نُور.
الذهاب إلى القناة على Telegram
203
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
204
چه بخواهی چه نخواهی روزی فرا میرسد که به پشت سرت نگاه میکنی و میبینی هرچه عشق بود،هرچه صدا و خنده بود،همه در قعر تاریکی مدفون شدهاند.
آن وقت است که تازه میفهمی هیچگاه صاحب چیزی نبودهای،همه چیز فقط امانتی بوده که زمان با بیرحمی پس گرفت.
«عباس معروفی»
204
سیگارشو خاموش کرد و گفت :
"وسط یه مرحله عجیب از زندگیم، انگار گم شدم، خودِ قدیمیم کامل از بین رفته در حالی که خود جدیدم هنوز کامل متولد نشده."
204
و سرانجام هیچچیز آزاردهنده تر از این نیست که خودت را دوباره در همان نقطه ای پیدا کنی که با تمام وجود تلاش کرده بودی از آن بیایی بیرون.
204
موی سپیده را فلکم رایگان نداد
این رشته را به نقد جوانی خریدم
ای سروِ پای بسته،به آزادی مَناز
آزاده من که از همه عالم بریدم.
204
درونم جنگ است...
نه بین خِیروشَر،بلکه بین منومن
بین کودکیم که هنوز عشق میخواهد
و بالغی که یاد گرفته فقط دوام بیاورد
و در این میان نه پناهی هست
نه آغوشی امن،فقط سکوتی که همه چیز را در خودش میبلعد.
204
فاصله بسیار است
میان آنچه هستیم
و میخواستیم
خسته از همراهی کردن روحی
که از میان قرنها گذشته است
و پی بردن به این که
انسان حجمی از زندگیهای دیگر است
که روی هم انباشته شدهاند.
سایبر هاکا
204
میپرسه: حالت چطوره؟
میگم: خاکستری؛ فقط بعضی وقتها تیرهتر میشه و گاهی اوقات، روشنتر.
من نه اونقدر حالم بده، که از ادامه دادن دست بکشم؛ نه اونقدر دلم خوشه که به آینه لبخند بزنم.
نمیدونم، شاید معنای زندگی همینه.
