذیتم می کنه اینه که هوش مصنوعی خیلی خارق العادست ولی اون حس خارق العاده بودنش رو حس نمی کنم. نمی دونم چطور توصیفش کنم اون زمانی که اینترنت و این چیزا اومده بود ادم به یه کامیونیتی یا یه چیزی که انسان پشتش بود وصل می شد ولی این یکی چیز دوست داشتنی ای پشتش نداره یه چیزی مثل چکشه، ابزاره که میخ کوبیدن رو آسون تر می کنه. کاری به اینکه چه کارای معرکه و چه محاسبات سنگینی باهاش انجام میدم ندارم منظورم اون بخشیشه که در اختیار مردمه
قبل از اینکه هوش مصنوعی باشه هم میشد میخ کوبید می تونستی با ماهیتابه با سنگ و هرچیزی میخ بکوبی ولی الان انگار دیگه میخ کوبیدن سنتی نه تنها هیچ فایده ای نداره بلکه حتی معنیش رو هم از دست داده یعنی چرا ادم باید تلاش کنه ریاضی یاد بگیره وقتی هوش مصنوعی داره انجام میده و همه هم استفاده می کنن؟ یا چرا ادم باید نقاشی یاد بگیره وقتی که هوش مصنوعی داره از هر ادمیزاد معمولی ای بهتر انجامش میده؟
شاید بگین این حرفی که من دارم می زنم مثل این می مونه که موقعی کارخونه های پارچه راه اندازی شدن یکی بیاد بگه چرا ما دیگه سنتی و با دست پارچه نمی بافیم
ولی تا الان انگار بشر هرچی رو ارتقا داده در راستای آسون کردن کار فیزیکی بوده و از وقتی ماشین حساب و کامپیوتر اومد کم کم وارد وادی آسون کردن کار فکری شد اما باز با کامپیوتر هم جز متخصصان نمی تونستن بفهمن جواب معادله درجه چند فلان چند میشه یعنی باید بلد می بودی با ابزارش کار کنی و یه دانش ابتدایی میاست داشته باشی که بفهمی داری جواب درست می گیری یا نه
الان هر ادم غیر متخصصی هر سوالی درمورد هر چیزی داشته باشه می تونه از هوش مصنوعی بپرسه و جواب بگیره یه وجهش اینه که این محشره که همه الان می تونن به دانش دسترسی داشته باشن ولی دوتا مسئله پیش میاد یک اینکه کسی که غیر متخصصه چطور می خواد بفهمه جواب درست گرفته و مسئله دوم اینه که چرا دیگه باید کسی متخصص بشه وقتی در حال حاضر یه متخصص متخصص تر از همه وجود داره؟
چیز نهایی ای که می خوام بگم اینه که ما الان ابزاری رو داریم که نه تنها میخ رو به پرفکت ترین حالت ممکن می کوبه بلکه کار فکری ای انجام میده که یه انسان هرچقدر هم تلاش کنه نمی تونه به پاش برسه. حالا که فکر کردن رو یکی دیگه داره انجام میده و کار سنتی هم جواب نمی ده پس فقط باید قلاده هوش مصنوعی رو بگیریم دستمون و هوش مصنوعی گردون (بر وزن سگ گردون) بشیم؟
گاهی به این فکر می کنم که اینترنت وقتی بچه بودم مثل جادو بود یه چیز خارق العاده که هرچی از توش درمیومد جدید و خاص بود ولی الان تکنولوژی در خود زندگی پیچیده شده جوری که دیگه تکنولوژی رو به صورت یه چیزی در کنار زندگی نمی شه دید
الان همه کاری میشه با گوشی و لپ تاپ کرد ولی واقعا انگار کاری انجام نمیشه
دیگه اینترنت رو به خاطر اینکه جالبه و خوش می گذره استفاده نمی کنم به خاطر اینکه بهش عادت کردم استفاده می کنم.
دیگه یه بخش اضافه بر زندگی نیست بلکه خود زندگیه.
#اندرحکایت_فضیلت_های_انسانی
+3
Boyhood 2014
من با این فیلم واقعا حال کردم
12 سال ساختنش طول کشیده و بازیگرا به صورت طبیعی توی فیلم بزرگ شدن
شاید یکی ببینه و براش خسته کننده باشه چون واقعا داره زندگی رو نشون میده
اما من این حس دلتنگی ای که بعد از دیدنش دارم رو دوست دارم این حس که بزرگ شدن یه آدم اون طرف کره زمین چقدر شبیه و در عین حال متفاوت از زندگی من می تونه باشه رو دوست دارم
یکی از دلایلی که دوستش دارم اینه که از دهه 2000 و زندگی ای که اون موقع بوده فیلم گرفته شده و منو یاد بچگیام انداخت و اینکه چقدر اون دوران خاص بود
#Movie
دوستان
مامان این خانوم نیاز به درمانی داره که خارج از کشور انجام میشه و هزینش خیلی زیاده و خب اینجور که گفتن وضع مامانشون خوب نیست و وقت چندانی ندارن
اگر که بتونین حتی ۱۰۰۰ تومن هم کمک کنین از هیچی بهتره
من تا قبل از این موضوع کانالشون رو نداشتم و برای همین رفتم پیامای قبلی کانالشون رو چک کردم و واقعا چندساله مامانشون درگیر این بیماریه
درسته مامان ما نیست ولی بلاخره مامان کسیه و یه آدمه با کلی امید و آرزو به نظرم تلاش برای نگه داشتن یه آدم توی این دنیا ارزشمنده
بنابراین اگر حتی نتونستین کمک کنین می تونین به اشخاص دیگه بگین و نشر بدین تا قطره قطره جمع گردد
یکی از مانتو هایی که مدت ها بود نپوشیده بودم رو پوشیدم و فلشی که ماه ها گم کرده بودم و کلی دنبالش گشته بودم و فکر می کردم اشتباهی انداختمش بیرون رو توی جیبش پیدا کردم💃
